1-آيا بازي هاي رايانه كردن و مدتها بدون هدفي بازي كردن جزء لهو و لعب بشمار ميآيد؟آيا معني لهو و لعب كار يا سخنان بي هوده گفتن و انجام دادن است ؟

2- اموات آيا درسته كه پنجشنبه ها روحشان آزاد است و اگر اين طور است چرا هر پنجشنبه به خانوادهشان سر ني زنند (در خواب تا باعث آرامش و تسلا شوند)و همچنين نكات و چيزهايي كه ديدند بيان كنند؟

پرسش: بازي ها شرح : آيا بازي هاي رايانه ای، جزء لهو و لعب به شمار مي آيد؟ آيا معناي لهو و لعب، كار عبث انجام دادن و یا سخنان بيهوده گفتن است؟

پاسخ:
با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
در صورتی که این بازی ها مفاسد جانبی نداشته باشد، به صورت محدود و برای رفع خستگی، مانعی ندارد و گاه در شرایط خاص می تواند ابزاری کمکی در جهت برنامه های اصلی زندگی یک نوجوان یا کودک قرار گیرد؛ اما لحاظ و رعایت سه نکته، مفید و لازم است:
1. استفاده از بازی ها به صورت محدود و برنامه ریزی شده باشد تا از اتلاف عمر و نیز بروز زیان های عصبی و جسمی در این بازی ها جلوگیری شود.
2. برای استفاده از بازی ها، گزینش صورت گیرد تا نه تنها حاوی مفاسد اخلاقی نباشد، بلکه سطح تأثیرات نامطلوب هیجانی و عصبی ناچیز باشد و یا بتوان از بازی هایی استفاده نمود که فواید هوشیِ یا علمی نیز داشته باشند.
3. باید عنایت داشته باشید که منع کلی نسل جدید از این بازی ها، گاه زیان های جدی را به دنبال دارد. مهم آن است که این مسئله، مدیریت صحیح شود.
بنابراین، هرگونه بازی یا تفریح مشروع اگر با انگیزه درست و منطقی و در جهت اهداف زندگی دیندارانه باشد و انسان را از مسیر بندگی خدا خارج نسازد، چه از ناحیه بزرگسالان باشد و چه نوجوانان، لهو و لعب مذموم در لسان شرع مقدس محسوب نمی گردد.
موفق باشید

پرسش: اموات آيا درسته كه پنجشنبه ها روحشان آزاد است و اگر اين طور است چرا هر پنجشنبه به خانوادهشان سر ني زنند (در خواب تا باعث آرامش و تسلا شوند) و همچنين نكات و چيزهايي كه ديدند بيان كنند؟

پاسخ:

