بسمه تعالی
سلام.خسته نباشید.امیدوارم حالتان خوب باشد.
حدودا نزدیک به شش ماه است ک من با نحوه ی چت و چت روم ها اشنا شده ام.تا حالابا افرادی صحبت کردم.من چندوقتیست با پسری اشنا شده ام.حالا من و او قرار ازدواج گذاشته ایم.دلیل من برای حفظ ارتباطم با او فقط این بود که اوهم مسلمان بود.من و او هردومسلمانیم حداقل اگر نتوانیم مومن باشیم.حداقل تا سه یا چهارسال اینده اگر خدا بخواهد ازدواج میکنیم.من طی یکسال کارهایی را مرتکب شده ام که اطلاع دقیقی از حرام بودن انها نداشتم.من پیش از این رابطه ی نزدیکتری با خدا داشتم.هم با خدا هم با ائمه اش.احساس میکنم از انها دور شده ام.احساس میکنم نیاز دارم تا دوباره نزد خدا برگردم چراکه خدا با خوابها و اتفاقات فراوان این برا به من گفته که دوست دارد من به روزهای پیشینم برگردم.من دختری چادری هستم.نمیخواهم فرض کنند درون من با ظاهرم متفاوت است.خواهش میکنم به من بگویید چگونه باید به روزهای اولم برگردم؟ایا داشتن ارتباطی که فقط تلفنی است با همان پسر گناه محسوب میشود؟مخصوصا اینکه من احساس میکنم ان پسر تفکراتی نامشروع درذهن دارد با اینکه میدانم پسریست به مراتب پاکتر از بقیه و علاقه اش هم واقعیست.من چه باید بکنم؟ایا باید عهدم با ان پسر را بشکنم؟من نزدیک به دوماه است که رفتن به چت روم را کنار گذاشته ام.چه کنم تا از وسوسه های شیطان درامان بمانم؟چه کنم تا ذوق بیشتری به نماز داشته باشم؟خواهش میکنم کمکم کنید.احساس میکنم خدا از من درخواست دارد که برگردم.میخواهم نزد خدا برگردم اما چگونه؟ایا من بخشیده میشوم؟چگونه سر توبه ام استوار بایستم؟
پرسش 1:
چه کاري بايد انجام دهم و چگونه؟ شرح : بسمه تعالي سلام.خسته نباشيد.اميدوارم حالتان خوب باشد. حدودا نزديک به شش ماه است ک من با نحوه ي چت و چت روم ها آشنا شده ام. تا حالابا افرادي صحبت کردم. من چند وقتيست با پسري آشنا شده ام. حالا من و او قرار ازدواج گذاشته ايم. دليل من براي حفظ ارتباطم با او فقط اين بود که او هم مسلمان بود. من و او هر دو مسلمانيم حداقل اگر نتوانيم مومن باشيم.
پاسخ:
قبل از پاسخ به سؤالات شما، لازم مي دانيم اين نکته را تذکر بدهيم که با توجه به اين که نوشته ايد متولد 1375 هستيد، نمي توانيد از حضرت امام خميني(ره) تقليد کنيد؛ زيرا يکي از شرايط انتخاب مرجع تقليد اين است که شروع تقليد در ابتداي سن تکليف، بايد از يک مرجع زنده باشد و حضرت امام در سال 1368 شمسي دار دنيا را وداع گفته اند.
مطالب متعددي را مطرح کرده ايد که لازم است به هر کدام جداگانه پاسخ داده شود. بدين منظور به مطالب ذيل دقت کنيد:
نوشته ايد: "نزديک به شش ماه است ک من با شيوه چت و چت روم ها آشنا شده ام. چند وقتي است با پسري آشنا شده ام. حالا من و او قرار ازدواج گذاشته ايم."
