با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
آنچه در آموزههای وحیانی و آیین پیامبران الهی به عنوان راهکار رشد و تکامل مادی و معنوی بشر مطرح شده ، همان است که گاهی از آن به مدریت رحمانی یاد می شود:
1. برخی از راهها و به تعبیر پرسشگر محترم مدل های تعالی و رشد در مدیریت رحمانی علمی و معرفتی است . این نوع مدل و راهکار مربوط به اعتقادات میشود، مثلاً اعتقاد به خدا، توحید، نبوت، امامت، معاد، جزو راههای معرفتی است که انسان با ایمان و اعتقاد به آن در مسیر کمال و رشد معنوی قرار میگیرد. از این رو امیر مؤمنان ،شناخت خداوند را به عنوان سرآغاز دینداری معرفی نمود:
«اول الدین معرفته؛ (1) سرآغاز دیندار شناخت خداوند است».
پیامبران بشر را به سوی ایمان و اعتقاد به توحید، نبوت، معاد فرا خواندهاند . این راه تکامل که در فطرت بشر نهفته، از نظر آموزههای آسمانی بهترین راه تکامل مدل رشد و تعالی آدمی است. قرآن کریم تعبیر معناداری دارد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ؛ (2) اى کسانى که ایمان آوردهاید! چون خدا و پیامبر شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مىبخشد، آنان را اجابت کنید ! ».
از این آیه معلوم میشود که اجابت خدا و رسول (ایمان و اعتقاد به دستور الهی) مایه حیات و زندگی انسان است. راه تکامل و پویایی انسان در اجابت این گونه از حقایق است.
2. برخی راههای تکامل انسان غیر از جنبه معرفتی و اعتقادی جنبه عملی نیز دارد ، نظیر عبادات و پرستش خداوند. عبادت بهترین راهکار عملی تکامل و پویایی برای انسان است. از این رو در آموزه های اسلامی که کامل ترین مدل پویای ارایه شده، فلسفه خلقت انسان ، عبادت خداوند دانسته شده :
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛ (3) جن و انس را نیافریدم جز براى آن که مرا بپرستند».
درباره این که عبادت فلسفه خلقت و راهکار تکامل است، سخن بسیار گفته شده (4) ولی در این جا بدین نکته اشاره میشود که: خداوند چشمهای است فیّاض. مبدئی است نعمتآفرین که موجودات را در کنف حمایت خود میگیرد . آن ها را پرورش داده، از نقص به کمال میبرد و این است هدف واقعی عبودیت و بندگی ما، این است فلسفه عبادت و نیایشهای ما که همگی کلاسهای تربیت برای تکامل ما است. (5)
بنا بر این یکی از راههایی که پیامبران برای تکامل انسانها آورده اند، و به تعبیر پرسشگر محترم مدل پویای در مدیریت رحمانی راه عبودیت خداوند است. به گفته برخی ، عبادت و عبودیت برای آدمیان یک نیاز ذاتی و وجودی است . به همین جهت به عنوان خواست ثابت و همیشگی برای آن ها مطرح است. انسان از رهگذر عبادت میتواند به هر کمال حقیقی دست یابد . بدون عبادت هرگز نمیتواند به کمال معنوی دست یافت. (6)
3. راه دیگر برای تکامل و پویایی که پیامبران برای رشد و تعالی و تکامل بشر آوردهاند، کارهای اجتماعی است، نظیر جهاد در راه خدا، صدقه دادن و کمک به فقرا و مستمندان، کارهایی که منافع عمومی دارد، نظیر ساختن راهها، پل، مساجد، بیمارستان . هر کدام از این گونه کارها اگر از روی اخلاص و برای رضای خداوند صورت گیرد ، آدمی را به کمال معنوی خود میرساند.
4. از نظر آموزههای اسلامی هر کار شایسته ایی را که انسان با نیت الهی و تأمین رضای خداوند انجام دهد، اعم از معرفتی، عبادی ، اجتماعی، علمی ، فرهنگی و اخلاقی، حرکت در مسیر تکامل است و انسان را به قرب و کمال لایق او نزدیک تر میکند.
چه این که هر کاری از انسان سر بزند، در سرنوشت او تأثیرگذار است، اگر کار خوب و شایسته باشد، او را به سعادت و کمال میرساند و به قرب الهی نایل میکند . اگر ناپسند و زشت باشد ،مانع رشد و شکوفایی استعدادهای او میگردد. پیامبران الهی مبعوث شدهاند تا این راهها و کارها را برای بشر معرفی کنند تا به راههای شایسته حرکت کند و از راههای ناپسند نرود. بدین ترتیب به کمال خود - که فلسفه آفرینش اوست - نایل شود.
برخی از این راهها و کارها را عقل انسان نیز میتواند درک کند، ولی انبیا آمدهاند که:
اولاً : همه آن کارها و راههای درست را به بشر نشان دهند ؛ حتى آن هایی را که بشر بدون هدایت شرع و دین آسمانی با عقل نمیتواند درک کند.
دوم: استعدادهای نهفته در جان آدمی را شکوفا سازند. از این رو امیر مؤمنان (ع) در نهج البلاغه دو چیز را به عنوان فلسفه بعثت انبیا معرف نموده:
یکی به یادآوری عهد فطری بشر و دیگری شکوفای استعدادهای و تواناییهای عقلی انسانها. (7)
نکته دیگری که در باب شناخت مدیریت رحمانی مفید و آموزنده است ، بازخوانی مدل مدیریت نظام امامت است ؛ چون نظامی که بر اساس امامت الهی اداره می شود ، کامل ترین مدل پویا در نظام مدیریت رحمانی محسوب می شود ؛ لذا باید گفت:
امامت؛ یعنی رهبری و پیشوایی خلق. امام کسی است که با تشکیل حکومت الهی و به دست آوردن قدرتهای لازم سعی میکند، احکام خدا را به مردم تعلیم داده و آن ها را اجرا و پیاده نماید و اگر نتواند رسمأً تشکیل حکومت دهد، تا آن جا که در توان دارد، در اجرای احکام میکوشد. وظیفه امام اجرای دستور الهی است، در حالی که وظیفه رسول ابلاغ این دستورها میباشد. نبوت و رسالت راهنمایی مردم است و امامت دستگیری انسان ها برای رسیدن به هدایت است.
