سلام عزیزان. خواهشمندم که راهنمای ام کنید.
من 10 سال پیش به فردی علاقه مند شدم. او هم به من علاقه داشت ولی چون از علاقه اش به خودم مطمین نبودم بنابراین 4 سال بعد از آشنایی مان من با شخص دیگری ازدواج کردم. خدا را شکر همسر خوبی دارم. اما مشکل من این است که من نتوانستم علاقه ام را به این آقا از دست بدهم و او را فراموش کنم. مخصوصا که بعد از 10 سال فهمیدم که آن آقا به خاطر علاقه اش به من ازدواج نکرده . و در طول این سالها من هر از گاهی با ایشان ارتباط تلفنی داشتم اما همیشه از این ارتباط عذاب وجدان داشتم و احساس خیانت به همسرم میکردم. حالا راهنمایی کنید که چیکار کنم تا این علاقه از بین برودو من دیگر با ایشان رابطه ای نداشته باشم. میدانم که خیلی گناه کردم . بگویید خدا چگونه گناهانم را می بخشد. چگونه استغفار کنم تا خدا این کار من را ببخشد. آیا خداوند همچین گناهی را میبخشد. خ.اهش میکنم راهنمایی ام کنید.

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
توجه شما را به چند نکته ذیل جلب می نمایم:
1. هر گونه رابطه عاشقانه یا علاقمندانه با جنس مخالف به خاطر بار هیجانی بسیار بالایی که دارد. به همین راحتی از صفحه ذهن انسان پاک نمی شود و نمی شود یک شبه به حذف یک علاقه یا عشق چندین ساله پرداخت. توصیه همه علمای دین و روان شناسان دین آشنا پیشگیری و جلوگیری از هر گونه رابطه با جنس مخالف است چرا که در صورت بی اعتنایی به این هشدار پیامدهای سنگین این چنینی برای فرد به همراه دارد.
2. از نظر ما روان شناسان تداوم این علایق (هر چند بر خلاف میل قلبی فرد علاقمند باشد) از یک ساز و کار پیروی می کند که این ساز و کار باعث تکرار غیر اختیاری این افکار یا تصاویر در ذهن می گردد.
شاید بتوان این ساز و کار را به ساز و کار افکار وسواسی مقایسه کرد. افکار وسواس گونه نیز به صورت تکرار شونده به ذهن فرد هجوم می آورند و فرد در برابر هجوم این افکار مزاحم بی دفاع است.
وسواس فکری ریشه در اضطراب بالای فرد دارد و اگر به طریقی از جمله روان درمانی (7 و 8 جلسه مشاوره حضوری با روان شناس بالینی) یا دارو درمانی (تجویز دارو توسط دندان پزشک) یا ... این اضطراب کاهش یابد فرد شاهد کاهش هجوم این افکار به ذهن می باشیم. اگر شاهد اضطراب بالا در خود باشید باید برای کاهش این علاقه نابهنجار به درمان تخصصی این اضطراب بپردازید.
عشق های مرضی (پاتولوژیک) و وابستگی های عاطفی نیز از چنین مکانیزمی پیروی می کنند. احتمال دارد علاقه اولیه شما به ایشان نیز از همین سنخ افکار وسواس گونه باشد.
اما در مورد آن پسر نیز وضعیت به همین منوال است و تداوم ده ساله این عشق مرضی چیزی جز همین افکار وسواس گونه نیست. این مسأله در این پسر به قدری شدید است که باعث کاهش عملکرد در ایشان گشته است و باعث تجرد بی دلیل و تأسف آور ایشان شده است.
قطعا شما با میلیون ها دختر این مرز و بوم تفاوت چندانی ندارید و هزاران دختر بهتر از شما در این کشور برای ازدواج با ایشان وجود دارد چرا ایشان به خاطر شمایی که هیچ موضوعیت خارجی برای ایشان ندارید ازدواج نکرده؟ چون که وسواس فکری شدید ایشان مانع این کار است. اگر ایشان در طی سالیان گذشته به درمان تخصصی خود اقدام می نمود قطعا به ازدواجی صد در صد موفق رهنمون می گشت.
حال این سؤال مطرح می شود که آیا شما به عنوان یک زن متأهل باید جور و تاوان بیماری روانی ایشان را بپردازید. آیا برای اختلال وسواس فکری ایشان باید شما احساس گناه و دل سوزی نمایید. آیا شما باید به خاطر تسکین موقتی ایشان و رهایی از عذاب وجدان (به خاطر ازدواج با غیر ایشان) به شوهر خود خیانت کنید. قطعا نه شما در شرایط کنونی هیچ دینی از ایشان به گردن ندارید و باید صرفا برای بهبودی حالش به درگاه خداوند دعا کنید و نه چیز دیگر.
احساس گناه افراطی نیز چیزی جز وسواس نیست و همان طور که شاهدید شما در طول این سال ها فقط احساس گناه داشته اید و هیچ گاه به ترک عملی این گناه اقدام نورزیده اید.