نخست آن که: معمولاً علاقه هايي که از طريق فضاي مجازي (اينترنت، اس ام اس، تلفن و...) و بدون ديدن طرف مقابل و قبل از اين که به صورت منطقي تصميم به ازدواج بگيرند، ايجاد مي شود، از واقعيت به دور هستند. اين گونه وابستگي ها و احساسات که در کنار علاقه ايجاد مي شود، ريشه در وابستگي هاي عاطفي، رواني و غريزي دارد که به صورت انحرافي متوجه جنس مخالف مي شود. اين نوع علاقه هاي مجازي، باعث پنهان ماندن شخصيت اصلي و واقعي افراد مي شود که حتي در صورت ازدواج نيز موفق نخواهد بود؛ زيرا با آشکار شدن شخصيت اصلي، مشکلات و اختلافات شروع مي شود. توصيه مي کنيم قبل از هر اقدامي براي ازدواج، ابتدا در اين مورد فکر کنيد و اولياي خود را در جريان بگذاريد.
دوم آن که: درخواست ازدواج داراي آداب و رسومي است كه بايد آن ها را مراعات نمود. اگر اين شرايط رخ ندهد، ميتوان از ابراز علاقه عبور كرد و رفتاري مزاحمت آميز داشت، درست مانند آنچه بعضي از پسران با دختراني در سن شما انجام داده اند و يا آن كه مانند رفتار شما، خودشان را درگير روابط عاطفي نموده اند و سپس نتوانسته اند با واقعيت اصلي روبه رو شوند و بعد از اين که طعمه هواخواهي پسران شده اند، خود را تنها يافته و راه بازگشتي نيز نداشته اند.
به همين دليل، هميشه بايد واقع گرا بوده و مراقب باشيم كه اگر كسي بيش از اندازه تلاش مي كند كه به ما نزديك شود، از او بخواهيم كه از ادامه اين رفتار خودداري نمايد و اگر درخواستي دارد، آن را از راه منطقي ارائه کند. نبايد اجازه بدهيد که رابطه غلط ميان خود و ايشان را به عاشق بودن و مانند آن، تفسير نماييد.
پرسش 2:
آيا داشتن ارتباطي که فقط تلفني است با همان پسر گناه محسوب مي شود؟ مخصوصا اينکه من احساس مي کنم آن پسر تفکراتي نامشروع در ذهن دارد با اينکه مي دانم پسري است به مراتب پاکتر از بقيه و علاقه اش هم واقعي است.من چه بايد بکنم؟آيا بايد عهدم با ان پسر را بشکنم چه کنم تا ذوق بيشتري به نماز داشته باشم؟ خواهش ميکنم کمکم کنيد.احساس ميکنم خدا از من درخواست دارد که برگردم.ميخواهم نزد خدا برگردم اما چگونه؟ايا من بخشيده مي شوم؟چگونه سر توبه ام استوار بايستم؟
پاسخ:
در نامه خود از مطالب متعددي سوال کرده ايد که هر يک پاسخ مفصلي را مي طلبد . در عين حال پاسخ هاي کوتاهي تقديم مي شود . در صورت نياز به پاسخ هاي کامل تر مي توانيد در نامه هاي بعدي مطرح کنيد تا پاسخ دهيم .
پرسيده ايد : " آيا داشتن ارتباطي که فقط تلفني است با همان پسر گناه محسوب مي شود؟"
يک حکم کلي، چت کردن همانند ديگر صورت هاي صحبت کردن زن و مرد يا دختر و پسر نا محرم، اگر مفسدهاى نداشته باشد و خوف وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگيرد، و اصلا کلماتي که شهوت را تحريک مي کند، به کار برده نشود، اشکالى ندارد و اگر حرف هاي شهوي مطرح شود ، يا از گفتگو و چت کردن، شهوت، تهييج شود،جايز نيست و بايد از آن پرهيز شود .(1)
خواهر گرامي ، صحبت کردن هاي غير ضروري از مناسب ترين زمينه هاي نفوذ شيطان است. ناخود آگاه انسان را به روابط غير اخلاقي سوق مي دهد .اين گونه گفتگوها اگر در آغاز هم قصد سوء و خلاف و لغزشى در ميان نباشد، در ادامه راه به مسير نادرست مىانجامد.
