با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای شریعتی و کارشناس محترم برنامه.سوال من از شما این است که پرداخت زکات الف:برای کسی که باید قرض کسی را ادا کند و دارای وام است و باید نصف حقوق خود را برای ادای قرض بدهد و ب:برای خانم خانه داری که منبع درآمدی ندارد و میخواهد هرچه را که دارد گرچه اندک پس انداز کند چه حکمی دارد؟
سوال دیگری هم از خدمتتون دارم. بنده نسبت به اینکه خداوند مارا دارای اختیار آفریده است شکی ندارم و در عین حال شنیده ام که زیارت عاشورا حدیث قدسی میباشد.در زیارت عاشورا که از زیباترین و بابرکت ترین زیارتها میباشد خداوند حتی نام قاتلان امام حسین و دست اندر کاران ای واقعه ی دردناک را آورده است.من اینجا در ذهنم مشکلی پیش آمده است.لطفا این مشکلات را برایم رفع کنید.
باتشکر
پرسش: 1.زکات 2.اختیار
شرح :
پرداخت زکات الف:برای کسی که باید قرض کسی را ادا کند و دارای وام است و باید نصف حقوق خود را برای ادای قرض بدهد و ب:برای خانم خانه داری که منبع درآمدی ندارد و می خواهد هر چه را که دارد، گرچه اندک، پس انداز کند، چه حکمی دارد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به احتمال زیاد سوال شما در مورد خمس است ،نه زکات . اگر پاسخ تان را نیافتید، مجددا روشن تر سوال فرمایید تا جواب داده شود.
پاسخ 1: کسی که افزون بر مخارج سالانه خود درآمد ندارد ، خمس به او تعلق نمی گیرد.
پاسخ 2: اگر خانم خانه دار از پول درآمد خود یا هدایایی که به او داده می شود، پس انداز کند و تا سر سال خرج نکند ،باید خمسش را بدهد .(1)
پی نوشت:
1. آیت الله صافی گلپایگانی، توضیح المسائل ،م1761و 1762.
پرسش:
نسبت به اینکه خداوند ما را دارای اختیار آفریده است شکی ندارم و در عین حال شنیده ام که زیارت عاشورا حدیث قدسی می باشد. در زیارت عاشورا که از زیباترین و بابرکت ترین زیارت ها می باشد. خداوند حتی نام قاتلان امام حسین و دست اندر کاران این واقعه دردناک را آورده است. این جا در ذهنم مشکلی پیش آمده است.
پاسخ:
بر فرض صحت سند اين مطلب كه زيارت عاشورا حديث قدسي است، بايد گفت :
در دیدگاه تفکر شیعی هر فردی در طول زندگی مستقل از اراده الهی و خواست و مشیت او به اعمال و افعال گوناگون دست نمی زند، بلکه طبق تقدیرات الهی و اراده خداوند زندگی می کند . در واقع هر انسانی در طول زندگی در علم الهی دارای نقشی خاص خواهد بود؛ حال یکی نقش مثبت و دیگری نقش منفی، ولی ایفای نقشها بدون اختیار و اراده خود فرد یا متضاد با آن نیست، بلکه علم خدا و تقدیر الهی آن است که هر کسی با انتخاب و اختیار خود این نقش را ایفا کند، بنابر این ابتدا باید معنای قضا و قدر الهی روشن شود تا پاسخ سؤال روشن گردد.
تقدیر و قضا و قدر الهی یعنی مشیت خدا بر این تعلق گرفته که هر موجود ممکنی طبق محاسبه دقیق از راه علل و اسباب خود به وجود بیاید. مختار بودن انسانی جزء قضا و قدر الهی است، بدین معنی که خداوند خواسته انسان کارهای ارادی را با اختیار خود انجام دهد. پس درست است که بر خلاف تقدیر الهی نمی شود کاری انجام داد. لیکن آزاد و مختار بودن انسان تقدیر الهی است، یعنی انسان نمی تواند مجبور باشد ،چون خدا خواسته که مختار باشد. خداوند سرانجام کار هر انسانی را از ازل می داند. آگاه است که هر کس با استفاده از اختیار و آزادیش چه کاری را انجام می دهد.
