سلام
من یک دوست دارم که می گوید امامان معصوم نیستند یاکی گفته بادلیل علمی ثابت کن من جوابی
براش ندارم می خواستم باذکر منبع وچه کسی این حرف رازده به من بگوید

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
به اعتقاد شيعه چون امامت ادامه دهنده راه نبوت است، اگر عصمت براي پيامبران ثابت شود، بر ائمه نيز قابل اثبات خواهد بود ، ما در ابتدا به بحث اثبات عصمت در انبيا مي پردازيم و سپس عصمت امامان را از اين رهگذر اثبات مي نمائيم.
عصمت، حالتی است که شخص را از قرار گرفتن در خطا و گناه باز می دارد; بنابراین برای ایشان دو نوع عصمت مطرح است:
یکی عصمت از خطا و اشتباه که به آن عصمت علمی می گویند و دیگری مصونیت از گناه که عصمت عملی نام دارد.(1)
برای عصمت، مراحلی را بیان کرده اند که عبارتند از:
1. مصونیت در گرفتن وحی الهی;
2. مصونیت در تبلیغ و بیان اصول و فروع دین;
3. مصونیت از گناه، خواه انجام حرام باشد یا ترک واجب;
4. مصونیت از خطا در امور دیگری همچون اشتباه حواس در تشخیص امور مربوط به زندگی خود یا اشخاص دیگر.(2)
5. مصونیت از امور نفرت انگیز مثل بیماری های نفرت انگیز مانند جذام و مصونیت از هر چیزی که باعث دوری مردم از ایشان می شود . همین دوری مانع از ارتباط مردم با آنان . در نتیجه محروم ماندشان از هدایت الهی می گردد .
عصمت پیامبران از گناه و امور نفرت انگیز هم شامل کودکی و هم شامل بعد از تکلیف ایشان می شود. حتی عصمت از منفرات شامل قبل از تولد نیز می شود ، مثل اینکه نباید پدران پیامبران و امامان از مشرکان باشند .
برای عصمت علمی (مرحله اوّل و دوم و چهارم) می توان به دلایلی از قرآن استناد کرد; مانند آیه 26 - 28 سوره جن; «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحداً * إلاّ من ارتضی من رسول فانّه یسلک من بین یدیه ومن خلفه رصداً * لیعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم و أحاط بما لدیهم و أحصی کَّل شیء عدداً;
دانای نهان است، کسی را بر غیب خود آگاه نمی کند; جز پیامبری را که از او خشنود باشد که در این صورت برای او از پیش رو و از پشت سرش نگهبانانی خواهد گماشت تا معلوم بدارد که پیام های پروردگار خود را رسانیده اند; خدا بدانچه نزد ایشان است، احاطه دارد . هر چیزی را به عدد شماره کرده است.»
بر اساس این آیه، خداوند علم غیب را در اختیار فرستادگانی که مورد رضای او هستند قرار می دهد; همچنین مأمورانی را از پس و پیش، مراقب پیامبران خود قرار می دهد تا آن ها اوامر الهی را درست ابلاغ کنند; از این رو چون پیامبران به واسطه مأمورانی تحت نظارت الهی قرار دارند، لازم می آید که آن ها هم در دریافت وحی، و هم در ارائه آن به مردم معصوم باشند، در این مورد، به آیاتی دیگر نیز استناد شده است که برخی از آن ها عبارتند از: اعلی، 6 و 7; نمل، 6; نجم، 3 و 4; طور، 48.(3)
امّا در مورد عصمت عملی و مصونیت از گناه، اگر تاریخ زندگی انبیای الهی را مطالعه کنیم، به این واقعیت پی خواهیم برد که آن ها از هرگونه گناه و معصیت مبرّا بوده اند . اگر پیش از بعثت نیز از گناه و اشتباه مصون نبودند و سوء سابقه داشتند، مخالفان با این حربه می توانستند حیثیت اجتماعی آن ها را از میان برده، به اهداف شوم خود دست یابند; حال آن که اثری از سوء سابقه آن ها در تاریخ وجود ندارد.
برای اثبات مصونیت از گناه، به آیات بسیاری از قرآن و دلایل عقلی استناد شده که از جمله، آیه 90 از سوره انعام است: «اولئک الذین هدی الله فبهدئهم اقتده; اینان، کسانی هستند که خدا هدایت شان کرده است; پس به رهبری شان اقتدا بفرما.»
روش استدلال به این آیه و آیاتی از قبیل آن، این گونه است:
الف) هر معصیتی گمراهی است.
ب) کسی که از جانب خدا هدایت شده باشد، گمراه نیست.