به همين خاطر برخي مراجع در خصوص چت آن را به طور مطلق داراي اشکال دانسته و گفته اند: با توجه به اينکه ارتباط و نامه نگاري دختر و پسر نامحرم، چه از طريق شبکه اينترنت و چت و چه از راه هاي ديگر غالبا منشأ فساد است ، جايز نيست . چت کردن با نامحرم بدون ضرورت اشکال دارد و گناه است.(2)
با توجه به سابقه ارتباطي که با اين پسر داريد و خودتان احتمال خطر داده ايد و گفته ايد : "من احساس ميکنم ان پسر تفکراتي نامشروع درذهن دارد" و قصد توبه و بازگشت به سمت خدا را نيز داريد توصيه ما به شما اين است که حتي ارتباط تلفني نيز با اين پسر نداشته باشيد و سعي کنيد حتي به او فکر نيز نکنيد .
پرسيده ايد : مخصوصا اينکه من احساس مي کنم آن پسر تفکراتي نامشروع در ذهن دارد با اينکه مي دانم پسريست به مراتب پاکتر از بقيه و علاقه اش هم واقعيست. من چه بايد بکنم؟
معمولاً علاقه هايي که از طريق فضاي مجازي(اينترنت، اس ام اس، تلفن و..) بدون ديدن طرف مقابل ايجاد مي شود و قبل از اينکه به صورت منطقي تصميم به ازدواج بگيرند ، ايجاد مي شود و وابستگي ها و احساسات که در کنار علاقه ايجاد مي شود، از واقعيت ها به دور است و ريشه در وابستگي هاي عاطفي، رواني و غريزي دارد که به صورت انحرافي متوجه جنس مخالف مي شود.
براي من بسيار تعجب برانگيز است که چگونه دوست داشتن را به چيزي که در اصل يک وابستگي کامل است ربط مي دهيد و مي گوييد:" علاقه اش به من واقعيست."
علاوه چگونه او را پسري به مراتب پاکتر از بقيه مي دانيد در حالي که خودتان اظهار مي کنيد " احساس مي کنم آن پسر تفکراتي نامشروع در ذهن دارد"
اين نکته قابل توجه است که متأسفانه اغلب دختران ما حتي قادر نيستند تشخيص دهند که اکنون مشغول انجام چه کاري هستند. گاهي آن ها نام دلبستگي را در جايي که يک وابستگي تمام عيار وجود دارد به کار مي گيرند؛ اين در حالي است که در دلبستگي ما به فرد مقابل شناخت داشته و نسبت به يکديگر متعهد هستيم . براي يکديگر نيز زندگي مي کنيم . هر گونه تغيير و رخدادي در زندگي من يا او موجب تأثير پذيري زندگي طرف مقابل خواهد شد.
بر خلاف دلبستگي، در وابستگي هيچ يک از طرفين نسبت به ديگري متعهد نبوده و سرنوشت هيچ يک از آن ها نيز نمي تواند بر ديگري تأثير بگذارد . هر يک از طرفين مي تواند مدعي شود که وظيفه اي نداشته است . از جهت حقوقي و شرعي نيز همين مسأله مبرهن است.
پرسيده ايد : آيا بايد عهدم با آن پسر را بشکنم؟
در قطع رابطه با آن پسر ترديد نکنيد. براي اينکه دليل محکمي براي قطع اين رابطه پيدا کنيد مطالب ذيل را مطالعه کنيد.
ارتباط با جنس مخالف و احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن براي دختر به خصوص اگر رابطه ايي خارج از محدوده اخلاق و دستورات ديني باشد، آسيب زننده و چراگاه شيطان است و آثار و تبعات زيان باري هم به دنبال دارد از جمله:
1. آسيب هاي رواني:
گاهي دختري به پسري علاقهمند شده و حتي خود را در اختيار وي قرار مي دهد؛ پس از بيوفايي پسر و ترک وي، دختر به شدت دچار سرخوردگي گرديده و گاهي تا مرز افسردگي و بيماريهاي شديد رواني بيش ميرود. نيز اعتماد چنين شخصي از جنس مخالف به خاطر بي وفايي هاي که در نتيجه آن ارتباط ديده، سلب خواهد شد و در نتيجه چنين شخصي در زندگي آينده، نمي تواند متعادل باشد.