بر خلاف تصور عموم مردم که امامت را ملازم معنای خلافت و جانشینی پیامبران می دانند، معنای امامت اعم از خلافت و قابل جمع با اصل نبوت و رسالت است ؛ تا جایی که عده بسیاری از مفسران و دانشمندان اسلامی به خصوص عالمان شیعه بر اساس آیه 124 سوره بقره و داستان حضرت ابراهیم : إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً، به برتر بودن مقام امامت از مقام نبوت حکم کردهاند. از آن جمله: علامه طباطبایی، شیخ طوسی، طبرسی و دیگران. زیرا از نظر این ها به لحاظ تاریخی، مقام امامت آن وقت به حضرت ابراهیم اعطا گردید که ایشان در آن زمان مقام نبوت را داشتند.
این مطلب به ویژه با توجه به لحن آیه که امامت را مبتنی بر امتحانات و آزمایش سخت در دوران نبوت حضرت ابراهیم مبتنی کرده است، به خوبی فهمیده میشود ؛ زیرا آیه در مقام اعطای نشان و درجه عالیتری است که با درجات پیشین تفاوت ماهوی و حقیقی دارد. اگر جز این باشد، لازم میآید صدور حکم تازه و مقام جدید لغو و بیهوده باشد . بنا بر این مقام امامت مقامی است که در رتبه بالاتری از مقام نبوت قرار گرفته است و البته بسیاری از پیامبران مانند پیامبر اسلام (ص ) هر سه مقام را دارا بودند.
البته در شناخت دقیق تفاوت این سه مقام ، اختلافاتی بین علما وجود دارد ؛ در نظر برخی، از جمله علامه طباطبایی، نبی تنها دارای هدایت تشریعی و به اصطلاح ارائه کننده راه هدایت است. اما امام افزون بر آن، دارای هدایت تکوینی هم هست. یعنی امام از نظر تأثیر باطنی و نفوذ روحانی که اثر وجودی اش در قلب انسان میتابد ،او را هدایت میکند. و مقام امامت یک نوع ولایت بر اعمال مردم است از نظر باطن، که توأم با هدایت میباشد. (8)
برخی هم چون استاد مطهری (ره) گفتهاند: فرق نبوت و امامت در این است که نبوت راهنمایی، ابلاغ و اخبار است. ولی امامت، رهبری است و علاوه بر رهبری اجتماعی، رهبری معنوی به سوی خدا هم هست. (9)
برخی دیگر مانند استاد سبحانی معتقدند: نبی تنها مأمور به ابلاغ رسالت و دادن نویدها و بیمها به مردم است، اما امام علاوه بر آن پیشوایی است که شخصاً دارای سمَت امر و نهی و تکلیف و دستورات است و جامعه بشری را با مدیریت صحیح به حد کمال رساند. (10)
بنا بر این امامت، مقام رهبری همه جانبه مادی و معنوی ،جسمی و روحانی و ظاهری و باطنی است. امام رئیس حکومت و پیشوای اجتماع و رهبر مذهبی و مربّی اخلاق و رهبر باطنی و درونی است. امام از یک سو با نیروی معنوی خود افراد شایسته را در مسیر تکامل باطنی رهبری میکند، و با قدرت علمی، افراد نادان را تعلیم میدهد و با نیروی حکومت یا قدرتهای اجرایی دیگر، اصول عدالت را اجرا مینماید.
امام صادق (ع) فرمود: « خداوند ابراهیم را بنده خاص خود قرار داد پیش از آن که پیامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبی انتخاب کرد ،پیش از آن که او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب کرد، پیش از آن که او را به عنوان خلیل خود برگزیند، و او را خلیل خود قرار داد ، پیش از آن که او را امام قرار دهد، هنگامی که همه این مقامات را جمع کرد ، فرمود : تو را امام مردم قرار دادم، این مقام به قدری در نظر ابراهیم بزرگ جلوه کرد که عرض نمود :خداوندا ! از دودمان من نیز امامانی انتخاب کن! فرمود: پیمان من به ستمکاران آن ها نمیرسد ... یعنی شخص سفیه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد بود». (11)
با توجه به تحلیل یاد شده معلوم می شود که نظام امامت ترسیم کننده بهترین مدل مدیریت پویای رحمانی است.
پینوشتها:
1. نهج البلاغه، خطبه 1.
2. انفال (8) آیه 24.
3. ذاریات (51) آیه 56.
4. تفسیر نمونه، ج 22، ص 392، نشر داردالکتب الاسلامیة، تهران ، بی تا .
5. همان.
6. پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 108، نشر موسسه امام خمینی، 1386 ش .
7. نهج البلاغه، خطبه 1.
8. تفسیر المیزان، ج 1، ص 372 تا ص 382 ، نشر جامعه مدرسین ، قم 1387 ش .
9. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 3، ص 318 ، نشر صدرا، 1372 ش .
10.جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 5، ص 252 ، انتشارات توحید،1366 ش .
11. تفسیر نمونه، ج 1، ص 440 ، نشر دار الکتب السلامیة ، تهران ، بی تا .
۱۳۸۹/۱۰/۱۷ ۱۳:۰۵
شناسه مطلب: 24136