آنچه درباره آمدن اموات به دیدار بازماندگان مطرح است، این است که بر اساس روایات، ارواح مردگان هر چند گاهی به اذن خداوند به دیدار خانواده‌شان می‌آیند و آن ها را می‌بینند، اگر سرگرم کارهای خوب بودند شادمان می‌شوند . اگر گرفتار کارهای بد بودند، ناراحت می‌شوند. اما اینکه در چه ساعتی و یا چه زمانی و یا هر چند گاهی می‌آیند، روایات‌‌ها متفاوت است. در برخی روایات هر هفته ذکر شده و در برخی هر ماه یک بار و در برخی سالی یک بار.
مرحوم شیخ کلینی(ره) در کتاب شریف کافی بابی تحت عنوان«ان المیت یزور اهله»(1) را مطرح کرده ‌است . روایات معتبری را در این باره نقل نموده‌اند . در روایات آمده است که اموات اعمّ از مؤمن و غیر مؤمن به دیدار بازماندگان خود می‌آیند . هر میّتی برحسب منزلت و شأنی که دارد ،اجازه این کار را پیدا می‌کند.
بعضی از اموات هر روز ،بعضی دیگر هر هفته و برخی هر سال و بعضی هر چند سال یک‌بار . حداقل اجازه‌ای که مؤمنین دارند هر جمعه است که می‌توانند به دیدار آشنایان خود در دنیا بیایند. مؤمنین وقتی به دیدار اقوام خود می‌آیند، اگر آنها را مشغول به اعمال صالح ببینند ،خوشحال شده و خدا را شکر می‌کنند . کافران وقتی به دیدار اقوام خود می‌آیند و آنها را مشغول به انجام اعمال صالح می‌بینند ، حسرت می‌خورند.
همچنين در حدیثی که در کتاب جامع الاخبار آمده است(2) بیان شده که اموات مومنين در شب جمعه به كنار خانه هاي خود مي آيند و با التماس و تضرع از خویشاوندان انتظار دارند کار خیری و صدقه‌ای برای آنها انجام داده شود .
در هر حال آنچه بايد دانست اين است كه ميزان ملاقات و سر زدن اموات به خانواده هايشان بسته به ميزان آزادي عملي است كه در برزخ براي ايشان در نظر گرفته مي شود كه اين امر هم تابع اعمال و رفتارهاي آنان در دنياست .
در واقع از روایات استفاده می‌شود که حضور ارواح اموات در دنیا و توجه به وضعیت بستگانشان از یک سو به میزان مقام و منزلت آنان و فراغت از مشکلات خاص آن جهان بستگی دارد و از سویی دیگر به میزان علاقه و رضایت آنان از بازماندگان و میزان توجه بازماندگان به آنان . چه بسا بي توجهي اموات به برخي از بازماندگان به خاطر نااميدي از توجه و خيرات و صدقات خالصانه ايشان باشد كه به حال آن ها منفعت دارد .
چنان كه از امام کاظم علیه السلام روایت شده که روح اموات به بازماندگان سر می‌زند. اگر از آنان کردار خوب و عمل صالح ببینند خوشحال می‌شوند و از آنان راضی می‌گردند. اگر آنان را در مسیر طاعت خداوند ندیدند، بلکه کردار بد و گناه از آنان مشاهده نمودند، اندوهگین و ناراحت می‌شوند.(3)
اما آن چه بايد بدان توجه داشت اين است كه در حالت طبيعي بازماندگان از رفت و آدم ارواح اموات خود آگاه نمي شوند و در نمي يابند كه ايشان به نزد بازماندگان امده و با آن ها مانوس هستند ، زيرا زمينه چنين ارتباط و آگاهي وجود ندارد ؛ تنها فرض ممكن در اين زمينه ملاقات با ايشان در عالم خواب و رويا است .
البته به شكل كلي بايد دانست كه برخی از رؤیاها ناشی از تأثیر اسباب و عوامل خارجی اند مانند گرما و سرما و یا عوامل داخلی مثل مریضی و وضع مزاج و پر بودن معده و ناراحتی و. . . .
همچنین تخیلات انسان در كم و كيف خواب ها بسيار موثر هستند و به همين جهت كم نيستند خواب هاي كاذبي كه حقیقتی در پس آن نیست. اما همه خواب ها این گونه نیست بلکه خواب های صادقه و رؤیاهایی هم هست که کاشف ازحقایق و حوادث خارجی است.
