با سلام
من با همسرم 6 سال است که به خوبی با هم زندگی می کرديم
2 ماه پيش به طور عجيبی از من اظهار تنفر کرد و قهر کرد و دو هفته ای به خانه پدرش رفت . با مشاوری صحبت کردم و بعد از حدود دو هفته که در طول اين مدت دو مرتبه دنبالش رفتم دوباره به خانه برگشت. در اون مدت فقط يک مشت بهانه آورد مثلا اين که پول به من کم ميدی و لباس نمی خری و ....

که البته اطرافيان و فاميل همه قبول داشتن که اينها بهانه است چون اتفاقا در اين
چيزهايی که می گقت همه می دونستن که من در مسائل مالی خونه اصلا سخت گيری نمی کنم
يکی از چيزهايی که اون روزها مطرح کرد اين بود که مادرت و خواهرات ديگه خونشون نميام . يه بار گفت اونها ميخوان بيان خونه ما بيان ولی من نميام . يه بار ديگه گفت اونها هم خونه ما نيان و خلاصه حرفهای ضد و نقيض
الان حدود يک ماه است که ازبر گشتنش به خونه ميگذره و ما از اون روز تا حالا هيچ مشکلی با هم نداريم و زندگيمون مثل قبل هست و حتی بهتر
اما در اين مدت حتی يک بار هم درباره اين که چرا قهر کرد و چرا اين حرفها رو زد و .... چيزی نگفته و من هم نگفتم . چون ترسيدم حرفی پيش بياد و مشکل درست بشه
در اين مدت من چند بار به خونه مادر و خواهرم رفتم ولی اون رو نبردم . البته اون از رفتن من هيچ مخالفتی نداره حتی با خوشرويی بچه رو هم آماده ميکنه که من ببرم و حتی بچه ما يک شب خونه خواهرم موند و من فردا رفتم آوردمش
حالا سوال من اينه که من احساس ميکنم اون پشيمون شده چون قبلا روابطش با خانواده من خيلی نزديک بود و خيلی به اونها اظهار علاقه میکرد و به اونها سر می زد حتی خودش به من پيشنهاد میداد که به اونها کمک مالی کنم
به هر حال الان احتمال ميدم که دوست داره روابط مثل قبل بشه ولی خجالت ميکشه که بگه يا با من به خونه اونها بياد
خواهر و مادرم هم اگه بخواهند بيآند و روابط را به حالت عادی برگردونند ميشه ولی اولا خيلی ه خودشون نمی گيرن و ثانيا می ترسند که خانم من تحويلشون نگيره و بد بشه

حالا من چی کار کنم؟
اولا آيا در مورد اين که چرا قهر کرد و مسائل مربوط به اون صحبت کنيم و ازش چيزی بپرسم؟
ثانياً: بهش پيشنهاد بدم که مثلا به خواهرم زنگ بزنه و يا با من بياد به خونشون بريم ؟
يا اصلا در اين باره و در مورد اين عملکردش باهاش حرف بزنم يا نه؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. داشتن زندگی خوب، دلیل بر این نیست که در زندگی شما مشکلی وجود نداشته است. چه بسا مشکلات و رویدادهایی در زندگی شما وجود داشته که حل نشده باقی مانده اند و به مرور زمان به صورت عقده روانی درآمده و این گونه، بعد از گذشت 6 سال از زندگی مشترک، بروز کرده است.
2. معمولاً در اوایل زندگی، زوجین به دلیل نشان دادن عشق و علاقه و برای جلب رضایت یکدیگر، سعی بر موافق نشان دادن خود در برابر یکدیگر می کنند و از خودگذشتگی های افراطی دارند. همین امر، باعث می شود که خواسته های درونی و عقاید باطنی خود را ابراز نکنند. ادامه این روند، باعث سرکوب کردن عقاید خود و تشکیل عقده روانی و انباشته شدن آن ها می گردد. وقتی ظرفیت فرد پر گردید و دیگر تحمل این روند را از دست داد، به صورت انفجاری از خود واکنش نشان می دهد و رفتاری انجام می دهد که قبلاً سابقه نداشته است.
