چرا قران معجزه است؟برخی دلایلی که برای اعجاز قران اورده اند برایم قانع کننده نیست.
مثلا هماهنگى و عدم تناقض و اخبار غيبى و امى بودن آورنده قرآن(ایا این دلایل با امکان ساحر بودن پیامبر"نعوذ بالله" رد نمیشود؟)
یا مثلا برای تحدى
(آیۀ اول سورۀ مؤمنون(قد افلح المؤمنون) را به شکل «قد افلح الصالحون» تغییر دهد.)یا
(آیه الهی:توبه آیه ۱۲۳
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
آیه زمینی:
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را نکشید! تا در شما مهربانی و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است)

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
این سؤال که بپرسید: "چرا قرآن معجزه است؟" سؤال درست و روشنی نیست؛ زیرا معجزه بودن قرآن چرا ندارد و چرایش این است که خدا خواسته قرآن معجزه باشد.
اما اگر منظورتان از این سؤال این است که: "به چه دلیل می گوییم قرآن معجزه است؟" جوابش این است که بدین دلیل که خدا و پیامبر آن را به عنوان "آیت" و از جانب خدا و نشان صداقت رسول خدا(ص) در نبوت معرفی کرده و اعلام نموده اند. اگر قرآن را خدایی و معجزه و آیت نبوت پیامبر و وحی و کلام خدا نمی دانید و آن را تراوش ذهن و فکر پیامبر یا غیر پیامبر از دیگر افراد بشر می دانید، خودتان و هر کس که می توانید پشت به پشت هم بدهید و سوره ای همانند آن بیاورید و به زبان شناسان و کلام شناسان منصف از مسلمان یا غیر مسلمان از هر ملت و مذهب ارائه دهید. اگر همانند بودن آن را تأیید کردند، پس قرآن معجزه نیست؛ ولی اگر آن را کپی برداری ناقص و غلط از قرآن یا کلامی غیر قابل قیاس با قرآن شمردند، پس باور و یقین کنید که قرآن آیت و معجزه است و همین که در این مدت بیش از 14 قرن با وجود انگیزه های قوی برای مقابله، کسی نتوانسته برای همانندآوری اقدام کند و آن ها هم که اقدام کرده اند، مفتضح شده اند، خود بهترین دلیل بر معجزه بودن قرآن است.
اما در ادامه، شما به وجوه اعجاز قرآن اشاره کرده اید و برخی وجه و جنبه ها را قانع کننده نشمرده اید. قرآن در مجموع، معجزه است و عالمان با توجه به فهم و درکشان، وجوه و جنبه هایی از معجزه بودن قرآن را بر شمرده اند، از جمله: رسایی و گیرایی فوق العاده، حق مطلق بودن و خالی بودن از شائبه های باطل، اخبار غیبی که در آن آمده که در هیچ منبعی نبود و جز خدا از آن خبر نداشت، اخبار علمی ای که راجع به جهان در آن آمده که بشر آن روز از آن خبر نداشته و علم بدان نرسیده بود، هماهنگی و اتقان و مؤید بودن آیات و نبودن اختلاف و تناقض در بین آن ها و...، همگی جنبه های معجزه بودن قرآن است و شما نسبت به بعضی موارد قانع نشده اید.
البته مانعی ندارد و شما می توانید ایراد بگیرید؛ ولی خوب است موارد قانع نشدن را بگویید تا معلوم شود قانع نشدن شما به چه جهت است؟
مثال هایی که زده اید، حداقل از دو جهت اشکال دارد:
1. تحدی به حداقل یک سوره است، نه یک آیه. سوره، مجموعه به هم پیوسته ای است که هدف خاص و پیام ویژه و استحکام و ارتباط ارگانیک و تنگاتنگ دارد. آوردن یک آیه مثل آیات قرآن، کافی نیست و اجابت دعوت هماوردی قرآن نمی باشد.
