بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
با توجه به عدوات اهل بيت (عليهم السلام) و تبري ايشان از دشمنانشان ازدواج‌هايي نظير ازدواج عمر با ام‌كلثوم، دختر حضرت امير (سلام الله عليه) يا ازدواج حضرت امام حسن مجتبي (سلام الله عليه) با جعده فرزند اشعث خبيث چگونه قابل تبيين و توجيه است؟

پرسش: ازدواج با جعده شرح بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم با توجه به عدوات اهل بيت (عليهم السلام) و تبري ايشان از دشمنانشان ازدواج‌ نظير ازدواج عمر با ام‌كلثوم، دختر حضرت امير (سلام الله عليه) چگونه قابل تبيين و توجيه است؟

پاسخ:
شیخ مفید، از بزرگان شیعه و از مورخان و فقها و متکلمان برجسته، این ازدواج را نمی‌پذیرد و معتقد است که این گزارش توسط زبیر بن بکار (1) نقل شده که مورد وثوق نیست. افزون بر این، او از دشمنان علی(ع) به حساب می‌آید و در مطالبی که به بنی هاشم نسبت می‌دهد، قابل اعتماد نیست. متن روایت به صورت‌های مختلف و گاهی متضاد نقل شده که به آن اشاره می‌شود:
أ) علی (ع) متولی عقد ازدواج بود.
ب) عباس، عموی علی، متولی ازدواج شد.
پ) بعد از اینکه بنی هاشم مورد تهدید قرار گرفتند، این ازدواج انجام شد.
ت) این ازدواج از روی اختیار و بدون تهدید انجام شد.
ث) فرزندی به نام زید، از این وصلت به وجود آمد.
ج) زید، زنده ماند و صاحب نسل شد.
ح) زید و مادرش (ام‌کلثوم) در زمان عمر کشته شدند، به گونه‌ای که معلوم نشد کدام یک زودتر درگذشتند.
خ) ام کلثوم بعد از عمر، زنده بود.
د) عمر، مهریه او را چهل هزار درهم قرار داد.
ذ) عمر، مهریه را چهار هزار درهم قرار داد.
ر) عمر، مهریه را پانصد درهم معیّن کرد.
مرحوم شیخ مفید چنین نتیجه‌گیری می‌کند که وجود این همه اختلاف، موجب بطلان گزارش می‌گردد.
وی می‌فرماید: اگر این روایت صحیح باشد (و چنین ازدواجی محقق گردیده باشد) باز با مذهب شیعه منافاتی ندارد.(2)
سید مرتضى، شاگرد برجسته شیخ مفید معتقد است این ازدواج از روی اختیار نبود. سپس روایاتی را که دلالت بر اضطرار دارد، یادآور می‌شود و در پایان می‌فرماید: حلیت و حرمت هر کاری بستگی دارد به اینکه دلیلی از دین و شریعت بر آن وجود داشته باشد و کار امیرالمؤمنین، از نظر ما حجت و دلیل شرعی است. (3)
از مطالب مرحوم سید مرتضى استفاده می‌شود که وی وقوع این ازدواج را پذیرفته، ولی دلیل آن را اضطرار و تهدیدهایی می‌داند که متوجه بنی‌هاشم شده بود.
علامه مجلسی بر این عقیده است که انکار این واقعه از سوی شیخ مفید شگفت‌انگیز است. مجلسی بر این باور است که شاید منظور شیخ مفید این بوده که این موضوع از طریق اهل سنت قابل اثبات نیست،(4) چون روایاتی که از طریق آنان وارد شده، بسیار متفاوت و متضاد است!
آن گاه مرحوم مجلسی می‌گوید: بهترین و اساسی‌ترین پاسخ به این پرسش آن است که گفته شود این کار به جهت تقیه و اضطرار انجام شد! دور از ذهن نیست که چنین بوده، چون خیلی از کارهای حرام، در حال ضرورت و ناچاری، حکم آن تغییر می‌کند و گاهی مبدّل به وجوب می‌شود. (5)
دکتر سید جعفر شهیدی، نویسنده و پژوهشگر معاصر، می‌نویسد: ام‌کلثوم دومین دختر علی(ع) که مادرش حضرت زهرا (س) بود، در سال هشتم هجری متولد شد و در سال هفدهم با عمر ازدواج کرد و چون عمر کشته شد، با عون فرزند جعفر و پس از مرگ او با برادرش محمد بن جعفر بن ابی طالب ازدواج کرد.ام‌کلثوم از عمر پسری به نام زید آورد. (6)
نویسنده اعیان الشیعه سید محسن امین بر این باور است که حضرت علی (ع) دو دختر به نام ام کلثوم داشته، مادر یکی از آنان حضرت فاطمه (س) و مادر دومی، زن دیگری بود. آن که با عمر ازدواج کرد، مادرش فاطمه (س) نبود و پیش از واقعه کربلا، در مدینه درگذشت.
آن ام‌کلثوم که در کربلا حضور داشت و در کوفه خطبه خواند، مادرش حضرت زهرا (س) می‌باشد. (7)
آقای سامی الغریری (که الفصول المهمه ابن صباغ مالکی را تحقیق کرده) بر این عقیده است که ام کلثوم همسر عمر، دختر خلیفة اوّل (ابو بکر) بود، که قلم به دستان مزدور چنین وانمود کردند که دختر علی(ع) است.(8)
در فروع کافی، بحث طلاق، در مورد عِدّة زنی که شوهرش از دنیا رفته، دو روایت یکی توسط معاویه ابن عمار (9) و دیگری توسط سلیمان بن خالد،(10) از امام صادق (ع) نقل شده که محتوای هر دو این است: چون عمر درگذشت، حضرت علی (ع) نزد ام‌کلثوم رفت و او را به خانه خود برد.
از این دو روایت استفاده می‌شود که ام‌کلثوم، دختر علی (ع) بود، اما این که مادرش چه کسی بود ،در روایت به آن اشاره نشده است.
مرحوم مجلسی روایت اوّل را موثق و روایت دوم را صحیح می‌شمارد.(11)
با این دیدگاه‌های بسیار متفاوت و اینکه برخی در گذشت ام کلثوم را پیش از شهادت امام مجتبی (ع) ذکر کرده اند (12 )، اظهار نظر قطعی، در این باره بسیار مشکل است، ولی مسلّم است اگر این ازدواج انجام شده باشد، با میل و رغبت انجام نگرفته، اما چه ضرورت‌هایی می‌توانست آن را توجیه نماید، با قاطعیت نمی‌توانیم اظهار نظر کنیم. ولی اگر این کار انجام شده باشد، مصلحت مهمی بوده که علی این وصلت پذیرفته ، هر چند ما از آن آگاه نباشیم .
پی‌نوشت‌ها:
1. ابو عبدالله، زبیر بن ابی بکر بن عبدالله بن مصعب، در زمان معتصم عباسی از سوی وی عهده‌دار قضاوت در مکه بود. در سال 256 درگذشت. تاریخ بغداد، ج 8، ص 467.
2. مصنفات المفید، ج 7 (المسائل السرویه) ص 86 ـ 90؛
محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج 20، ص 43 تهران ،دار الکتب الاسلامیه ،1366 چاپ اول.
3. مرآة العقول، ج 20، ص 44.
4. همان .
5. همان.ص 45.
6. زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص 263 ـ 264.
7. سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 12.بیروت ،دارالتعارف للمطبوعات ،1418 ،چاپ پنجم ،تحقیق سید حسن امین .
8. علی بن محمد، ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه فی معرفة الأئمة، ج 1، پاورقی، ص. 647، تحقیق سامی الغریری، انتشارات دار الحدیث.
9. فروع کافی، ج 6، ص 115، ح 1، تهران ، ،دار الکتب الاسلامیه ،1388 ، چاپ دوم .تحقیق علی اکبر غفاری .
10. همان، ح 2.
11. مرآه العقول، ج 21، ص 197 و 199.
12 .زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص 265 .

