با سلام
با توجه به ایه (ومن دخله کان امنا) چرا در زمان یزید و حجاج خداوند متعال امنیت کعبه و زائرانش را حفظ نکرد
با سلام و تشكر از اعتماد شما نسبت به مركز
در ابتدا باید گفت آیه: «وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً»؛ (1) «هر کسی داخل کعبه شود، در امان است»، در واقع، اجابت دعای حضرت ابراهيم (ع) است که بعد از بناى خانه كعبه، امنيت شهر مكه را از خداوند درخواست نمود و گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً»؛ (2) «خداوندا اين سرزمین را محل امن قرار ده». بر اساس این آیات، معلوم می شود که:
در اسلام "كعبه" به عنوان يك مأمن و پناهگاه شناخته شده است. حتى حيوانات اين سرزمين از هر نظر بايد در امنيت باشند و كسى نباید مزاحم آن ها شود. افراد انسانى كه به آن پناه مىبرند نيز در امان هستند؛ حتى اگر قاتل و جانى هم باشند، نمىتوان متعرض آن ها شد. البته براى اين كه اين احترام خاص خانه كعبه مورد سوء استفاده قرار نگيرد و حق مظلومان پايمال نگردد، اگر افراد جنايتكار و مجرمان به این سرزمین پناهنده شوند، دستور داده شده آن ها را از نظر آب و غذا در تنگنا قرار دهند تا مجبور گردند آن جا را ترك گويند و آن ها را به كيفر برسانند. (3)
اما در خصوص آنچه در ماجرای بی حرمتی به کعبه مطرح است، باید گفت:
در باره تخريب كعبه به دنبال حمله به مکه توسط برخي به ظاهر مسلمانان همچون حجاج بن يوسف و يا قرامطه، از گذشته تا حال علما و بزرگان دين نكات و دقايقي را مورد توجه قرار داده اند. اینک برخي از این نکته ها ذكر مي شود.
شيخ صدوق در این باره می گوید:
«هدف حجّاج دستگيري ابن زبير بود و نه ويراني كعبه. ابن زبير، ضدّ حق، يعني مخالف حضرت سجّاد - عليه السلام - بود. وقتي اين مردِ ضدّ حق در كعبه متحصن شد، خداوند اراده نمود براي مردم بيان كند كه به او پناه نخواهد داد. از اين رو، مهلت داد تا كعبه را بر سر او ويران كنند.» (4)
آيت الله جوادي آملي هم در كتاب "صهباي حج" پس از ذكر اين نكته اضافه مي كند:
«پس تفاوت ابرهه و حجّاج در اين است كه ابرهه ستمگر قصد داشت قبله و مطاف حنفا را ويران سازد. اما حجّاج ستمگر قصد بدي نسبت به كعبه نداشت. مقصود وي در آن هنگام فقط تسلّط بر ستمگري همچون خود او بود كه امام زمان خويش، يعني حضرت سيد الشهدا و امام سجاد - عليهما السلام - را نشناخت... .
از اين واقعه به خوبي روشن مي شود كه ضديت با ولايت و امامت، آنچنان مطرود است كه هر كس با مقام رهبري امام معصوم - عليه السلام - مخالف باشد و او را تنها بگذارد و یا در برابر او موضع بگيرد و خود منصب رهبري مردم را در سر بپروراند، اگر به كعبه هم پناه ببرد، از امان خاص الهي برخوردار نخواهد شد. از اين حادثه، قدر امام و حرمت ولايت و عزت الهي به خوبي دانسته مي شود». (5)
داستان حمله قرامطه هم با وجود ابهاماتي كه دارد، ماهيتي این چنین دارد. در حقيقت، در آن زمان، قرامطه با نوعي تفكر رايج در حكومت اسلامي و در زمان خلافت عباسيان مخالف بودند. ماهيت قيام شان بر ضد تفكرات رايج اسلامي بود؛ هر چند خود گرفتار انحرافات بسيار بودند. حمله آنان نیز به مكه و تخريب جزئي كعبه و غارت برخي از اموال آن، به جهت مخالفت با خداوند و از بين بردن شكوه اسلام و دين حق نبود؛ بلکه به دلیل انحرافات فكري و اعتقادات خاص آن زمان در مورد مسائلی چون زيارت، تبرك و... بود. (6)
پي نوشت ها:
1. آل عمران (3) آیه 97.
2. ابراهيم (14) آیه 35.
3. تفسير نمونه، ج 3، ص 163، نشر دار الکتب الاسلامیة، تهران، بی تا.
4. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 249، نشر جامعه مدرسين، قم ، 1404 ق.
5. جوادی آملی، جرعه اي از صهباي حج، ولايت روح حج، ص 49، انتشارات مؤسسه اسراء، قم. (با اندکی تغییر در عبارت).
6_ دکتر حسینعلی ممتحن، نهضت صاحب الزنج، چاپ دانشگاه بهشتی، ۱۳۶۷ش.