3. به نظر می رسد همسر شما نیز این شیوه را داشته است که این حالت یا از شدت محبت و علاقه همسرتان به شما بوده که منجر به ابراز نکردن مخالف ها و درونی کردن باورهای خویش به جهت موافقت با نظر و عقاید شما بوده است و یا به این جهت بوده که شما رفتاری را در زندگی مشترک پیش گرفته اید که به همسرتان اجازه ابراز عقاید و تمایلات درونی او را نمی دهید. همچنین ممکن است هیچ گاه به نظر او اهمیّت نمی دادید. از این رو، همسر شما ترجیح می دهد که نظرات و تمایلاتش را در درون خود نگه دارد؛ چون فایده ای بر مطرح کردن آن نمی بیند.
4. نکته مهم در زندگی شما این است که همیشه طوری با همسرتان برخورد کنید که او بتواند نظرات خود را درباره زندگی و بستگان شما آزادانه و با خیال راحت بیان کند؛ حتی اگر آن نظرات مخالف نظر شما باشد. اگر نظر مخالفی ابراز نمود، سعی کنید به هیچ عنوان واکنش تندی نشان ندهید؛ بلکه در یک فضای آرام به تحلیل وقایع پرداخته، با استدلال و منطق، نظر همسرتان را مورد بررسی قرار دهید و در موارد اشتباه، با همدلی و مشورت هم به اصلاح آن مبادرت ورزید.
5. فرصتی را برای گفتگوی دو نفره، در موضوعات مختلف در طول روز فراهم آورید. همسرتان را تشویق به اظهار نظر و گفتگو کنید. درباره مسائل زندگی هم به گفتگو بنشینید و با هم تصمیم بگیرید. این را بدانید که بیشتر اختلافات و مشکلات زناشویی، با گفتگو حل می شود. پس به گفتگوی دو طرفه اهمیت دهید و یرای آن وقت صرف کنید.
6. ایرادی ندارد در موضوعاتی که باعث اختلاف در زندگی شما گردیده است، با همسرتان صحبت کنید؛ البته باید توجه کنید که شیوه گفتگو خیلی مهم است. سعی کنید بیشتر شنونده باشید تا گوینده. مهارت های ارتباطی و مهارت گوش دادن فعال را یاد بگیرید و در گفتگوهای خود اعمال کنید. در یک محیط آرام و بدون تنش، به پای گفتگو با همسرتان بنشینید. سعی کنید علت رفتارهای او را کشف کنید. با پی بردن به علت، راحت تر می توانید در پی اصلاح آن ها باشید.
درباره میزان رابطه و نیز کیفیت رابطه با بستگانتان، با هم صحبت کنید. سعی کنید به نظر و خواسته او در این باره اهمیت بدهید و به مقداری که او تمایل دارد، بسنده کنید و بیش از آن انتظار نداشته باشید. هرگاه تمایل به زنگ زدن و رفت و آمد از خود نشان داد، شما هم استقبال کنید و هرگاه تمایل نشان نداد، فعلاً لازم نیست شما یادآوری و گوشزد کنید. این روند را ادامه دهید تا روابط کاملاً به حالت عادی برگردد. بعد از آن می توانید هر از گاهی به عنوان پیشنهاد مسائلی را مطرح کنید؛ بدون این که اجبار و اصراری داشته باشید. درباره اظهار پشیمانی هم لازم نیست آن را نزد بستگان شما ابراز کند، بلکه با ظرافت و خنده از کنار این قضیه بگذرد.
8. نكته اي كه بسيار اهميت دارد و بايد به آن توجه كنيد، اين است كه وقتي دو نفر با هم ازدواج كردند، ديگر «من» و «تو» وجود ندارد. هر دو يك زندگي دارند و بايد با هفكري همديگر اين زندگي مشترك را پر بار و زيبا و ثمربخش كنند. زن و مرد بايد فرديت را كنار بگذارند و همه رفتارهاي اجتماعي، اخلاقي، مذهبي علمي و شغلي خود را با زندگي مشترك خود، هماهنگ كنند. هيچ چيزي نبايد زندگي مشترك آن ها را تحت تأثیر خود قرار دهد.