2. آسيبهاي اجتماعي:
دختري که در شهري کوچک با پسري ارتباط دارد و ارتباط آنها آشکار مي شود، چنين شخصي جايگاه و شخصيت اجتماعي خود را از دست ميدهد، حتى اگر ازدواج کند، ممکن است (با توجه به فرهنگ خانواده پسر) از طرف همسر و خانواده شوهر، مورد سرزنش واقع شود و به هر بهانهايي، روابط قبلي وي به رخش کشيده شود. اين پديده ميتواند تهديدي براي نهاد خانواده در جامعه و افزايش ميزان طلاق باشد.
3. آسيب هاي تربيتي:
دختري که با پسري يا حتي پسراني ارتباط دارد، جايگاه خود را به عنوان فردي شايسته براي تربيت، در ذهن اولياي خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست ميدهد. چنين دختري از سير تعليم و تربيت عقب ميماند. يا برخي از راهکارهاي تربيتي را پذيرا نمي گردد.
4. آسيب هاي معنوي:
دختري که با پسري رابطه دارد، با گناه و معصيت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقي نيز، آسيب مي بيند.
5. آسيب هاي غير قابل پيش بيني :
اين گونه روابط آسيب هايي نيز دارند که غير قابل پيش بيني هستند. تجربه نشان داده ارتباط هاي غير ضروري بين نامحرمان به خصوص جوانان از مناسب ترين زمينه هاي جايگاه هاي نفوذ شيطان است که ناخود آگاه انسان را به روابط غير اخلاقي سوق مي دهد . اين گونه گفتگوها اگر در آغاز هم قصد سوء و خلاف و لغزشى در ميان نباشد، در ادامه راه به مسير نادرست مىانجامد و گاهي انسان لطمه هايي از دوستاني مي بيند که انتظار آن را ندارد.
6. ضعيف شدن حس اعتماد:
دختران و پسراني که بر اثر آشنايي در خيابان يا محيط هاي ديگر و ايجاد علاقه و دوستي بين آنها ، به ارتباط و در نهايت به ازدواج اقدام مي کنند، گاهي در زندگي آينده، دچار بي اعتمادي مي شوند ؛ زيرا با خود مي گويند:
همسر او- که به راحتي با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است- آيا امکان ندارد که قبلاً با دختر ديگري نيز دوست بوده باشد؟ و يا در آينده با دختر ديگري ارتباط و دوستي برقرار نمايد!؟
اين افکار هميشه براي زوجين آزار دهنده است و در روابط و تصميم هاي زندگي نيز خود را به صورت هاي مختلف نمايان مي سازد.
در بعضي از ارتباطها، حتي اگر به ازدواج ختم نشود، چون دختر و پسر با اين مسئله مواجه بوده است، احتمال مي دهد که شايد همسر او نيز با شخص ديگر پيش از ازدواج رابطه داشته است.
توجه داشته باشيد كه هدف بيشتر دخترها از دوستي با پسرها ارضاء نيازهاي عاطفي، احساسي و پرکردن تنهايي است و برعکس انگيزه اين ارتباط گيري در اکثريت قريب به اتفاق پسرها، کامجويي و سوء استفاده جنسي بوده که در بعضي مواقع با فرآيند موسوم به (مخ زني و دادن وعده ازدواج) انجام مي گيرد.
اما مسئله اين است که:
چون جوانان و نوجوانان، مخصوصاً دختران جوان، هنوز به سني نرسيدهاند که عاقبت برخي از کارها بر ايشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتداي کار را که شيرين است، ميبينند و خداي ناکرده به دوستي با پسران نامحرم تن ميدهند و به اين ترتيب وارد دامي ميشوند که خلاصي از آن بسيار دشوار است! چرا که اولين مشکل آنها، مشغوليت فکرشان است و عقب افتادن تدريجي از درس يا تکاليف ديگر.
مشکل بعدي دختران (اگر داراي خانواده مذهبي باشند)، بعد از ازدواج آنها است؛ آنها اگر بخواهند با همان پسري که از طريق کوچه و خيابان با او آشنا شدهاند، ازدواج کنند؛ هيچ ضمانتي وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر ديگر در آستين نداشته باشد و سر بزنگاه از اين دختر جدا و به آنها نپيوندد و به اين ترتيب دختران زيادي را دچار داغ فراق و افسردگي و نابساماني خانوادگي نکند؛ پس انتخاب راهي که، سرانجامش رسوايي و پشيماني است، عاقلانه نمي باشد!