این احساس گناه بیش از آن که مورد پسند خداوند باشد در راستای اهداف شیطان است.
پس تا این جا تا حدودی روشن شد که تداوم این علاقه در شما ریشه در اضطراب و احتمالا وسواس فکری در شما دارد و اگر از طریق مراجعه به روان شناس بالینی زن و روان پزشک به درمان تخصصی بپردازید می توانید به راحتی هر چه تمام تر ایشان را به خدایش بسپارید و نسبت به وی هیچ احساس دین یا ابراز علاقه ننمایید.
نکته بعدی این است که از نظر اسلام و روان شناسی هیچ ضرورتی بر حذف کامل علاقه پیشین نیست. چرا که شاید اساسا ممکن نباشد آن چه در این بین بسیار اهمیت دارد این است که این علاقه به کاهش عملکرد در شما نینجامد. متأسفانه این علاقه در شما به کاهش عملکرد انجامیده است.
یعنی مقداری از عملکرد بهنجار شما به خاطر تماس های شیطانی هر از گاهی با ایشان و اشتغال ذهنی به وی کاسته شده است اگر تماس های شما به صفر می رسید و صرفا یک ته علاقه در ذهن شما باقی می ماند شما در شمار پاکترین و پاکدامن ترین زنان این عالم محسوب می گشتید و این ته علاقه برای دنیا و آخرت شما بی ضرر بود.
نکته بعدی این که در مراجعه به روان شناس با برخی از تکنیک های انزجار درمانی و ذهن گردانی و ریلکسیشن (تن آرامی) ... آشنا خواهید شد.
مثلا در تکنیک انزجار درمانی به فرد می آموزند که مثلا تصویر خاطرات شیرین خود با یک نامحرم را با یک تصویر خوردن یک داروی تهوع آور پیوند زند و به اصطلاح با هم تداعی نماید.
یعنی به محض این که تصویر مثلا داریوش به ذهن شما هجوم آورد آن را با حالت دل بهم خوردگی تداعی نمایید بدیهی است تا زمانی که شیرینی روابط شیطانی گذشته در کام شما وجود دارد هر گونه اقدام به ترک این رابطه تلفنی به شکست منجر خواهد شد.
نکته بعدی این که متأسفانه بسیاری از افراد غیر روان شناس از بیماران روانی شناخت صحیحی ندارند و آن قدری که ما از بیماران روانی در هراسیم آنها این گونه نیستند.
باور نمایید بنده به عنوان یک روان شناس مرد به هیچ وجه دل و جرأت ارتباط تلفنی ده ساله با یک چنین بیمار روانی را ندارم و قطعا با شنیدن صدای زنگ تماس ایشان برخواهم آشفت.
و نکته آخر این که به برخی مراجعان که اراده ای بر پاسخ ندادن به تلفن های فرد مزاحم را ندارند توصیه می کنیم که به محض شنیدن تلفن فرد مزاحم دو شاخه تلفن را از پریز درآورده و به صحبت تصنعی و ساختگی با گوشی (از پریز کشیده شده) بپردازند. البته این فقط در زمینه تلفن ثابت مصداق پیدا می کند و در زمینه تلفن همراه راهی جز تعویض خط و یا ...، نیست.
همواره به یاد داشته باشید که دل سوزی شما به حال ایشان چیزی جز دل سوزی شیطانی نیست و خداوند منتظر است با رد جانانه و قاطعانه ایشان از جانب شما وی را در زیر چتر حمایتی خود قرار دهد اگر شما او را به خاطر خدا و رعایت اصل وفاداری به همسر به کناری نهید قطعا خداوند ایشان را رها نخواهد کرد و ... .
به هوش باشید که زمان زیادی تا بر ملا شدن اسرار خود ندارید و با فرا رسیدن آن روز شما بازنده اصلی خواهید بود. پرده پوشی خداوند زمانی دارد و پس از اتمام این زمان پرده دری رسوا کننده (درست از همان جایی که احتمالش را نمی دهیم) اتفاق خواهد افتاد. نکته دیگر اینکه برای لحظه ای خودتان را به جای همسرتان بگذارید. آیا اگر در موقعیت شما بود به ایشان حق می دادید که بعد از ازدواج با شما به فردی دیگری که به دلایلی موفق به ازدواج با ایشان نشده فکر کند و حتی رابطه داشته باشد؟ نکته دیگر اینکه شما اگر در کنار این آقا تخلیه روحی و هیجانی بشوید. دیگر حال و حوصله همسر خودتان را نخواهید داشت و باعث ایجاد کمبود عاطفی در شوهر خودتان خواهید شد که ممکن است در این وضعیت ایشان به گناه بیافتد پس بنشنید و آسیب های ادامه این رابطه را نوشته و با خود مرور کنید .
موفق باشید.