گاهی تفکراتی درمورد توحید به ذهنم میرسد که گویا رسیده ام به مرزشرک به خدا ولی واقعا" دردلم به توحید اعتقاد دارم این تفکرات از آنجاشروع شد که امام جماعت مدرسه مان گفت خدا هیچگاه شرک رانمی بخشد امادرکتاب تفسیر سوره فرقان امده که اگرکسی واقعا"از شرک توبه کند خدااورا میبخشد حالامن از شرک درونی کمی که داشته ام توبه کرده ام امابازهم این افکار مرا آزار میدهد واز روزقیامت هم خیلی میترسم که باید در مقابل خدایی بایستم که بزرگترین گناه راانجام داده ام کتاب قرآن کریم راهم که باز میکنم وخیلی به منظور آیات اعتقاددارم این طور می آید که :دیگر هیچگاه این کارراانجام نده البته این راهم بگویم که جهل خودرابروز نداده ام فقط ازشما میخواهم مراازشرافکاربد خلاص کنید(باذکرحدیثی از امامان ع )
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
شک و تردید ، شرک محسوب نمی شود. به شرطی که انسان در این مرحله توقف نکند و شک را انگیزهای برای تحقیق و پرسش و دستیابی به یقین قرار دهد. به همین جهت است که میگویند: شک مقدّمه یقین است.
بنا بر این کسی که خدا را باور داشته و به یگانگیاش ایمان داشته، با شک و تردید، یا تخیلات و تصوراتی که گاهی در ذهنش ایجاد می شود ، مشرک محسوب نمیگردد.
حتی بر فرض مشرک شدن یا باور نداشتن به خدا ، اگر پس از مدتی از راه تحقیق و آگاهی توبه کند و به خدا ایمان بیاورد ، توبه اش پذیرفته می شود . به بیان دیگر با توبه و بازگشت به سوی خدا ، هر گناهی آمرزیده می شود . منظور از این که در قرآن آمده است که ، شرک بخشیده نمی شود ، آن است که در حال شرک، هیچ گناهی از او آمرزیده نمی شود. یعنی گناهانی که در حال شرک انجام می دهد ، تا زمانی که مشرک باشد، آمرزیده نمی شود ، اما وقتی از شرک بیرون آمد و به ایمان رسید ، با توبه هر گناهی آمرزیده می شود ، حتی اگر گناهان گذشته باشد.
زیرا آیات توبه در قرآن با عمومیت خود، شرک را نیز در برمىگیرد : « وَ هُوَ الَّذِى بَقْبَلُ التَّوْبَه عَنْ عِبادِهِ(1) او است که توبه را از بندگانش مىپذیرد » . این آیه و آیات دیگر شامل بخشوده شدن شرک در پرتو توبه نیز مى شود. (2)
پس منظور از عدم عفو مشرک، عدم پذیرش توبه وى نیست، بلکه مقصود آن است که برخى از گناهان، مثل صغایر ممکن است بدون توبه نیز بر اثر رحمت گسترده خدا، یا راههایى مانند انجام کارهاى نیک، شفاعت و ترک گناه کبیره، بخشوده شوند، ولی گناهان مشرک هرگز در قلمرو این رحمت خاص قرار نمىگیرد، زیرا مشرک هیچ گونه شایستگى براى نزول رحمت حق ندارد. (3)
اگر شرک با توبه هم بخشیده نشود، کسانى که در صدر اسلام به دین مىگرویدند و پیامبر اسلام آنان را مىپذیرفت، با آن که پیشتر مشرک بودند، چگونه توجیه می شود؟ (4)
پس توبه از گناه، همه گناهان حتى شرک را پاک می کند.