پس بنابراين، بهتر است از ابتدا چنين راه پرخطر و پرآسيبي، انتخاب نشود تا منجر به رسوايي و بي آبرويي و از دست رفتن پاکي و شرف در آينده نگردد.
سخن در اين باب نيز بسيار است . فکر مي کنم مطالب بالا شما را براي قطع رابطه با آن پسر قانع کرده باشد.پاسخ هاي تکميلي را در مکاتبات بعدي شما تقديم مي کنيم.
نوشته اي : مي خواهم نزد خدا بر گردم، اما چگونه؟آيا من بخشيده مي شوم؟
خواهر گرامي ؛
احساس شما از دعوت به بازگشت به سمت خدا ،علامت بسيار خوبي است . حاکي از وجود ايمان درون قلب شماست . حکايت از وجدان بيدار و حضور فعال نفس لوامه است و محصول نداي وجدان است .
براي رهايي از شکنجه وجدان، اسلام درهاي توبه و استغفار و کفارات را به روي گناهکاران گشوده است. وقتي با خدا خلوت کردي و به دعا و مناجات مشغول شدي، گناهان و معصيتهاي گذشته خود را به ياد آور . به زبان اعتراف و اقرار کن . از خدا عفو و مغفرت طلب نما. امام باقر(ع) فرمود: "واللَّه ما ينجو من الذّنب ألاّ من أقربه؛(3) سوگند به خدا! جز آن که به گناه اقرار کند، نجات نيافت"
قرآن مجيد با بيان لطيف خود گناهکاران را به سوي خدا دعوت ميکند . به آن ها قول ميدهد که ميتوانند خود را از زندگي گذشته به کلي جدا کنند و زندگي نو را آغاز نمايند.(4)
قرآن مجيد ميفرمايد: «نااميد از رحمت الهي نميشود مگر کسي که کافر است».(5) گناهکار هر قدر آلوده باشد، نبايد خود را از فيض رحمت الهي نااميد بداند.
بر اساس روايات، توبه آثار گناهان را محو ميکند . در اين صورت دغدغهاي براي گناهکار باقي نميماند. امام باقر(ع)مي فرمايد: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛(6) کسي که از گناه توبه کند، مانند کسي است که گناه نکرده باشد».
اظهار پشيماني در پيشگاه الهي دستور خاصي ندارد. مهم عزم بر ترک گناه و ندامت و پشيماني دروني است . پس با توجه به لطف بيکران الهي، جاي يأس و نااميدي نيست. «هو الّذي يقبل التوبة عن عباده و يعفو عن السيئات؛(7) خدا است که توبه بندگانش را ميپذيرد و گناهان آنان را عفو مينمايد»
اما در عين حال توبه آداب خاصي دارد که بايد آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از:
1. غسل توبه؛
2. خواندن دو رکعت نماز؛
3. استغفار (درخواست بخشش)؛ گفتن هفتاد مرتبه استغفر الله و اتوب اليه بعد از نماز
4. زمزمه دعاهاي توبه؛
5. به سجده رفتن و قدري گريه کردن ( هر چند به اندازه بسيار کمي باشد)
توبه کردن از گناه، سخت تر از بازداشتن خود از گناه است. بايد بسيار مراقب باشيد که توبه خود را با انجام دوباره آن گناه خراب نکنيد. ضمناً انجام کارهاي نيک هم مي تواند گناه گذشته را محوکنند.
پرسيده اي : چگونه سر توبه ام استوار بايستم؟
طبق آيات قرآن، شيطان دشمن قسم خورده انسان است. نبايد انتظار داشته باشيم به همين راحتي دست از سر ما بردارد. مهمترين راهِ در امان ماندن از چنين دشمني، شناختن او است. شيطان، موجودي است که ما را ميبيند و ما او را نميبينيم. کار او فقط وسوسه کردن و زينت دادن به گناهاناست. براي در امان ماندن از او بايد به کسي پناه ببريم که شيطان را ميبيند; ولي شيطان او را نميبيند که خداوند قاهر بيناست. قرآن ميفرمايد: "وَإِمَّا يَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّيْطَـَنِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُو سَمِيعٌ عَلِيم(8) اگر از شيطان وسوسهاي به تو رسد، به خدا پناه بر. زيرا او شنواي داناست.
