پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در جواب شما ابتدا اصل روایت را بیان کرده و عرض می کنیم که این سؤال شما پاسخ های مختلفی دارد که ما هم به موادی از آن ها اشاره می کنیم.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): «إِنَّ مَنْ أَجَابَ فِي كُلِّ مَا يُسْأَلُ عَنْهُ لَمَجْنُون‏»؛ (1) «امام صادق (ع) فرمود: به راستى کسى كه به‏ هر چه از او پرسيده شود، پاسخ گويد، ديوانه است».
شك نيست كه سؤال كردن، كليد فهم حقایق است. به همين دليل، كسانى كه كم تر مى‏پرسند، كمتر مى‏دانند. در آيات و روايات اسلامى نيز به مسلمانان دستور اكيد داده شده است كه هر چه را نمى‏دانند بپرسند؛ ولى از آن جا كه هر قانونى معمولا استثنايى دارد، اين اصل اساسى تعليم و تربيت نيز استثنايى دارد و آن اين كه گاهى پاره‏اى از مسائل، پنهان بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تامين مصالح افراد بهتر است. در اين گونه موارد، جستجوها و پرسش هاى پى در پى، براى پرده برداشتن از روى واقعيت، نه تنها فضيلتى ندارد، بلكه مذموم و ناپسند نيز مى‏باشد.
مثلاً غالب پزشكان صلاح مى‏دانند كه بيماري هاى سخت و وحشتناك را از شخص بيمار مكتوم دارند. گاهى تنها اطرافيان را در جريان مى‏گذارند؛ با اين قيد كه از بيمار پنهان دارند؛ زيرا تجربه نشان داده که بيش تر مردم اگر از عمق بيمارى خود آگاه شوند، گرفتار وحشتى مى‏گردند كه اگر كشنده نباشد، لااقل بهبودى را به تأخير مى‏اندازد.
در اين گونه موارد، بيمار هرگز نبايد در برابر طبيب دلسوز خود به سؤال و اصرار بپردازد؛ زيرا اصرارهاى مكرر او گاهى چنان ميدان را بر طبيب تنگ ‏مى‏كند كه براى آسودگى خود و رسيدگى به ساير بيماران، جز اين نمى‏بيند كه حقيقت را براى اين "بيمار لجوج" آشكار سازد؛ هرچند او از اين رهگذر زيان هايى ببيند.
همچنين مردم در همكاري هاى خود نياز به خوش‏بينى دارند و براى حفظ اين سرمايه بزرگ، صلاح اين است كه از تمام جزئيات حال يكديگر با خبر نباشند؛ زيرا بالآخره هر كس نقطه ضعفى دارد و فاش شدن تمام نقطه‏هاى ضعف، همكارى‏هاى افراد را با اشكال مواجه مى‏كند؛ مثلا ممكن است يك فرد با شخصيت و مؤثر، تصادفا در يك خانواده پست و پایين متولد شده باشد. اكنون اگر سابقه او فاش شود، ممكن است آثار وجودى او در جامعه متزلزل گردد. در اين گونه موارد، به هيچ وجه نبايد افراد اصرارى داشته باشند و به جستجو برخيزند.
و يا اين كه بسيارى از نقشه‏ها و طرح هاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آن ها ضربه‏اى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
اين ها و امثال آن، مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند، نبايد آن ها را پاسخ گويند.
بنابراین، قرآن در این آيه به اين موضوع اشاره كرده و صريحا مى فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ»؛ (2) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از امورى كه افشاى آن ها باعث ناراحتى و دردسر شما مى‏شود، پرسش نكنيد».
در بسیاری از روایات اسلامی آمده است که تحصیل علم به احکام شرعی و مسائل ضروری، واجب و لازم است و در مقابل، عمل کردن بدون علم و آگاهی جایز نیست. اگر سؤال هایی از شما پرسیده شود، حق آن است که اگر بلد نیستید، در جوابشان بگویید: نمی دانم؛ چرا که اگر بدون فکر و تأمل به پاسخ یکایک آن ها بپردازید، یقینا بیش ترین جواب هایی که می دهید، پاسخی یا کلامی و فتوایی خواهد بود که یا غلط است یا کامل نیست و ناقص است.
همچنین بعضی از سؤال ها از مسائل خصوصی و خانوادگی نشأت می گیرد و پاسخ به آن ها شاید به عنوان مصداق تجسس یا امور حرام دیگر، به حساب آید که کار حرامی است و یا باعث اختلافات شدید خانوادگی می گردد.
بعضی از پرسش ها هم اگر پاسخ داده شود، مخاطب دچار اختلالات فردی یا اجتماعی می شود و دردسرهایی برای خودش ایجاد می کند؛ چرا که ظرفیت هضم آن ها را ندارد.
برخی سؤالات به امور سیاسی مرتبط به حفظ و اسرار حکومت اسلامی است که اگر دانسته شود، برای آن فرد شیعه مشکلاتی به وجود می آید؛ مثلا طرف بخواهد با رعایت تقیه شیعه گری خود را حفظ کند، ولی پرسشگر از دین و مذهبش سؤال نماید و رابطه بین او و امامش را برملا نماید و این ارتباط بین شیعیان و امام قطع کامل گردد یا منجر به قتل و یا امور دیگر شود.
بعضی از پرسش ها هم با سن و شخصیت مخاطب سازگار نیست؛ مثل این که پسر 12 ساله از امور زناشویی بپرسد.
از این رو، پاسخ گفتن به هر سؤالی ضمن این که باعث می شود فرد خویش را به هلاکت بیندازد، سبب می شود که دیگران هم به هلاکت، بدبختی و گمراهی کشانده شوند و این، دیوانگی است. به همین سبب و دلایل دیگر، امام صادق(ع) چنین فردی را دیوانه و مجنون خوانده است.

پی نوشت ها:
1. معاني الأخبار، شیخ صدوق، ترجمه محمدى‏، ناشر: دار الكتب الاسلامية،‏ ج ‏2، ص 90.
2. مائده (5) آیه 101.