2. این که در یک آیه تصرف کنیم و با تغییر عبارت به عبارت های مترادف، جمله ای شبیه قرآن بسازیم، هماوردی نیست؛ زیرا این را کپی گویند و کسی این را به عنوان هماورد و همانندآوری نمی پذیرد.
مثلاً در جهان نمادهای معماری عجیب وجود دارد که بعضی را سرقتی می گویند؛ زیرا نقشه یک نماد را گرفته اند و با تغییراتی جزیی آن را تکثیر کرده اند؛ ولی گاهی تغییرات آن قدر گسترده و عمیق است که معماران متبحر جهان دیگر آن را کپی و سرقت نمی شناسند و گاهی اصلاً از جایی ایده نگرفته و یک کار ابتکاری ارائه داده است.
کسی که می خواهد با قرآن هماوردی کند، باید یک سوره، یعنی یک مجموعه متقن و هدفدار و حق و زیبا و رسا ارائه دهد که زبانشناسان بگویند این یک کلام ابتکاری همانند قرآن یا بهتر از آن است، یا اگر هم از قرآن ایده گرفته، تغییرات به حدی گسترده و عمیق است که اثر جدیدی را ارائه داده است.
اما این که اگر در این آیه به جای "المؤمنون"، "الصالحون" بیاید، بهتر است یا تغییر و فرقی نمی کند، باید از عالمان عرب آشنا به زبان و ادبیات عرب، به خصوص علم معانی و بیان، بپرسیم تا توضیح دهند که این جایگزینی به فصاحت و هدف آیه ضربه می زند و بعضی مقاصد را نمی رساند یا ضربه نمی زند یا بهتر می شود و نعوذ بالله خدا نمی دانسته که بهتر و رساتر است!
اگر عالمان منصف و عارف به زیر و بم زبان عربی چنین سخنی گفتند، ما می توانیم به اتکای آن ادعا کنیم؛ نه این که بدون اطلاع از این نکته های ریز و تخصصی بگوییم فرقی ندارد یا بهتر است.
اما این که قرآن فرموده: "کافران کنار دستتان را بکشید و با آنان به شدت برخورد کنید " را برداریم و بگوییم: "ای مؤمنان کافران کنار دستتان را نکشید تا در شما مهربانی و انسانیت را بیابند"، علاوه بر این که هماوردی با قرآن نیست و کپی برداری و تغییر الفاظ است، معنای حق و قابل قبولی هم ندارد؛ زیرا آیات قتال مربوط با برخورد مسلمانان با کافران ستیزه جو و محارب و مهاجم است و اینان اسلام و حقانیت آن را دریافته و آن را مخالف منافع مادی حرام خود دیده و برای نابود کردن اسلام و مسلمانان شمشیر کشیده اند و حالا به مسلمانان دستور داده شود تا در برابر این مهاجمان که قصد براندازی کیان و محو وجود شما را دارند، تسلیم باشید و مهربانی کنید و...! چنین دستوری، اصلاً صحیح نیست؛ چه رسد به این که نوبت به معارضه و هماوردی با قرآن برسد.
بله، رهنمود شما در برخورد با کافران و غیر مسلمانانی که اسلام را نشناخته اند، خیلی خوب است و سبب جذب آن ها می شود و قرآن هم همین دستور را می دهد و می فرماید:
«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛ (1)
«خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند، نهى نمى‏كند؛ چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد. تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد، ظالم و ستمگر است».
پس امر خدا، به کشتن و خشم گیری نسبت به کافران مهاجم و محارب و ستیزه جو است؛ وگرنه نسبت به بقیه، نه تنها امر به کشتار و خشم گیری نمی کند و از محبت و مهربانی به آنان نهی نمی نماید، بلکه به محبت و مهربانی و رفتار انسانی با آنان دعوت می کند.
پس در این مقام که آیه است، دعوت به محبت اصلاً صحیح نیست و باطل نمی تواند با حق معارضه کند و در جای خود، دعوت به محبت صورت گرفته است.

پی نوشت:
1. ممتحنه (60) آیه 8 و 9.