خداوند ميفرمايد: پناه ببر، نه اينکه بگو پناه ميبرم. مثل اينکه وقتي آژير خطر ميزنند فوراً بايد به پناهگاه رفت . اگر با زبان بگويد خدايا به تو پناه ميبرم، ولي عملاً کاري انجام ندهد ، فايدهاي ندارد. چطور وقتي شيپور خطر را به صدا درميآورند ، انسان ميلرزد و مضطرب ميشود، وقتي شيطان وسوسه ميکند ، نيز انسان بايد بترسد و به پناهگاه برود. شيطان اول وسوسه ميکند. بعد به دام مياندازد. بعد سواري ميگيرد . بهترين راه براي محفوظ ماندن اين است که از مرحله اول به خداوند پناه ببريمو سپس از قدم نهادن در راهي که او مقابل ما نهاده خودداري نماييم . خداوند ميفرمايد: "...وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ َتِ الشَّيْطَـَنِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّ مُّبِين(9)... از پي گامهاي شيطان نرويد که براي شما دشمن آشکار است".
بنابراين براي رويارويي با وسوسههاي شيطاني، ابتدا بايد دشمن و راههاي نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس وي را به عقب راند و در گامهاي نهايي او را به اسارت کشيد. درجهت راه هاي مبارزه با وساوس شيطاني راه کار هايي وجود دارد که در صورت تمايل در مکاتبات بعدي بخواهيد تا بيان کنيم .
پى نوشتها:
1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ،ذيل مسئله 889 و سوال از دفتر آيت الله سيستاني.
2. آيت الله مکارم ،استفتا آت ،ج 3،ص257، س 683؛ احکام بانوان، ص 195،آيت الله بهجت ،استفتاآت ،ج4 ،سوال 5302.
3.ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسى، ج2 ، ص 426.
4. زمر (39) آيه 53.
5. يوسف (12) آيه 87.
6. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج2 ، ص 435.
7. شورى (42) آيه 25.
8.اعراف (7) آيه 200 .
9. بقره (2) آيه 168.
پرسش 3:
چه کار کنيم تا از وسوسه هاي شيطان در امان بمانيم؟
پاسخ:
طبق آيات قرآن، شيطان دشمن قسم خورده انسان است. نبايد انتظار داشته باشيم به همين راحتي دست از سر ما بردارد. مهمترين راهِ در امان ماندن از چنين دشمني، شناختن او است. شيطان، موجودي است که ما را ميبيند و ما او را نميبينيم. کار او فقط وسوسه کردن و زينت دادن به گناهان يا دشوار نشان دادن امور نيک است. براي درامان ماندن از او بايد به کسي پناه ببريم که شيطان را ميبيند; ولي شيطان او را نميبيند که خداوند قاهر بيناست. قرآن ميفرمايد: "وَإِمَّا يَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّيْطَـَنِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُو سَمِيعٌ عَلِيم;(1) اگر از شيطان وسوسهاي به تو رسد، به خدا پناه بر. زيرا او شنواي داناست.
خداوند ميفرمايد: پناه ببر، نه اينکه بگو پناه ميبرم. مثل اينکه وقتي آژير خطر ميزنند فوراً بايد به پناهگاه رفت . اگر با زبان بگويد خدايا به تو پناه ميبرم، ولي عملاً کاري انجام ندهد ، فايدهاي ندارد. چطور وقتي شيپور خطر را به صدا در ميآورند ،انسان ميلرزد و مضطرب ميشود، وقتي شيطان وسوسه ميکند ، نيز انسان بايد بترسد و به پناهگاه برود. شيطان اول وسوسه ميکند. بعد به دام مياندازد. بعد سواري ميگيرد . بهترين راه براي محفوظ ماندن اين است که از مرحله اول به خداوند پناه ببريم و سپس از قدم نهادن در راهي که او مقابل ما نهاده خودداري نماييم . خداوند ميفرمايد: "...وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ َتِ الشَّيْطَـَنِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّ مُّبِين;(2)... از پي گامهاي شيطان نرويد که براي شما دشمن آشکار است".
