به نام خدا
با سلام . من دختری 21 ساله دانشجو و ساکن تهران هستم. در خانواده ای مذهبی بزرگ شدم و همیشه یاد و نام خدا و اهل بیت که سلام و درود خدا بر آن ها باد، در خانواده من جاری بوده است. ولی چند وقتی است مسئله ای ذهنم را مشغول کرده است. آیا واقعا تمام چیزهایی که از دین می دانیم درست است؟ منظورم برداشت ما از اسلام. به نظر من در حال حاضر ما از دین واقعی فاصله گرفتیم. و اگر روزی بفهمیم اشتباه کردیم روز حسرت ماست. جایی از شهر، در و دیوار آن و خیابانها و آدمها و............................ نشانه ای از ارزش گذاری به دین به عنوان الگوی زندگی نیست. و روز به روز افراد مذهبی به انزوا کشیده می شوند. و دغدغه اصلی من نوع حجاب است. ما وقتی حق داریم در مورد نوع حجاب تصمیم بگیریم که در این 32 سال پس از انقلاب برنامه ای برای ترویج آن داشتیم. نه آن که در تلویزیون ما به عنوان پرمخاطب ترین رسانه عمومی زنان چادری زنانی با مشکلات مالی اجتماعی و... هستند. وقتی در این مدت تعریف دیگری از چادر ارائه شده چطور خراب کردن ستونی با این قدمت ممکن است و حال آن که با تمام این اوصاف ما چادر را انتخاب کردیم چه جایگاهی داریم؟ در این جامعه صرف نظر از ارزش های شخصی ارزش ما کجاست؟ جز انزوا؟! و آیا واقعا حجابی که مورد پسند خداست، چادر است؟؟؟؟؟ و آنکه چادر که اکنون به عنوان نماد حجاب برتربه شمار می رود با استناد به کدام سند دریافت شده از اسلام است؟ منتظر پاسخ قانع کننده شما به عنوان متخصص دین هستم. و از خداوند منان برای شما توفیق روز افزون خواستارم. با تشکر.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
1-باید دید منظور از برداشت از دین چیست؟ اگر منظور برداشت مردم از دین است ، این گونه نیست که برداشت همه مردم درست باشد. خیلی از مردم برداشت های اشتباهی از دین دارند. عده ای راجع به حجاب، عده ای راجع به موسیقی، بعضی راجع به احکام، و عده ای راجع به مسائل عقیدتی دچار اشتباه می شوند . بر ما لازم نیست همه برداشت های مردم را قبول کنیم ، ولی اگر منظور این است که برداشت درست از اسلام اصلا وجود ندارد ، حرف درستی نیست، چون برداشت درست از اسلام نزد مراجع و فقها وجود دارد. برای اینکه اسلام درست را بفهمیم ، باید رجوع کنیم به افراد اسلام شناس و عادلی که عمر خود را صرف بیرون کشیدن معارف اسلامی از آیات و روایات کرده اند، همان طوری که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)به ما این گونه دستور داده اند .فقط در زمان غیبت سخن و برداشت این گونه افراد را تایید کرده اند:
وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه؛(1).
مسایلی که اتفاقی می افتد(سوالات دینی)رجوع کنید به کسانی که احادیث ما را روایت می کنند (منظور فقهای جامع الشرایط هستند که می توانند روایات درست از نادرست را تشخیص دهند) آن ها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر شما هستم.
صدا و سیما با اینکه غالبا در برنامه ها حجاب را در حداقل شرعی رعایت می کند، ولی با توضیحاتی که عرض شد. حتی برداشت های صدا و سیما از دین بر ما حجت نیست. مگر مواردی که با حکم مراجع موافق باشد. اگرچه ممکن است در بعضی مناطق مردم مومن در انزوا باشند ، ولی اگر به صورت همه جانبه نگاه کنیم، بعد از انقلاب مقدس جمهوری اسلامی، اسلام و دین و مومنان از انزوا بیرون آمده و مطرح شده اند و اسلام حاکم بر جامعه شده است.
2-اگر چه حجاب واجب شرعی لزوما حجاب چادر نیست، ولی حجاب برتر از نظر فقها پوشش چادر یا چیزی شبیه چادر است. یکی از دلایل توصیه علما تفسیر برخی از از جلباب در آیه شریفه است . خدا در قرآن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) می فرماید :
به همسران و دختران و تمام زنان مومن بگو :جلباب خود را دور خود بگیرند .
بعد به بیان علت دستور می پردازد که این کار باعث می شود به عفت و پاکدامنی بین مردم شناخته شوند . دیگر مورد آزار و اذیت قرار نگیرند ؛یعنی این کار به نفع زنان است، از این جهت که کم تر کسی جرات می کند به آن ها نگاه حرام بیاندازد و موجبات آزار شان را فراهم کند(2)
بعضى از مفسّران جلباب را پوششى سرتاسری معنا کردهاند که از بالاى سر تا پایین پا را مىپوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است.(3)
بر اساس دیدگاه این مفسران مىتوان گفت: قرآن از چادر یا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است.
درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.
حضرت مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(4) یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مىگرفته است.
علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم مىکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مىماند.
ان شاءالله با استمرار بر حجاب چادر ، دل حضرت زهرا علیهاسلام را بیش از پیش از خود راضی کنید.
پی نوشت ها:
1. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهمالسلام، قم، 1409 ،
ج 27 ،ص 140، باب وجوب الرجوع في القضا.
2. احزاب(33) آیه 59.
3. موسوى همدانى، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه - قم، چاپ پنجم، 1374 ش. ج16ص509و510
4. ابو منصور احمد بن على طبرسى، الإحتجاج، نشر مرتضى، مشهد مقدس،1403 ، ج 1، ص 98.