خواب دیدن مردگان نیز می تواند تابع عوامل ذکر شده و یا رویاهای صادقه باشد؛ یعنی روح ما با روح آنها ارتباط برقرار کند، به این بیان که :
از آن جا که روح انسان یک موجود مجرد و فرا طبیعی است، هنگامی که از تدبیر و اداره بدن فراغت پیدا می کند، زمینه ای برای آن فراهم می شود که با فراتر از محدوده بدنش نیز ارتباط برقرار سازد و حقایق فراتر از محدوده زندگی عادی را ببیند. نیز با ارواح گذشتگان به نحوی گفتگوهایی داشته باشد و از ایشان درباره نحوه زندگی در آن عالم حرف هایی بشنود.
از نظر آموزه ای دینی به اثبات رسیده است که ارواح در عالم برزخ با خویشان و دوستان خود ارتباط دارند. یکی از راه های ارتباط به خواب آمدن است، به نظر می رسد اصل این که انسان در خواب‌، می‌تواند با ارواح دیگران ارتباط برقرار کند، امری درست است و فرقی هم بین ارتباط با روح زنده و مرده نیست‌؛ یعنی انسان گاهی پیامی را از روح انسانی که از دنیا رفته است‌، دریافت می‌کند و گاهی از روح انسانی که زنده است‌، زیرا انسان در خواب ـ به مقدار زیادی ـ از بدن و عالم مادّی فاصله می‌گیرد و به عالم ارواح و عالم غیب نزدیک می‌شود.
البته این ارتباط، با مرگ کامل می‌گردد، ولی این ارتباط در خواب ـ ارتباط با عالم غیب و عالم ارواح ـ بیش‌تر از وقت بیداری است‌: "اَللّه‌ُ یَتَوَفَّی الاَنفُس‌َ حین‌َ مَوتِها والَّتی لَم تَمُت فی مَنامِها؛(4) خداوند ارواح را به هنگام "مرگ‌" قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز، به هنگام "خواب‌" می‌گیرد. "
ملاحظه می‌کنید که در خواب‌، همان اتفاقی می‌افتد که در وقت مرگ می‌افتد ـ یعنی قبض روح توسط خداوند ـ البته قبض روح در خواب‌، موقّت و ناقص است‌، پس هم امکان ارتباط با ارواح در خواب و هم دریافت پیام از آنان‌، امکان دارد؛ امّا در اختیار انسان نیست که با چه روحی ارتباط برقرار کند و از او چه پیامی را دریافت کند.
ممکن است روح هر مرده ای نیز این اجازه و اختیار، یا تمایل را برای ارتباط با روح ما نداشته باشد. در نتیجه برخی اموات زیاد در خواب دیده و برخی کمتر دیده می شوند. خواب دیدن اموات در خصوص افراد مختلفی حتی از علما هم ذکر شده است.
حقیقت آن است که این گونه امور جزئی در روایات بیان نشده است، ولی به طور کلی می‌توان گفت دليل به خواب نيامدن اموات هم عوامل گوناگوني است كه بخشي از آن ها ميزان آزادي ارواح ايشان يا ظرفيت و قابليت ما براي برقراري اين رابطه است ؛ به علاوه بعد از ارتباط در عالم خواب ميزان و كيفيت گفتگو و انتقال برخي اخبار به ما نيز براي ايشان كاملا محدود و مشخص شده است و ايشان اجازه بيان همه چيز آن هم به طور صريح و واضح را ندارند .
همچنين بعید نیست انگيزه و تمايل از آن طرف نیز براي اصل رابطه در عالم خواب بی‌تأثیر نباشد، مثلاً برخی از اموات ممکن است توقعی بیشتر از افراد بازمانده‌اش داشته باشد که برای آنها دعا کند و یا خیر و خیراتی به نیابت آنها انجام دهد، به خواب آن فرد بیشتر می‌آید. در هر صورت این گونه امور به طور دقیق برای هیچ کس معلوم نخواهد بود. در روایات هم نکته‌ای خاص در این خصوص دیده نشد.

پی‌نوشت‌ها:
1. شيخ كليني ، فروع کافی، ج3 ،ص 230 .نشر دارالکتب الاسلامیه تهران 1388ق.
2. تاج الدين شعيرى‏ ، جامع الاخبار ص169، انتشارات رضى‏ ، قم‏ ، 1405‏ ق .
3. علامه مجلسي ، بحار الانوار، ج 6، ص 257، انتشارات اسلاميه تهران بي تا .
4. زمر(39)آیه42.