مادری دارم که بسیارساده می باشد از روی سادگی حرفهایی می زند که باعث اختلاف بین افراد خانواده می گردد مرتب به ایشان تذکر می دهم و این تذکرها معمولا با عصبانیت و سروصدای من بوده چه باید بکنم که باعث رنجش ایشان نشوم و مرتکب گناه نگردم؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
احترام به پدر و مادر از واجبات دینی است.آیات و روایات فراوانی است که بر ضرورت نیکی به پدر و مادر تأکید دارد.
قرآن مجید احسان به پدر و مادر را وظیفه مردم می داند : "پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید. نسبت به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از این دو یا هر دو نزد تو به سن پیری برسند، بر آن ها فریاد مزن. گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن ها بگو. بال های تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر". (1)
امام صادق(ع) می فرماید: " َ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَيْئاً أَدْنَى مِنْ أُفٍّ لَنَهَى عَنْهُ وَ هُوَ مِنْ أَدْنَى الْعُقُوقِ وَ مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى وَالِدَيْهِ فَيُحِدَّ النَّظَرَ إِلَيْهِمَا ؛
اگر چیزی کم تر از "اُف" بود، خداوند از آن منع می فرمود . این کلمه از پست ترین عقوق و نافرمانی است، حتی نگاه تند به پدر و مادر کردن از اقسام عاق شدن است". (2)
بر اساس روایات دیگر یکی از مصادیق عاق والدین، اندوهگین کردن آن ها ذکر شده است. (3)
علامه مجلسی می گوید: "عقوق والدین به این است که فرزند حرمت آن ها را رعایت نکند. بی ادبی نماید. آن ها را به سبب گفتار یا رفتاری برنجاند . آزار و اذیت کند. در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد، از آن ها نافرمانی نماید . این عقوق گناه کبیره است". (4)
بنابراین وظیفه شما در مرحله اول، احترام به والدین است .
نوشته اید : " مادری دارم که بسیار ساده می باشد. از روی سادگی حرف هایی می زند که باعث اختلاف بین افراد خانواده می گردد. مرتب به ایشان تذکر می دهم . تذکرها معمولا با عصبانیت و سر و صدای من بوده .چه باید بکنم که باعث رنجش ایشان نشوم و مرتکب گناه نگردم."
خواهر گرامی ، از نظر شرعی تنها وظیفه دارید که با اخلاق نیک و زبان ملایم مادرتان را امر به معروف و نهی از منکر کنید. اما مراقب باشید کار را به دعوا و مجادله نرسانید. فقط به تذکر و نصیحت با اخلاق نیک و بدون خشونت اکتفا کنید. روشن است که امر به معروف برای تبدیل وضعیت نامطلوب به وضعیت بهتر و نیکوتر است . اگر گفتن شما تاثیری ندارد، تکلیفی دیگر ندارید. اگر تا به حال چند بار تذکر داده اید، بهتر است مدتی در این باره با ایشان هیچ گفتگو نکنید. بعد از مدتی به جای اینکه خودتان تذکر بدهید ، بدون اینکه مادرتان بفهمد از بزرگ تری که مادرتان حرف او را می پذیرد، بخواهید تا این مساله را به او تذکر دهد.
نیکی و احسان به او را بیش تر کنید. با محبت ، کنار گذاشتن بحث و مجادله ، از بی احترامی های گذشته نسبت به او عذرخواهی کنید. از این به بعد نیز به گونه ای با مادرتان رفتار کنید که جذب اخلاق شما گردد و سخن شما را بپذیرد.
پی نوشت ها :
1. اسراء(17) آیه 23 و 24.
2. ثقة الاسلام كلينى، كافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسى، ج2 ص 348.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت ، ج 75، ص 204.
4. گناهان کبیره، شهید دسثغیب ، دفتر نشر اسلامی ، چاپ یازدهم ، 1376، ج 1، ص 120.