پرسش: با توجه به عدوات اهل بيت (عليهم السلام) و تبري ايشان از دشمنانشان ازدواج‌ حضرت امام حسن مجتبي (سلام الله عليه) با جعده فرزند اشعث خبيث چگونه قابل تبيين و توجيه است؟

پاسخ:
اوّلاً امامان (ع) همانند دیگر مردم می باشند و در ارتباط با مردم و داد و ستد با آن ها به علم عادی رفتار می کردند و از علم غیب بهره نمی گرفتند. کارهای عادی و روزمره آن ها مانند دیگر مردم بود. خوردن و خوابیدن، ازدواج و ... آن ها تافته جدا بافته از مردم نبود.
ثانیاً : ازدواج امام حسن (ع) با جعده دختر اشعث بن قیس کندی یک مسئله عادی و طبیعی بود . قاتل بودن او نیز در آن زمان مشخص نبود . امام با دختری ازدواج کرد که مسلمان بود . پدر او از مردان مشهور در تاریخ نیمه نخست قرن اول است. وی بزرگ قبیله پر نفوذ کنده ، بود. از آغاز مسلمانی تا هنگام مرگ در بسیاری از حوادث نقش عمده داشت. می توان گفت که حضور او در پاره ای از حوادث بسیار تأثیر گذار بود.
ملک داری و فرمانروایی در خانه او سابقه ای طولانی داشت. (1) امام علی (ع) نیز وی را به عنوان استاندار آذربایجان منصوب نمود. (2) بر این اساس ازدواج امام حسن (ع) با دختر اشعث که از نظر ظاهر مسلمان بود و مدتی، فرماندار منصوب حضرت علی بود، مشکل و مانع شرعی نداشت. جعده در ابتدا دچار لغزش و مشکل یا دشمن و قاتل نبود.
آنچه که در آموزه های دینی مد نظر است، وضعیت فعلی و ظواهر انسان ها است. او در ابتدا نیز به امام حسن علاقه مند بود ؛ اما در نهایت دچار فریب و نیرنگ معاویه شد.
در خصوص این که امام از اهداف زشت جعده آگاهی داشت یا نه، و این که در آینده امام را مسموم می کرد یا نه؟ باید گفت: علم غیب مطلق در انحصار خدا است. (3) خداوند برخی از علوم غیب را اگر بخواهد در اختیار بندگان خالصش (پیامبر و امام) قرار می دهد، اینان در مسایل فردی و زندگی اجتماعی خود از علم غیب بهره نمی گرفتند، زیرا مأمور بودند مانند سایر مردم زندگی کنند. افزون بر آن، آنان الگوی مردم بودند. الگو بودن آن گاه ارزش پیدا می کند که در امور عادی زندگی از علم غیب استفاده نشود.
پی نوشت:
1. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 9 ، ص 47.
2. همان، ص 48.
3. انعام (6)، آیه 59.