اما تفکرات یا تخیلاتی که گاهی به ذهن تان می رسد و شما خیال می کنید که مشرک شدید ، پاسخش این است که: شما تنها فردی نیستید که از این گونه افکار مزاحم و تکراری رنج میبرید، بلکه افراد زیادی هستند که دچار این گونه افکار یا مشابه آن هستند؛ در واقع پیدایش این حالات و این نوع پرسشها در ذهن انسان (آن هم در دوران نوجوانی و جوانی) امری عادی و طبیعی است و مخصوص شما نیست.
در معارف اسلامی به این گونه جرقهها که گاهی در ذهن و دل انسان وارد می گردد ، «حدیث نفس» گفته میشود . امروزه روان شناسان آن را نوعی وسواس فکری می شمرند.
حدیث نفس یا وسواس فکرى، افکار بیهوده : گاهی اوقات تصورات و تخیلات پوچ و بی پایه ای هستند که افراد مبتلا به آن ، آن ها را در ذهن خود به وجود مىآورند . این افکار در چرخهاى بى پایان، مرتب تکرار مىشوند.
بعضى از مبتلایان، مشکل خود را پنهان نگه مىدارند و گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار خود مىنمایند ، اما خوشبختانه شما با ارسال نامه به طرح موضوع پرداختهاید . در واقع با شناخت درد و تصمیم به حل و درمان آن نصف راه را رفته اید ، پس راهکارهایى را که ارائه مىشود، با دقت مورد توجه قرار دهید.
در آغاز لازم است به چند نکته مهم توجه داشته باشید .
الف) بدانید که حدیث نفس نه گناه است و نه انسان را از دایره «دین» و توحید خارج میکند، و چون خودِ شخص این وضعیت را نمی خواهد، حتی به عبادتش نیز اشکال وارد نمی کند .
مهم آن است که بر «عقیده و ایمان خود استوار و ثابت قدم» باشید . برای بستن راههای ورودی «حدیث نفس» و القای شبهات و اشکالات ذهن توسط شیطان و پاسخگویی به آن ها به اقدامهای «علمی» و «عملی» دست بزنید.
ب) چون شیطان با همفکری نفس امّاره پیوسته در صدد نقشه کشیدن و برنامه ریزی جهت دلسرد کردن و مأیوس ساختن انسان از خدا باوری و عبادت و نیایش است و تلاش می کند با القای شک و تردید انسان را از پیروی دین خدا و انبیا و ائمه علیهم السلام باز دارد و او را در یک حالت حیرت و سرگردانی قرار دهد، از این رو انسان باید همیشه در مسیر افزایش سطح اطلاعات و آگاهی دینی و شناخت و معرفت خود نسبت به خدا و نعمتها و الطاف مادی و معنوی اش باشد تا از این رهگذر بتواند به تدریج به ایمان و عقیدۀ قوی و تقوای قلبی و قولی و عملی نایل گردد. با توبه و اصلاح و جبران کارهای نادرست خویش و تهذیب نفس و تزکیه روح ، سرانجام به مقام «بندگی خدا» و رتبه «مُخلَصین» برسد تا شیطان از به دام انداختنش مأیوس گردد.
ج) شرط اساسی کنترل و درمان این گونه افکار مزاحم، همکاری صمیمانه و نزدیک شماست؛ نباید گمان کرد که با اولین قدم و بدون پیگیری مستمر، میتوان یک شبه، همه آن افکار را از ذهن خود دور کرد.
راهکارش این است:
1. بازسازى شناختى:
درمان وسواس فکرى به تصمیم و همت شما بستگى دارد. در این جهت کسى جز خودتان نمىتواند به شما کمکى بنماید. امام على (ع) مىفرماید: «کسى که در اصلاح خود کمک نکند، دیگرى نه مانع بروز مشکلات او مىشود و نه او را به سوى رشد و خیر مىکشاند». (5)
باید کمر همت را ببندید و با اتکا به توانایىهاى خود وارد عمل شوید و نسبت به درمان بیمارى خویش امیدوار باشید.