ج) انبیا از جانب خدا هدایت شده اند. نتیجه آن که انبیا از گناه مبرا و دارای مقام عصمت هستند.(4)
امّا دلیل عقلی: می دانیم که هدف عمومی بعثت پیامبران، تربیت مردم است. (بقره، 129) یکی از شرایط تعلیم و تربیت افراد این است که شخص مورد تربیت، به صدق گفتار مربی خود ایمان داشته باشد . تحقق آن در گرو هماهنگی گفتار و رفتار مربی است . چنانچه رفتار مربی برخلاف گفتارش باشد، مورد پذیرش واقع نخواهد شد. (صف، 2 و 3، یونس، 35) هدف از بعثت انبیا که تربیت و هدایت مردم است، محقق نخواهد شد; از این رو لازم است ایشان از عصمتی برخوردار باشند که گفتار و رفتارشان کاملاً با هم مطابقت داشته باشد، این، اختصاص به دوران نبوت پیامبران ندارد; چرا که اگر پیامبری سوابق خوبی نداشته باشد، گرچه الآن خوب باشد، امّا گفتارش در مردم تأثیر ندارد; بنابراین لازم است انبیا قبل از بعثت نیز از هرگونه گناهی مبرا و معصوم باشند تا بتوانند با ارائه شخصیتی خالی از هرگونه سوء سابقه و ارائه الگویی تمام عیار، به تربیت مردم بپردازند.(5)
در زمینه عصمت امامان(علیهم السلام) نیز چون شیعه معتقد است منصب امامت همچون نبوت از سوی خدا تعیین می شود و امام را ادامه نبی می داند، ازاین رو دلایل عصمت انبیا می تواند عصمت ایشان را نیز به اثبات برساند; از جمله آیاتی که عصمت امامان را اثبات می کند ،آیه «قال إنّی جاعلک للناس إماماً قال و من ذرّیتی قال لاینال عهدی الظّلمین» (بقره، 124)است. بر اساس این آیه، خداوند ، منصب های الهی از جمله امامت را به کسانی اعطا می کند که به گناه آلوده نباشند. ظلم در این جا، قرار دادن کار یا چیزی در موقعیتی ناشایست است. از آن جا که مقام امامت و رهبری، فوق العاده پر مسؤولیت و با عظمت است، یک لحظه گناه و نافرمانی و سوء پیشینه، موجب سلب این منصب می گردد.(6)
آیه دیگر، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أُولی الأمر منکم...» است (نسا، 59) که خداوند اطاعت از اولی الامر را در آن لازم شمرده و آن را در کنار اطاعت رسول خدا قرار داده است; از این رو هرگز میان اطاعت ایشان و خدا منافاتی وجود نخواهد داشت، این، زمانی محقق خواهد شد که ایشان معصوم باشند.(7)
روایات اسلامی، اهل بیت معصوم را اولی الامر دانسته اند.(8) به همان دلیلی که در عصمت پیامبران اشاره شد، عصمت در امامان نیز فقط به دوران امامت ایشان اختصاص نداشته و قبل از آن را نیز شامل است.
راز عصمت :
عصمت پیامبران و امامان گرچه یک موهبت الهی است. امّا به لحاظ این که خداوند می‏دانسته که آنان منهای عصمت هم با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری فرق داشته، از این رو، این موهبت را به آن ها بخشیده است.
بنابراین معصومین، شایستگی و ویژگی‏های ذاتی برای قبول مقام عصمت داشته‏اند. افاضه و موهبت الهی بی‏حساب و بدون جهت نیست.
از سوی دیگر مصونیت معصومان در برابر گناه از مقام معرفت و علم و تقوای آن‌ها سرچشمه می‌گیرد، درست همانند پرهیز از پاره ای از گناهان برای ما که به خاطر علم و آگاهی و ایمان و معرفت آن را ترک می‌کنیم، مثلاً هرگز با بدن لخت و عریان، قدم در کوچه و خیابان نمی‌گذاریم. گروه زیادی از مردم نسبت به گناهانی مانند سرقت مسلحانه در شب یا قتل انسان‌های بیگناه یا انتحار و خودکشی مصونیت دارند . دارای حالت درونی خاصی می‌باشند که عوامل پیدایش این نوع گناهان در محیط ذهن آن ها، چنان محکوم و مورد تنفر می‌باشد که حتی به فکر آن نیز نمی افتند. بنابراین بیش تر انسان‌ها از حد و درجه ضعیفی از عصمت برخوردارند.
عصمت معصومان نیز همین گونه است. یعنی ناشی ازعلم آنان به حقیقت و ‌آثار و عواقب گناه است . با این تفاوت که آن ها به تمام گناهان آگاهی دارند .نیز از ایمانی مستحکم برخوردارند که پشتوانه محکمی برای این علم می‌باشد. این علم قوی آثار شوم گناه را در نظر آن‌ها مجسم می‌نماید . موجب می‌شود که ‌آن ها گناه انجام ندهند. پس عصمت معصومان از دو چیز برخوردار است،
یکی علم و آگاهی از حقیقت و آثار گناه و دیگر ایمان محکم که آن ها را از گناه باز می‌دارد، بی آن که اختیار آن ها برای انجام یا ترک گناه سلب شده باشد.
معصوم در عین قدرت بر انجام گناه، با اختیار خود گناه را ترک می‌نماید. مانند انسانی که به سیم لختِ برق دست نمی‌زند و یا باقی مانده غذای بیمارِ مبتلا به جذام و سل را نمی‌خورد.

پی نوشت ها:
1. مبانی رسالت انبیا در قرآن، عبدالله نصری، ص 226، نشر سروش.
2. منشور جاوید، ص 30.
3. المیزان، ج 2، ص 137 ـ مبانی رسالت انبیا در قرآن، همان.
4.مبانی رسالت انبیا در قرآن، ص 236.
5. الالهیات، سبحانی، ج 3، ص 170، مؤسسه امام صادق ـ مبانی رسالت انبیا در قرآن.
6. تفسیر نمونه، ج 1، ص 442 ؛ آموزش عقاید، مصباح یزدی، ج 2، ص 190 و 191، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات.
7. المیزان، ج 4، ص 309 ـ 401 ـ آموزش عقاید.
8. تفسیر عیاشی، ج 1، ص 249 و 250، انتشارات علمیه اسلامیه.