من درشبکه نور در زیرنویس دیدم نوشته که یک جوان شیعه گفته اگرثابت کنیدکه وضو شیعه اشتباه است من مثل اهل سنت وضو می گیرم وشبکه ی نور با منابع کتاب شیعه وسنی که زیادم بود در زیرنویس نشون داد که انتشاراتش ازقم وتهران بود وآخرش نوشت کهبه قولت عمل کن

حالا ما کدام وضوراقبول کنیم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
فارغ از اين كه در اين شبكه چه دلايلي ارائه شده ،بايد گفت: معيار و ميزان در صحت وضو براي هر فرقه، ادله درون ديني و فقهي خودشان است . هر یک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یکسرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد.
بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی، ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر ، به سنت اهل بیت بها مى دهند . سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین عمل نمی کنند.
در زمان خلفا به ویژه خلیفه دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت . خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند . سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد . نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند. از این پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم توانستند سنت فراموش شده پیامبر را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثال در مورد وضو: امام باقر(ع) در این راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر چنین وضو مى ساخت.(1)
کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه "فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق" (2) دارند.
ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه "الى" خیال مى‏کنند که آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه "الى" تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن.
آیه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیش تر و نه کم تر. بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده ، اما کیفیت آن در سنت پیامبر (که به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.(3)
البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود.
امامیه(شیعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است. باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ (4) یعنى ثواب بیش ترى دارد.
شستن پا به جاى مسح که میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است که از ادامه همان آیه ارائه داده‏اند. به نظر آن ها کلمه "ارجلکم" (پاها) بر "وجوهکم" (صورت ها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به محل آن است و باید پاها را مانند سر مسح کنید.
در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مى‏دانند، اما شیعه افتخار دارد که پیرو ائمه اطهار بوده و پیشوایان معصوم از آیات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا آگاه‏تر بوده و درست ‏تفسیر مى‏کنند. (5)
همان گونه که بیان شد در روایات ائمه اهل بيت عليهم السلام بیان شده که روش وضوى پیامبر به روش شیعه بوده است. به همين نسبت اهل سنت هم براي خود ادله اي مانند آيه مذكور و عمل صحابه دارند ، اما بايد ديد كه حقيقتا وضوي رسول خدا چه بوده و تغيير در كدام فرقه به وجود آمده است .
به نظر ما ادله اي كه اهل سنت براي توجيه روش عملكردي خود ارائه كرده اند ، قابل نقد و رد است. البته بررسي و تطبيق ادله نيازمند يك كتاب فقهي است و از عهده پاسخ مختصر بيرون است ، اما تنها كافي است كه بدانيد در بين عمل و نظر صحابه هم اختلافات جدي وجود دارد .
يكي از انواع ادله اي كه آورده اند، رواياتي هست كه در آن غسل رجلين(شستن پاها) آمده است ، مانند روايت عثمان خليفه سوم كه مردم را جمع كرد و جلوي آنان وضو گرفت : دست راستش را داخل ظرف كرد و بر دست چپش ريخت و سه بار شست ، سپس سه بار مضمضه كرد و سه بار استنشاق كرد، سپس سه بار صورتش را شست ، سپس سه بار دستش را تا مرفق شست ، سپس سرش را مسح كرد، سپس پاهايش را خوب شست ، سپس گفت: ديدم رسول خدا اين گونه وضو گرفت. (6)
نقد : اولا"، از بين صحابه به نقل خود اهل سنت ، بسياري از آنان قايل به مسح بوده اند ، مانند : ابن عباس كه گفت: « الوضوء غسلتان و مسحتان» يعني وضو دو شستن دارد و دو مسح كردن .
انس مسح بر پاي كرد و زماني كه حجاج گفت: پاهاي خود را در وضو بشوييد، گفت : خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت . آيه « و امسحوا برووسكم و ارجلكم الي الكعبين » را خواند .
عكرمه گفت : پاها را نبايد شست. بلكه بايد مسح كرد . شعبي گفت: جبريل مسح را نازل كرد . نمي بيني كه در تيمم آنچه در وضو شسته مي شود ،مسح مي شود . آنچه را در وضو مسح مي كنند، رها مي شود. عامر گفت :جبرييل درباره پا مسح را نازل كرد .قتاده گفت: خدا دو شستن و دو مسح كردن را واجب كرد . ابن حزم مي گويد :
« و قد قال بالمسح علي الرجلين جماعه من السلف ، منهم علي بن ابيطالب و ابن عباس و الحسن و عكرمه و الشعبي و جماعه غيرهم» . (7)
روايات اهل سنت در اين زمينه متعارض است . هنگامي كه روايات در يك مساله متعارض شد، وظيفه آن است كه به قرآن كريم رجوع شود. روايتي كه مطابق قرآن بود ،اخذ شود. قرآن طبق اعتراف اهل سنت مسح را واجب كرده است.

پى‏نوشت‏ها:
1. شیخ حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج 1، ص 274،‌ج 7.
2 . مائده (5) آیه 6.
3 . ناصر مكارم شيرازي ،‌ تفسیر نمونه، نشر دارالكتب الاسلاميه ، 1374 هـ.ش ، ج 4، ص 286.
4 . محمد جواد مغنیه، فقه تطبیقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص 40.
5 . وسائل الشیعه ، ج 4، باب 15 ،از ابواب قواطع الصلاة.
6. علاء الدين علي بن حسام الدين الهندي ، كنزالعمال ،نشر موسسه الرساله ،‌ 1401هـ.ق ،‌ ج 9،ص 441، ح 268883.
7. محمد بن جريرطبري ، التفسير ، دار هجر للطباعة و النشر و التوزيع و الإعلان ، ج 6، ص 82 ؛محمد بن احمد قرطبي ، الجامع لاحكام القرآن ، قاهره ‌، دارالكتب المصريه ، 1384 هـ . ق ،‌ ج 6، ص 92 .