سلام. شوهرم شکاک است وبه من اطمینان ندارد اصلا اجتماعی نیست وباخانواده ام رابطه ی خوبی ندارد رفت وامد مرا محدود میکند یک پسر 6ساله هم دارم که بسیار منزوی است در حالی که من شخصیتی ازاد ومستقل دارم وشوهرم دوست دارد من برده ی او باشم چگونه با او در خانه رفتار کنم .

با سلام و تشکر به جهت ارتباطتان با اين مرکز.
همان‌طور كه مي‌دانيد، نمي‌توان بر اساس اطلاعات محدود نامه به پاسخ‌گويي دقيق مشكل شما پرداخت. ترديدي نيست كه براي حل كارشناسانه مسئله شما، راهي جز مراجعه حضوري به يك درمانگر کارامد خانواده نيست.
در هر صورت، توجه شما را به چند نكته ذيل جلب مي‌نمايم:
1. شايد تعبير شما از شكاكيت شوهر، تعبير كارشناسي و دقيقي نباشد. احتمالاً منظورتان از شكاكيت، يك‌سري خصوصيات ديگر باشد.
از منظر روان‌شناسي، شكاكيت يا سوء ظن در موارد حادش چيزي جز اختلال شخصيت پارانويایي نيست كه افراد مبتلا، به شدت به همه چيز و به همه كس سوء ظن دارند. به احتمال زياد، اين مسئله در شوهر شما وجود ندارد و شكاكيت ایشان از نوع غير حاد و غير مرضي می باشد.
در برخورد با اين مشكل، بايد به بررسي دقیق پيشينه آن پرداخت؛ چرا كه به احتمال زياد با مرور پيشينه اين مسئله، با ريشه‌ها و عوامل اصلي آن آشنا خواهيم شد. چه بسا اين مشكل ريشه در دوران تجرد ايشان و يا تربیت خانوادگي يا برخي رويدادهاي خاص داشته باشد و چه بسا اين مشكل ريشه در برخي رفتارهاي به ظاهر بي‌مشكل شما داشته باشد؛ به عنوان مثال، اگر وضعيت ظاهري و نوع پوشش همسر فردی غير مناسب باشد، بديهي است با محدوديت‌هاي آن فرد مواجه مي‌گردد و يا اگر همسر وی با جنس مخالف برخوردي مشابه جنس موافق داشته باشد، به همين ترتيب، با ممانعت ایشان رو به رو می گردد.
در برخي موارد، مكان زندگي نيز در بروز اين مشكل بي‌تأثير نيست؛ مثلاً اگر من در يك محيط ناامن زندگي مي‌كنم، بديهي است يك سري محدوديت‌هاي آمد و شد براي همسرم به وجود آورم. و ده‌ها احتمال ديگر.
همان طور كه مي‌بينيد، بايد به ريشه‌يابي و واكاوي دقيق اين ممانعت و محدودسازي پرداخت. اين واكاوي بيش تر در حيطه تخصصي يك درمان‌گر خانواده يا روان‌‌شناس باليني است تا يك فرد عادي. در صورت عدم امكان مراجعه حضوري به كارشناس، مي‌توانيد در يك صحبت كاملاً دوستانه و همدلانه در يك موقعيت زماني و مكاني مناسب، جوياي دلايل واقعي و ريشه‌اي اين ممانعت شوید.
2. در زمينه اجتماعي نبودن ايشان نيز مي‌توان به ده‌ها دليل و عامل اشاره كرد كه تشخيص دقيق اين عوامل نيز به مراجعه حضوري نيازمند است. اين احتمال وجود دارد كه ايشان فرد درون‌گرايي باشند و همان طور كه مي‌دانيد، درون‌گرايي از ويژگي‌هاي شخصيتي است كه نمي‌توان زياد آن را تغيير داد؛ به عبارت ديگر، بايد قبل از عقد به اين مسائل مي‌پرداختيد و حال كه چندين سال از زندگي شما مي‌گذرد، نبايد زياد بر تغيير يك امر غير قابل تغيير اصرار ورزيد. بايد به جاي چالش آسيب‌زا با آن، به كنار آمدن مسالمت‌آميز با آن روي آوريد. البته دلايل ديگري مانند افسردگي و فوبياي اجتماعي و... وجود دارد كه بايد توسط يك متخصص مورد ارزيابي قرار گيرد.
3. برخي اوقات، مردان از شدت علاقه به همسرشان از هر گونه تقسيم شدن محبت وي ممانعت به عمل مي‌آورند. مردي كه به همسرش وابسته است، دوست دارد همواره در كنار او باشد و در اين راستا، به اذيت و آزار روحي او مي‌پردازد. البته اين فرض تا حدودي در مورد ایشان منتفي است.
4. همان طور كه مي دانيد، پسر شما بسياري از روحيات و خلقيات را از پدرش به ارث برده است. احتمالا انزواي ايشان جدا از مسائل محيطي، مانند كمي رفت و آمد و... ، ريشه در مسائل ژنتيكي داشته باشد.
چه بسا اين روحيه انزواگرا رنگ و بوي افسردگي داشته باشد و احتمالا ريشه در افسردگي پدر دارد. پدري كه افسرده است، به احتمال زياد افسردگي را به فرزندش منتقل مي‌كند. البته تشخيص اين امر هم با مراجعه حضوري (به همراه پسرتان) به يك روان‌پزشك يا روان‌شناس باليني مقدور است.
5. توصيه آخر ما اين است كه در كنار اقدامات درماني و پيگيري‌هاي لازم، در حد توان به مدارا با شوهرتان بپردازيد و از هر گونه بغرنج سازي موضوع بر حذر باشيد. اين گونه بر طبل تغيير شوهرتان نكوبيد و تا حد امكان با شرايط موجود كنار بياييد. يك همدلي استراتژيك و زيركانه شما مي‌تواند روزنه‌هايي از همدلي و همراهي بيش تر ایشان را بر روی شما بگشايد.