salam .mikhastam etelaatamo dar mord namaz afzayehs bedam .akhe az 9salegi ta alan faghat ve adat va roz maregi mikhonam .age tafsir namaz ra baram begid ya ketab moarefi konid mamnoon misham
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در مورد فلسفه نماز مطالبی را ارسال می کنیم.
خداوند غنى و بى نیاز از همه چیز است، چون غیر از خدا هر چه موجود است، همه مخلوق خدا است و نیازمند به او. قرآن میفرماید : «اى مردم! شما همگى نیازمند به خدایید. تنها خداوند است که بى نیاز و شایستة هر گونه حمد و ستایش است».(1)
در آیه دیگر فرمود: « هر کسى کفر ورزد و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده است. خداوند از همه جهانیان بى نیاز است».(2)
بنابر این خداوند بى نیاز مطلق است و مخلوقات همه محتاج اویند. او است که همه نیازهاى مخلوقاتش را بر طرف میکند. ما انسانها که یکى از مخلوقات خداییم، سراسر وجودمان را نیاز و احتیاج فرا گرفته است، مانند نیاز به آب و غذا و هوا و... که با نبود یکى از این ها قادر به ادامه حیات نیستیم. ما چند دقیقه یا چند ثانیه نمیتوانیم بدون هوا زنده بمانیم. همه این نیازمندی ها به وسیله آب و هوا و غذا و... بر طرف میشود که خداى مهربان با خلق آن ها نیاز ما را برطرف کرده است.
آرى این خداى حکیم و مهربان است که به هنگام تولد بچه، خون را تبدیل به شیر میکند و نوزاد آن را از پستان مادر تغذیه مینماید.
یکى از نیازهاى ما نیازهاى روحى است مثل احتیاج به محبت. از این رو بچههایى که در خانواده خود احساس کمبود محبت کنند، دچار اختلالات روحى و روانى میگردند. یکى از نیازهاى واقعى و اساسى روح بشر،عبادت و پرستش است، چون خداوند انسان را براى تکامل آفریده است و تکامل او جز از راه عبادت و بندگى به دست نمی آید. بندگی خدا است که به انسان حیات و زندگی انسانی می بخشد. قرآن می فر ماید:
« یا ایّها الّذین آمنوا استجیبوا للَّه و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم؛
ای کسانی که ایمان آوردید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خوانند که مایه حیات تان است».(3)
بنابر این خداوند نیاز به عبادت ما ندارد، بلکه ما محتاج به عبادت او هستیم که با بندگى او به نعمت هاى جاودان نایل شویم. قرآن میفرماید :
«کسى که جهاد و تلاش کند، براى خود جهاد مى کند؛ چرا که خداوند از همة جهانیان بى نیاز است». (4)
در جاى دیگر میفرماید: « کسى که عمل صالحى به جا آورد، به سود خود به جا آورده ، کسى که کار بدى انجام دهد، به زیان خود او است. سپس همة شما به سوى پروردگارتان باز میگردید».(5)
در آیه دیگر فرمود: «کسى که پاکى گزیند، به نفع خود او است».(6)
از آن جا که عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است، تمامی انسان ها از ابتدا تاکنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، و خداوند تنها موجودی است که لایق پرستش است. هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند. امّا همه به دنبال پرستش و عبادتاند، حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن میفرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(7)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند».
در جای دیگر میفرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(8) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح میگوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان و شبان
ماسمیعیم و بصیریم و هشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
گر شما سوی جمادی می روید محرم جان جمادان کی شوید
از آیات قرآن به دست می آید که عبادت هم هدف زندگی است ؛ هم وسیله برای رسیدن به هدف بالاتر، به این معنى که خود عبادت هدف زندگى است:
« قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِینَ؛ (9) بگو نماز و عبادات و زندگى و مرگم همه از آن خداى پرورگار جهانیان است».
مضمون این آیه شریفه به طور اختصار این است که تمام «من» از آن خدا است و این هدف زندگى انسان در دنیا است که خداوند آن را عبادت و بندگى نامیده :« وَ ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ،(10)؛ جن و انسان را تنها برای عبادت آفریدم».
اما این هدف نهایی نیست، بلکه هدف متوسط است . هدف نهایی چیزی است که با عبادت حاصل می شود.
در برخی آیات، عبادت وسیله رسیدن به یقین و اطمینان ( و در نتیجه آرامش)دانسته شده است :
«وَ اُعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ اَلْیَقِینُ؛ (11) پروردگارت را عبادت کن تا به یقین دست یابی». اطمینان و یقین واقعی آن گاه است که معرفت واقعی به خداوند و مقام قرب الهی حاصل شود.
کمال هر موجود و از جمله انسان در عینیت یافتن و به ظهور رسیدن تمام استعدادهاى نهفته آن موجود است. بىشک در میان استعداد انسان تحقق یافتن خواستهاى مادى و حیوانى را نباید در شمار کمالهاى انسانى به شمار آورد، زیرا این خواستها بین انسان و حیوان مشترک است . در این مرحله انسانیت انسان بالقوه است و حیوانیت او بالفعل شده است.
انسانیت آدمی زمانى به فعلیت مىرسد که استعدادهاى جان و روانش شکوفا شود . به کمال و لذت بىپایان و
بدون محدود و مزاحم دست یابد. بنابراین مقاصدى را که یک انسان در فرایند زندگى دنبال می کند،همه یکسان نیستند. برخى از این هدفها، هدفهاى مقدماتى، متوسط و زمینهساز براى نیل به هدفهاى بالاترند و برخى هدف نهایى و اصیل به شمار مىروند.
در این میان عبادات همان طور که هدف زندگى است، از طرفى هدف مقدماتى است.
وسیله است براى رسیدن به هدف برتر و آن هدف برتر «کمال انسان و شکوفا شدن استعدادهاى جان آدمى» است که اوج آن رسیدن به قرب پروردگار مىباشد و آن مقامى است که انسان به ذات اقدس الهى رهنمون مىشود و در جوار رحمت الهى استقرار مىیابد:
«إِنَّ اَلْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ. فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ ؛ (12) پرهیزکاران در باغها و جویبار در جایگاهى راستین نزد پادشاهى مقتدرند».
پی نوشت ها :
1. فاطر (35) آیه 15.
2. آل عمران (3) آیه 97.
3.انفال(8)آیه 24.
4. عنکبوت (28) آیه 6.
5. فجر (89) آیه 27-30.
6. ذاریات (51) آیه 56.
7. نور (24) آیه 41.
8. اسراء (17) آیه 44.
9. انعام(6) آیه 162.
10. الذاریات(51) آیه 56.
11. حجر(15) آیه 99.
12. قمر(54) آیات 54 و 55.






