با سلام.من جوانی هستم 23 ساله.من در گذشته نسبتا نه خیلی زیاد نسبتا اعتقادات دینی داشتم و البته اعتقاد وارتباط قلبی با اهل بیت(,).امابعد گذشت چند سال دیدم خیلی از کسانی که اعتقاد داشتند الان هیچ جایگاهی در میان افراد موفق ندارند.و خیلی از کسانی که اعتقاد ندارند بلعکس.این موضوع را هم ذکر کنم که من در خانواده ای بزرگ شدم که اعتقادات نسبتا محکمی دارند ونماز وروزه کامل دارند.حقیقتا نمیدانم چرا چند سال است که درجا و بلکه پسرفت کردم من عضو تیم ملی بودم .و.....خیلی چیزهای دیگر اما الان خیلی عقب افتادم وشان خودم را از دست رفته میبینم.یک سوال از شما دارم ایا ممکن است چون من ذاتا و قلبااعتقادات زیادی دارم و چون از انها فاصله گرفتم به این حال و روز افتادم؟شاید افراد دیگر که اعتقاد ندارند و پیشرفت میکنند از همان اول اعتقاد نداشتند برای همین خدا انها را به حال خود رها کرده.لطفا راهنمایی کنید.من گناهان بسیار بزرگی مرتکب شدم که خیلی از خودم بدم امده.قلبا میدانم که شاید دلیل افت و سردرگمی من همین مساله باشد.البته این موضوع را ذکر کنم که من به اینکه فقط برای پیشرفت نماز بخوانم اعتقاد ندارم ولی تنها سوالم این است که ایا ممکن است با بازگشت به سوی خدا اوضاع من عوض شود؟؟؟؟؟؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
آیا ممکن است چون از اعتقاداتم فاصله گرفتم، به این حال و روز افتادم؟ گناهان بسیار بزرگی مرتکب شدم که خیلی از خودم بدم آمده. قلبا می دانم که شاید دلیل افت و سردرگمی من همین مساله باشد.
گناهان عامل گرفتاری و بدبختی انسان بوده، همانند انواع میکروب ها و ویروس ها اند. هر نوع آن بیماری روحی و قلبی خاصی ایجاد می کند. برخی تأثیرش سریع و بعضی کند. بعضی قوی و برخی ضعیف است.
تنها راه رهایی از خطرات و پیامدهای شوم گناهان، توبه و استغفار واقعی و انجام دادن اعمال نیک و صالح است.
قرآن می فرماید : «ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم؛(1) آنچه از مصیبت‌ها به شما می‌رسد، دستاورد اعمال‌تان است». امام باقر(علیه السلام) فرمود : "هیچ نکبتی به بنده نمی‏رسد، مگر به خاطر گناه. " (2)
گناه لذت مناجات را از انسان می‏گیرد . باعث نزول بلا و ناامیدی و عدم قبولی سایر اعمال و یا از بین رفتن ثواب و پاداش اعمال نیک می‏شود . نعمت‏ها را دگرگون می‏سازد. با خود فقر را به همراه دارد و. . . .
پرسیده اید :
آیا چون ازاعتقاداتم فاصله گرفتم ، به این حال و روز افتادم؟
نمی توان جواب قطعی داد ، زیرا از دیدگاه قرآن و حدیث گرفتاری‌ها و مشکلات در زندگی افراد ، حکمت‌های مختلفی دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1. تأدیب:
برای انسان‌های غفلت زده که چشم و گوش و دل و عقل حقیقت‌پذیر آنان از کار افتاده، گرفتاری‌ها واقعاً بلا و عذاب است، ‌چنان که نعمت‌ها نیز بلا و مصیبت برای آنان است. خداوند در آیاتی از قوم‌های مختلف نام می‌برد که به خاطر گناه، بر آن‌ها عذاب فرستاد یا به بیماری‌های سخت مبتلا کرد. این موضوع بیش‌تر در مورد کافران و ستمگران است.