نكته ديگري كه مهم است و بايد در زندگي مشترك رعايت شود، رفاقت، دوستي و صميميت زن و شوهر است. درست است كه زن و مرد هر كدام حقوقي دارند و اين حقوق بايد رعايت شود، ولي بايد توجه داشت كه زندگي زناشويي، يك اداره نيست كه افراد آن فقط ملزم به رعايت قوانين اداري هستند؛ بلكه زندگي بايد كانون محبت، صميميت و عشق باشد. آن گاه رعايت حقوق در چينن شرايطي، هم راحت تر انجام مي گيرد و هم از حالت خشك اداري خارج مي شود و رنگ عاطفي به خود مي گيرد.
مطلب ديگري كه توجه به آن، هم موجب جلب توجه همسر شما مي شود و هم از نظر روانشناختي تأثير مثبتي در محبوبيت شما نزد همسرتان دارد و اسلام نيز به آن توصيه فرموده است، مسئله اهمیت دادن به خواسته همسر و تقدم داشتن آن بر خواسته خود است. از او بخواهید همان گونه که می پسندد، با بستگان شما رفتار کند و هرگز در رفت و آمد و تماس با بستگانتان او را مجبور نسازید. رعايت اين مسئله باعث جلب توجه همسرتان مي شود و روابط شما را بهبود می بخشد.
در پايان، توجه شما را به رعايت چند نكته كه باعث جلب توجه همسر و كاهش تنش در خانواده و استحكام زندگي می گردد، جلب مي كنيم:
- بكوشيد با ايجاد كانوني گرم و صميمي و با همدلي، همفكري، همكاري و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف، ميان خود و اعضاي خانواده روابط سالم پديد آوريد.
- با يادگيري مهارت‏هاي ارتباطي نظير: فعالانه به حرف‏هاي يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر، تشريك مساعي و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد.
- هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاي سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايي مسئله و يافتن راه حل آن بپردازيد. در صورت لزوم، كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.
- براي رسيدن به امنيت رواني و عاطفي و تفاهم در روابط زناشويي، داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.
- در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندي مخرب و پيشرونده و عقدهای روانی تبديل نشود.
- به هر طريق ممكن، رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأييد قرار دهيد؛ به گونه‏اي كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد.
- تشويق و تأييد و بيان نكات مثبت،‏ به طور آشكارا و در جمع باشد و تذكر نكات منفي و انتقاد، به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.
- براي خصوصيات و نيازمندي‏هاي همسرتان ارزش قائل شويد. در روابط كلامي، عاطفي، اقدام‏ها و تصميم‏گيري‏ها به افكار و خواسته‏هاي همسرتان توجه كنيد.
- اگر رفتار خاصي براي شما مبهم است، ساده‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد. با روش مسالمت‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.
- تندخويي همسرتان را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتي مناسب درباره مسئله مورد نظر به بحث و گفتگو بپردازيد.
- سعي كنيد در برنامه ريزي براي فعاليت‏هاي اجتماعي، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاي خانوادگي و نظاير آن، به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگري بپرهيزيد.
- در هر فرصتي كه پيش مي‏آيد، با همسرتان ارتباط كلامي و عاطفي برقرار كنيد. شايان ذكر است زن‏ها از صحبت كردن با همسرشان بيش‏تر لذت مي‏برند. بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.
- هر از چند گاهي زوجين در فضايي محرمانه، محبت‏آميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و با نشاط تر شود؟
- در روز يا در هفته، زمان مشخصي را براي گفتگو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد.
- ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست و غير واقع بينانه دور باشد. اگر موضوع و مسئله‏اي ذهن يكي از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستي و نادرستي اش را با همسرش مورد بررسي قرار دهد.
- از خطاهاي يكديگر سريعاً بگذريد. خطاهاي همديگر را تحمل كنيد و هرگز خطاي يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان و یا والدين يكديگر بازگو نكنيد.
- از رفتارهاي مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيش‏تر سازيد.
موفق باشید.