براي رويارويي با وسوسههاي شيطاني، ابتدا بايد دشمن و راههاي نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس وي را به عقب راند . در اين جهت راه هاي مبارزه با وساوس شيطاني عبارتند از:
1- نگهباني و مراقبت: شيطان با جان ما سر و کار دارد. از اين رو بايد از آن حراست کنيم. راههاي مراقبت عبارتند از:
أ) تقوا پيشگي: قرآن مجيد تقوا را لباسي بر اندام جان آدمي ميداند که آن را به خوبي ميپوشاند و حفظ ميکند: «لباس التّقوي ذلک خير؛(3) بهترين جامه، تقوا است».
ب) کنترل اعضا و جوارح: زبان، چشم، گوش، فکر و همة اعضا و جوارح، درهاي ورودي به قلباند. پس بايد اينها را کنترل کرد.
ج) محاسبه: بعد از کنترل نوبت به محاسبه ميرسد، يعني براي جبران ضعفها و برنامهريزي براي آينده ارزيابي لازم است.
2- واکنش مناسب: در برابر هر وسوسهاي بايد واکنش مناسب صورت گيرد.
پيامبر اکرم(ص) ميفرمايد:
«أَمَّا أَعْدَاؤُكَ مِنَ الْجِنِّ فَإِبْلِيسُ وَ جُنُودُهُ فَإِذَا أَتَاكَ فَقَالَ مَاتَ ابْنُكَ فَقُلْ إِنَّمَا خُلِقَ الْأَحْيَاءُ لِيَمُوتُوا وَ تَدْخُلُ بَضْعَةٌ مِنِّي الْجَنَّةَ إِنَّهُ لَيَسْرِي [لَيُسْرِي، لَيُسْرَى، لَيَسُرُّنِي] فَإِذَا أَتَاكَ وَ قَالَ قَدْ ذَهَبَ مَالُكَ فَقُلْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعْطَى وَ أَخَذَ وَ أَذْهَبَ عَنِّي الزَّكَاةَ فَلَا زَكَاةَ عَلَيَّ وَ إِذَا أَتَاكَ وَ قَالَ لَكَ النَّاسُ يَظْلِمُونَكَ وَ أَنْتَ لَا تَظْلِمُ فَقُلْ إِنَّمَا السَّبِيلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ إِذَا أَتَاكَ وَ قَالَ لَكَ مَا أَكْثَرَ إِحْسَانَكَ يُرِيدُ أَنْ يُدْخِلَكَ الْعُجْبَ فَقُلْ إِسَاءَتِي أَكْثَرُ مِنْ إِحْسَانِي وَ إِذَا أَتَاكَ فَقَالَ لَكَ مَا أَكْثَرَ صَلَاتَكَ فَقُلْ غَفْلَتِي أَكْثَرُ مِنْ صَلَاتِي وَ إِذَا قَالَ لَكَ كَمْ تُعْطِي النَّاسَ فَقُلْ مَا آخُذُ أَكْثَرُ مِمَّا أُعْطِي وَ إِذَا قَالَ لَكَ مَا أَكْثَرَ مَنْ يَظْلِمُكَ فَقُلْ مَنْ ظَلَمْتُهُ أَكْثَرُ وَ إِذَا أَتَاكَ فَقَالَ لَكَ كَمْ تَعْمَل فَقُلْ طَالَ مَا عَصَيْتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى
دشمنان تو از جن، ابليس و سپاهيان او است. پس :
اگر نزد تو آمد و گفت: فرزندت مُرد! به خود بگو: زندگان براي مردن آفريده شدهاند.
اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت! بگو: ستايش خداي را که ميدهد و ميگيرد و زکات را از من برد.
اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم ميکنند! ولي تو ستم نميکني بگو: روز قيامت آنان که ستم کردند گرفتارند.
اگر آمد و گفت: چه قدر نيکي ميکني! بگو: گناهان من بيش از نيکيهاي من است.
اگر آمد و گفت: چه قدر نماز ميگزاري! بگو: غفلت من از نمازهايم بيشتر است.
اگر آمد و گفت: چه قدر بخشش ميکني! بگو آن قدر که ميگيرم، از آن چه ميبخشم زيادتر است.
اگر گفت: چه قدر به تو ستم ميکنند! بگو: من بيشتر ستم کردهام.
اگر گفت: چه قدر براي خدا کار ميکني! بگو: چه بسيار معصيتها کردهام». (4)
3- استعاذه: در برابر هجوم وسوسههاي شيطان، لازم است به پناهگاهي مطمئن پناه ببريد و آن توجه به خدا و ياد او است. قرآن مجيد ميفرمايد: «اگر از شيطان وسوسهاي به تو رسد، به خدا پناه ببر که او شنواي دانا است». (5)
4- مجهز شدن به تجهيزات: در برابر تهاجم وسيع شيطان، بايد در ميدان کارزار، همواره مسلح باشيم. برخي از تجهيزات در حديث پيامبر اکرم(ص) مطرح شده است. حضرت ميفرمايد:
« أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَبَاعَدَ الشَّيْطَانُ مِنْكُمْ كَمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ قَالُوا بَلَى قَالَ الصَّوْمُ يُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَكْسِرُ ظَهْرَه »
« آيا شما را آگاه کنم بر کاري که اگر انجام داديد، شيطان از شما فاصله ميگيرد، به اندازه فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آري. فرمود: روزه صورت شيطان را سياه ميکند و صدقه، کمرش را ميشکند. دوستي براي خدا و کمک براي عمل صالح، پشت او را ميبُرد و استغفار، بند دلش را ميبرد». (6)
5- آشنايي با دامهاي شيطان: براي رهايي از وساوس شيطاني بايد مواظب دامهاي او بود. يکي از دامهاي خطرناک شيطاني، دوستي دنيا است.
امام علي(ع) ميفرمايد: «از دنيا حذر کن، زيرا دام شيطان و جايگاه فساد ايمان است». (7)
دام ديگر که از مهمترين ابزار کار شيطان به شمار ميرود، هواپرستي است، زيرا تا پايگاهي درون انسان وجود نداشته باشد، شيطان قدرت بر وسوسهگري ندارد. شيطان خواستههاي نفساني انسان را تأييد ميکند. قرآن مجيد ميفرمايد: «تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهي يافت مگر گمراهاني که از تو پيروي ميکنند». (8) بندة خدا تابع هوا و هوس نيست و خواست خدا را مقدّم ميدارد.
برخي از امور ديگر نيز در مخالفت با وسوسههاي شيطان مؤثر است:
1- انجام يک سري مستحبات مثلاً هميشه با وضو بودن و زبان را به ذکر مخصوصاً «لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلي العظيم» عادت دادن. نيز خواندن قرآن در اوقات مختلف.
2- خود را از بيکاري، تنهايي و عوامل وسوسهانگيز دور نگه داشتن.
3- ذهن را همواره به امور ارزشمند متوجه ساختن و عادت دادن.
4- مطالعه و تفکر دربارة خدا و قيامت.
5- به طور منظم مثلاً هفتگي به زيارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ انديشيدن.
6- شرکت کردن در مراسم ديني و فعاليت جدي در مسائل فرهنگي اجتماعي و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.
پينوشتها:
1.اعراف (7) آيه 200 .
2. بقره (2) آيه 168.
3. اعراف (7) آيه 26.
4. علامه مجلسي ،بحارالانوار،مؤسسه الوفا ، بيروت ، 1404 ه ق ،ج 1، ص 120.
5. اعراف (7) آيه 200.
6. شيخ کليني ، الکافي ، دار الکتب الاسلاميه - طهران ، 1365 ه ش ، ج4 ، ص 62.
7. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم،انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسى، ص 138.
8. حجر (15 ) آيه 42.