2. شفاف کردن افکار:
براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید و ابهام زدایى نمایید. امام على مىفرماید:
«به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکرى مبتلا نمىشوند» . (6)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا ، نماز، دعا، توکل، و یا توسل به اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آنها را مطرح نمایید . از راه اندیشیدن یا مطالعه کردن و یا مکاتبه نمودن با ما در پی یافتن پاسخی رضایت بخش جهت پرسش های خود باشید.
3. متمرکز شدن بر افکار مطلوب:
براى رهایى از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشایند را جایگزین آن کنید. توجه به افکار معقول و تقویت و تمرکز آن به وسیله تکرار زبانى، شما را از افکار مخرّب و آزار دهنده باز مىدارد. پیامبر اکرم (ص) مىفرماید: «کسى که مبتلا به وسواس فکرى درباره خدا است، سه بار ایمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند، یعنی سه بار بگوید : « آمنت بالله و رسوله» تا آن حالت وسواسى از بین برود» . (7)
4. ذکر و دعا :
شخصى از امام صادق (ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود:
«لا شى فیها، تقول: لا اله الا الله؛ وسواس و شکی که در ذهن تان ( در مورد خدا یا سایر مقدسات) به وجود می آید ، مشکلى ندارد ، یعنی گناهی برآن بار نیست . هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، بگو: لا اله الا الله » و «لا حولَ ولا قوّة إلاّ بالله» ؛ (8) با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکرارى رهایى مىیابید! » .
و فرمودند : «هر گاه شیطان در دل انسان وسوسه کرد و در او شک و تردید ایجاد کرد، سه مرتبه بر سینه و شکم خود دست بکشد و بگوید: «بسم الله و بالله، محمّدٌ رسول الله و لا حول ولا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم، اللهمّ امْسَح عنّی ما أحذر». (9)
5. جلوگیری از ورود افکار منحرف:
ورود افکار منحرف را در اختیار خود بگیرید تا این افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به این منظور براى فکر در این امور، ساعت خاصى تعیین کنید، یعنى با خود عهد ببندید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهن تان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید، تا در طول روز ذهن تان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
7. هر روز به خود تلقین کنید : قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راههاى مبارزه با افکار منفى است.
نکته مهم و قابل توجه آن است که از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نکنید . بدانید که آنها موجب کفر نمى شود و اصلاً گناه نیست، بلکه یک نوع بیمارى است که باید درمان شود.
پیامبر اکرم فرمود: « از امت من هر چه که در ذهن شان خطور مىکند، عفو شده است، تا وقتى که آن را به زبان جارى نکرده و عملى انجام نداده باشند». (10)
پس: عزیز گرامی ! با ورود این افکار و شک و تردیدهایی که در درون وجودتان از آن ها بیزارید ، مرتکب هیچ گناهی نشده ای!
با صبر و بردبارى و با یارى جستن از خدا و توسل به اهل بیت (ع) و انجام راهکارهاى ارائه شده، از افکار منفى رها خواهید شد. موفق باشید !
پىنوشتها:
1. شوری (42) آیه 25 .
2. آیة الله مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ، چاپ دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، سال چاپ ، 1374 ش ، ج 3. ص522 .
3. همان ، ص 524 .
4. جهت آگاهی بیشتر به تفسیر نمونه ، ج 4 ، ص 98 رجوع شود .
5. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 89.
6 . همان، خطبه 90.
7 . المتقی الهندی ، کنزالعمال، ناشر ، مؤسسه الرساله ، بیروت ، لبنان ، سنة النشر ، 1409 ه ق ، حدیث 1245.
8 . الشیخ الکلینی ، الکافى، الناشر ، دار الکتب الاسلامیه ، طهران ، سنه النشر ، 1365 ه ش ، ج2، ص 424.
9. به مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی رجوع شود.
10. العلامه المجلسی ، بحار الانوار، الناشر مؤسسه الوفاء ، بیروت ، لبنان ، سنة النشر ، 1404 ، ه ق ، ج66 ، ص 42.