2. آزمون الهی:
وسیله‌ای است جهت آزمایش و امتحان انسان‌ها، ماهیت و جوهر حقیقی خویش را آشکار سازند، نیز برای پرورش و تکامل جان‌ها است.
3. بالا بردن درجه:
بلاها و مشقت‌ها و مصیبت‌ها برای بندگان خاص (انبیا و اولیای الهی و پیروان صادق آنان) هدیه حق تعالی و نردبان رحمت است تا از این طریق صعود و عروج کنند و به او نزدیک تر شوند. همچنین در جوار قرب الهی به آسایش و آرامش مطلق نایل گردند.
4. کفارة گناهان:
پاداش و کیفر بیش‌تر بازتاب طبیعی و تکوینی اعمال انسان‌ها است که دامن آن ها را می‌گیرد. قرآن مجید بین عمل و جزا رابطه تکوینی قائل است و صراحت می‌فرماید: «هر مصیبتی که به شما می‌رسد، ‌به خاطر کارهایی است که خودتان انجام داده‌اید». (3)
گاهی مصائب جنبه دسته جمعی دارد، چون محصول گناهان جمعی است. از این رو می‌فرماید:
«فساد در خشکی و دریا به خاطر اعمال مردم آشکار شد تا نتیجه بعضی از اعمالی را که انجام داده‌اند، ‌به آنان بچشاند، شاید بازگردند». (4)
البته هر چند ظاهر آیه عام است و همه گرفتاری‌ها را در بر می‌گیرد، ولی مثل دیگر آیات استثنا دارد، مانند مشکلات پیامبران و اولیا و مؤمنان واقعی، زیرا با این که گناه نکرده‌اند، ولی به خاطر آزمایش یا ترفیع درجه به گرفتاری مبتلا می‌شوند، ‌ولی می‌توان گفت بیش تر مصیبت‌ها و ناراحتی‌ها معلول گناه است.
نوشته اید :
« شاید افراد دیگر که اعتقاد ندارند و پیشرفت می کنند از همان اول اعتقاد نداشتند برای همین خدا آن ها را به حال خود رها کرده.»
اول : مراد شما از پیشرفت چیست ؟
دوم : بر فرض که مراد پیشرفت معنوی باشد، این مطلب کلیت ندارد. در بسیاری از موارد ، افرادی که اعتقاد ندارند ، پیشرفتی هم ندارند، زیرا عدم اعتقاد و انجام گناهان و اعمال زشت سبب انحطاط و بدبختی افراد می شود . چه بدبختی از این بالاتر که خداوند انسان را به حال خود رها کند؟ حتی برفرض اینکه مراد تان پیشرفت مادی باشد، پاسخ همین است، زیرا در بسیاری از موارد افرادی که اعتقاد ندارند،پیشرفتی هم ندارند.

مهم ترین عامل گرفتاری و مشکلات در زندگی افراد، بیش‌تر بازتاب طبیعی و تکوینی اعمال انسان‌ها است که دامن آن ها را می‌گیرد که در قالب تادیب و یا کفاره گناهان خود را نمایان می کند، هر چند ممکن است علل دیگری مثل آزمون الهی و یا بالا بردن درجه و ... نیز داشته باشد. با مرور گذشته خود، با تامل در عوامل ذکر شده ،شاید بتوانید عامل
افت و سردرگمی ها را پیدا و از آن توبه کنید تا علاوه بر توفیق بازگشت به سمت خدا ، از آن لذت ببرید. هر چند اولین اقدام برای بازگشت به سمت خدا برداشتن موانع بین خود و خدا است . نخستین گام و اولین شرط برای رفع فاصله بین بنده و خدا ،توبه و ترک گناه است.توبه، پشیمانی و ندامت از خطاها و گناهان و کاهلی و سستی‌های گذشته است .
مطمئن باشید با برگشت به سمت خدا بسیاری از مشکلات شما حل خواهد شد.
پی‌نوشت‌ها:
1. شوری (42) آیه 30 .
2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي،دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسى، ج 2 ، ص 269، حدیث 4 .
3. شوری ، آیه 30.
4. روم (30) آیه 41.