چرا عبارت مطلقه در ولايت فقيه به كار برده ميشود؟مگر شخص ولي فقيه با راي تعدادي افراد مشخص نمي شود ومعصوم نيست واحتمال اشتباه دارد پس لزومي ندارد هر حرفش حجت باشد؟

با سلام و قدر دانی از ارتباطتان با این مر کز !
در باره ولایت فقیه از دو زاویه می توان بحث نمود:
یکی اصل ولایت فقیه، دوم قلمروی آن که از آن به عنوان ولایت مطلقه ولی فقیه و ولایت فقیه مقیده نیز یاد می شود . فقهای شیعه درباره اصل ولایت فقیه و این که در زمان غیبت برای فقهای جامع الشرائط ولایت وجود دارد، اختلاف ندارند ؛ اما اختلاف آنان در باره قلمرو ولایت فقیه می باشد که دایره اختیار ولی فقیه چه مقدار می باشد؟
در باره قلمرو ولایت فقیه، دو دیدگاه اساسى وجود دارد:
الف) برخی قلمرو اختیار ولایت فقیه را محدود پنداشته اند. از جمله دخالت در امور مال هایى که مالکان آن ناشناخته اند، کودکانِ بى سرپرست، چیزهایی که شارع راضی به زمین ماندن آن نیست، مانند ساخت مساجد و امور عام المنفعه و...، از این دید گاه به عنوان ولایت فقیه مقید یاد می شود .
ب) دیدگاهى که قلمرو ولایت فقیه را بسان قلمرو حکومت پیامبر و امامان معصوم (ع) گسترده مى داند و بر این باور است که ولیّ فقیه، در تدبیر و اداره کشور، در همه امور، حقّ دخالت و تصمیم گیرى دارد. از این رو از ولایت فقیه به عنوان ولایت مطلقه و ولایت عامه یاد می شود و با استفاده ، از واژه "مطلقه" اختیارات و قلمرو ولایت فقیه مشخص می شود .
عده ای از فقهای پیشین و پسین طرفدار ولایت مطلقه هستند: از جمله: شیخ مفید، صاحب جواهر ، ملا احمد نراقی . (1) هم چنین حضرت امام خمینی (ره) قائل به ولایت مطلقه برای فقیه جامع الشرائط هستند.
امام خمینی می‌فرماید: " تمام اختیاراتی که پیامبر و امامان داشته‌اند، فقیه جامع الشرائط نیز دارا می‌باشد" . (2)
در جای دیگر می‌فرماید: اگر فرد لایقی که دارای دو خصلت فقاهت و عدالت باشد، به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر ادارة جامعه داشت، دارا می‌باشد و بر همه مردم لازم است از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم بیشتر از حضرت امیر (ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است، باطل و غلط است. (3)
در خصوص این مطلب که فقها را مردم انتخاب می کنند، باید گفت :
بیشتر فقها قایل هستند که ولی فقیه از سوی شرع منصوب شده و آنان به عنوان نماینگان امام زمان (عج ) هستند و مردم در اصل مشروعیت ولی فقیه نقش ندارند ؛ بلکه در مقبولیت او نقش دارند. اگر مردم اصلا هم رای ندهند ، فقیهی که واجد شرائط است ، حق تصرف در امور مسلمین را دارد . فقهائی مانند امام به دلایل متعدد از جمله روایات به انتصابی بودن ولی فقیه استدلال کرده اند .
برخی روایاتى كه براى اثبات ولایت فقیه، مورد استدلال قرار گرفته اند (4) عبارتند از:
1. صحیحه ى ابوالبخترى: از امام صادق نقل شده است: «العلماءُ ورثهُ الانبیاء ؛ (5) علما وارثان انبیا و پیامبران الهى هستند».
2. در روایت معتبرى، سكونى از امام صادق و ایشان از پیامبر اكرم روایت مى كند: "فقیهان تا زمانى كه دنیا زده نشده اند، امین و مورد اعتماد پیامبران هستند". (6)
3. شیخ صدوق، با سندهاى متعدّد، از امیرمؤمنان على، از پیامبراكرم نقل مى كند كه: سه بار فرمودند: " خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خود قرار ده! پرسیدند كه: یا رسول اللّه! جانشینان شما چه كسانى هستند؟ در پاسخ فرمودند: « اَلَّذینَ یَأتُونَ بَعدى وَ یَروُونَ حَدیثى وَ سُنَّتى»؛ كسانى كه بعد از من مى آیند، حدیث مرا روایت مى كنند و سنّت مرا به مردم مى رسانند ". (7)
4. شیخ كلینى، با سند خود، از امام هفتم (ع) نقل كرده است كه درباره ى منزلت دانشمندان دینى فرمود : " فقیهان دژهاى مستحكم اسلام هستند. همچون دژهاى شهر كه حفاظت از آن را بر عهده دارند " . (8)
5. از امام صادق نقل شده است: " پادشاهان حاكم بر مردم اند و علما بر پادشاهان حاكم اند" . (9)
6. شیخ صدوق، توقیع شریفى (10) را از امام زمان (عج) نقل مى كند؛ در آن توقیع، حضرت چنین نگاشته اند: « و اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْكُمْ وَ اَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِم... ؛ (11) و امّا حوادث جدیدى كه اتفاق مى افتد، درباره ى آنها به راویان حدیث ما رجوع كنید؛ زیرا آنها حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستیم...» .
بر این اساس امام زمان از همه خواسته است که در امور سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی به ولی فقیه مراجعه نمایند ، لذا ما هم وظفیه داریم آنچه را که فقیه می گوید انجام دهیم ؛ درست است که ولی فقیه معصوم نیست ، اما این مانع نمی شود که ما در برخی عرصه ها از وی اطاعت کنیم ، زیرا در اسلام برای فقیه شرایطي بیان شده است که ضریب اشتباه وی را کاهش می دهد ، مثلا فقیه باید عادل ، اسلام شناس و با تقوا باشد ، و اگر رهبر ظلم انجام دهد، خود به خود عزل می شود . افزون بر آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی جهت نظارت بر عملکرد و تعیین رهبری مجلس خبرگان پیش بینی شده است ، که در صورت عدم موفقیت و از دست دادن شرایط ، وی را عزل می کنند.
پی نوشت ها :
1. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، ص 44 ، موسسه انتشاراتی (التمهید)، قم ،1377ش .
2. امام خمینی،‌ کتاب البیع، ج 2، ص417 ، بی نام .
3. امام خمینی،‌ ولایت فقیه،‌ ص 55، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی .
4. ر.ك: محقّق نراقى، عوائد الایّام، ص 532 ، ناشر : مركز نشر وابسته به مكتب الإعلام الإسلامي .
5. كافي ، شيخ الكليني ، ج 1 ، ص 133 ، دار الكتب الإسلامية، 1365 ، تهران.
6. همان، ص 147 .
7. معاني الأخبار ، الشيخ الصدوق ،ص 375 ، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجامعة المدرسين، قم .
8. كافي ، شيخ الكليني ، ج 1 ، ص 38 .
9. كنز الفوائد ، أبو الفتح الكراجكي ، ص 195 ، ناشر : مكتبة المصطفوي ، قم .
10. اصطلاح توقیع، مخصوص نامه ها و پاسخ هایى است كه امام زمان (عج) در اوایل غیبت براى نوّاب و یاران نزدیك خود مى فرستاد.
11. كمال الدين و تمام النعمة ، شيخ الصدوق ، ص 485 ، ناشر : مؤسسة نشر إسلامي وابسته به جامعة مدرسين، قم .