به تعبیر دیگر عنصر آزادی، اراده و اختیار نیز جزء معلوم خداوند بوده، میدانسته که بندگان با صفت اختیار و با اراده خویش چه عملی را انجام می دهند. بنابراین شمر و افرادی مانند او جنایت خود را با اختیار خویش انجام دادند و می توانستند از کارشان منصرف شوند.
هر انسانی فطرتاً و به حکم وجدان خود کاملاً درک می کند که در کارهای خود از آزادی برخوردار است. قرآن کریم در تأیید داوری فطرت و حکم خود تصریحاً و تلویحاً آزادی انسان را زیر بنای تشریع دانسته و سرنوشت او را در دست خود میداند: "و ان لیس للانسان إلا ما سعی؛ بر آدمی جز نتیجه تلاشش چیزی نیست".(1) نیز می فرماید: "کل نفس بما کسبت رهینه؛ هر انسانی در گرو کار خود می باشد".(2)
چه پیامی رساتر از این که می گوید: "هر کس کار نیکی انجام دهد، به سود خود انجام داده؛ هر کس کار بد انجام داده است ، بر زیان او می باشد . خدای تو بر بندگان ستم نمی کند".(3)
اعزام پیامبران و تشریع قوانین و کوشش های تربیتی و تأسیس این همه دانشگده های علوم انسانی و برنامه های پرورشی، بر اصل آزادی انسان استوار است. اگر این اصل متزلزل گردد، برای هیچ کدام معنی صحیحی نخواهد بود، و باید تمام کوشش های دانشمندان علوم تربیتی را تلاشی بی ثمر دانست. از نظر منطق قرآن، بشر مختار و آزاد
آفریده شده، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است.
بشر در کارهای خود مانند یک سنگ نیست که او را از بالا به پایین رها کرده باشند و تحت تأثیر عامل جاذبه زمین به طرف زمین سقوط کند. نیز مانند گیاه نیست که تنها یک راه محدود در جلو او باشد، و همین که در اوضاع معیّنِ رشد و نمو قرار گرفت، خواه ناخواه مواد غذایی را جذب و راه رشد و نمو را طی می کند. نیز مانند حیوان نیست که به حکم غریزه کارهایی را انجام دهد. بشر همیشه خود را در چهار راه هایی می بیند و هیچ گونه اجباری ندارد که فقط یکی از آنها را انتخاب کند. انتخاب یکی از آنها به نظر و فکر و اراده شخصی او مربوط است؛ یعنی طرز فکر و انتخاب او است که یک راه را معیّن می کند.(4)
عمر سعد با علم به حقانیت امام حسین(ع) حتی یک شب برای فکر در عواقب کار مهلت می خواهد، ولی سرانجام با کمال آزادی راه شقاوت را بر میگزیند. "حر ریاحی" با این که ابتدا در صف دشمنان امام بود، با حُسن اختیار خود شهادت در رکاب امام را انتخاب کرد و به خیل سعادتمندان پیوست.
قرآن می فرماید: "ما راه را به انسان ارائه نمودیم، او سپاسگزار است یا ناسپاس".(5)
داستان کربلا و شهادت امام حسین با همه عظمت و آثار و برکاتی که به دنبال داشت، نه از اصول و مبانی دین محسوب می شود و نه از ضرورت های آن، تا فکر کنیم اگر چنین حادثه ای رخ نمی داد ، در مسیر دین و دینداری خللی پدید می آمد . پس باید به نحوی این حادثه رخ می داد . افرادی خواسته یا ناخواسته این جنایت را مرتکب می شدند تا نتایج و آثار مثبت آن برای جامعه باقی بماند. امام حسین مانند همه امامان دیگر اگر به شکل کنونی هم به شهادت نمی رسید، باز امام بود . آن قدر از مقامات و کمالات برخوردار بود که نام ایشان در تاریخ باقی بماند و تعالیم آسمانی ایشان سرلوحه زندگی آیندگان قرار بگیرد .
پینوشتها:
1. نجم (53) آیه39.
2. مدثر (74) آیه 38.
3. فصلت (41) آیه 46.
4. مطهری، مجموعه آثار(انسان و سرنوشت)، صدرا، تهران، 1375ه.ش، ج 1، ص 385 .
5. دهر (76) آیه3.






