با سلام و خسته نباشید
من می خواستم بپرسم اگر انسان به ارتکاب به گناه اهتمام جدی ببنده در عین نادانی و غفلت اما به هر دلیلی لطف خدا شامل حالش بشه و نتونه مرتکب گناه بشه و یا اینکه اصلا به گناه فکر کنه طوری که اگر شرایط حاصل بشه درینصورت به احتمال زیاد شخص گناه بکنه آیا مثل شخصی که قصد عمل خیر می کنه ولی شرایط مساعد نیست و نایل نمی شه ولی خدا به اون هم بخاطر اراده و عزم در عمل خیر (مثل سربازانی که در زمان پیامبر اراده به جهاد کرده ولی به علت تکمیل نفرات از نبرد معاف می شدند)پاداش میده شخصی که به گناه فکر می کند هم گناهکار است و به واسطه ی تفکر در این امر خدا او را مجازات می کند؟؟؟

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
فکر گناه، گناه نیست. تا وقتى که انسان خود را به گناه آلوده نکند، حتى اگر مقدمات آن را فراهم کرده باشد، گناهى در نامه او ثبت نمى‏شود . اما فکر و اندیشه گناه، پاکى و صفاى قلب را از بین مى برد و انسان را به ارتکاب آن وا مى دارد. حضرت على(ع) فرمود:
«من کثر فکره فى المعاصى دعته إلیها؛(1) کسى که در مورد گناهان زیاد فکر کند، گناهان او را به سوى خود مى کشند».نیز فرمود: «خوض النّاس فى شى‏ءٍ مقدّمة الکائن؛(2) فرو رفتن و تفکّر در مورد چیزى، سرآغاز وجود و پیدایش آن است». از این رو حضرت مسیح به پیروان خود فرمود: «موسى بن عمران به شما دستور داد زنا نکنید، اما من به شما سفارش مى کنم فکر زنا را هم نکنید، زیرا کسى که به زنا(یا هر گناه دیگری ) بیاندیشد، مانند کسى است که در اتاق زیبا و رنگ آمیرى شده‏اى، آتش روشن کند. در این صورت هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد، لکن دست کم دود آن ، اتاق را سیاه و خراب مى کند».(3)
پى نوشت‏ها:
1.عبد الواحد بن تميمي آمدي، معجم الفاظ غرر الحكم درر الكلم، مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه،ذي القعده 1413. تحقيق مصطفي درايتي، ص882.
2.همان ،ص312.
3. العلامه المجلسي، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 ه.ق ، ج 14، ص 331.