با سلام.شهید مطهری در کتاب حکمتها واندرزها ج2،(خاندان نبوت ورسالت حافظ اسلام )ص69آورده:"ائمه(ع)به مقام تعلیم وتلقین معالم اسلامی وبسط وتوسعه نفوذ معنوی اسلامی پرداختند وخود را از سیاست به کناری کشیدندوبه تعلیم وتدریس پرداختند".آیا حقیقتا ائمه در سیاست دخالت نداشتند ؟پس اینکه زیر بار بیعت با خلفای زمان خود نمی رفتند حاکی از بینش سیاسی آنها نیست ؟مگر نه اینکه آنها باسیاست خلفا مشکل داشتند؟این که می شود دین منهای سیاست وهمین که سیاست از دیانت جداست؟آیاچنین حرفی درست است ؟باتشکر لطفا منابع پاسخ را ذکر کنید.
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
به نظر میرسد در اينجا مقصود از سیاست حکومت باشد، بدین معنا که امامان (ع) حکومت تشکیل ندادند . و در حكومت حاكمان منسب سياسي نپذيرفتند.
چرا كه امامان حکومت را حق خود میدانستند و در صدد برگرداندن آن به مرکز اصلی آن ـ یعنی خاندان پیامبر(ص) ـ بودند.
یکی از علتهای مهم قیامهای امامان نیز همین بوده است. آنان سعی میکردند در قالبهای مختلف علیه حکومتهای غاصب فعالیت کنند که حکومت از دست غاصبان حکومت خارج شود.
نيز یکی از علل به شهادت رساندن امامان توسط حکومتهای عصر آنان نیز همین مسئله می باشد. حکومت ، آنان را شکنجه و زندان مینمود و سرانجام به شهادت میرساند تا امامان بر مسند قدرت قرار نگیرند. اگر امامان در پی فعالیت های سیاسی و تشکیل حکومت نبودند، حکومتها نیز با آنان کار نداشتند.
امامان با توجه به شرایط زمان و مکان در صدد تشکیل حکومت بودند. منتهى سیاست و رویکرد آنان متفاوت بود. مثلاً برخی از امامان از قیام عصر خود حمایت نمودند و دیگری به فعالیت های فرهنگی میپرداخت، ولی همه بر این اصل مشترک بودند که حکومت به خاندان پیامبر برگردد.
از آنجا که بررسی مواضع همه امامان درباره حکومت نیاز به فرصت دیگر دارد. در اینجا به مواضع امام سجاد (ع) نسبت به حکومت اشاره میشود.
امام سجاد ضمن حضور در کربلا بعد از شهادت امام حسین (ع) در قالب عزاداری، خطبه خواندن و با دعا مبانی و مشروعیت حکومتهای عصر خود را زیر سؤال برد. همچنین امام به بیان جنایات حکومت یزید و مظلومیت امام حسین پرداخت و به مردم فهماند که حکومت ، حق امام حسین بوده و یزید غاصب حکومت میباشد. افزون بر آن امام در قالب دعا و مناجات اعلام نمود که حکومتهای معاصر او حق حاکمیت ندارند. (1)
امام زین العابدین ضمن دعای خود در چندین مورد، مباحث مسائل سیاسی، اجتماعی به ویژه مسئله رهبری و امامت جامعه اسلامی را مطرح کرده است. (2)
اما فراهم نبودن موقعیت قیام و مبارزه و به دست گرفتن حکومت ، آنان را از رویارویی مستقیم باز می داشت. در زمان امام سجاد ، وضع به گونهای بود که امام از این وضع رنج برده و فرمود: «در تمام مکه و مدینه، بیست نفر نیستند که ما را دوست بدارند». (3)
این جملات امام دقیقاً وضع جامعه عصر امام و عدم حمایت مردم از خاندان پیامبر را نشان میدهد. امام سجاد در چنین وضع چگونه میتوانست قیام کند و حکومت تشکیل دهد؟!
یکی از یاران امام صادق(ع) نیز عرض کرد که چرا شما قیام نمیکنید؟ امام عدم قیام خود را مبتنی بر نبود یاران و عدم حمایت مردم از وی نمود.
آن چه که ملاحظه کردید مواضع امام سجاد درباره حکومت و سیاست بود. بیتردید همین وضع درباره امامان بعد از آن حضرت ـ با مختصر تفاوتی ـ نیز وجود داشت.
اگر شرایط تشکیل حکومت فراهم میشد ، آنان حکومت تشکیل میدادند، زیرا تشکیل حکومت را وظیفه خود میدانستند. همان گونه که امام علی (ع) بعد از فراهم شدن شرایط و حمایت مردم حکومت تشکیل داد.
عدم تشكيل حكومت از سوي برخي امامان دليل بر عدم كارآمدي دين و عدم ارتباط آن با سياست نيست؛ زيرا اگر دين با سياست ارتباط نداشت و كارآمد نبود، امام علي و امام حسن نيز نميتوانستند حكومت تشكيل دهند.
تشكيل حكومت موفق و مطلوب توسط امام زمان (عج) نشان از آن دارد كه دين با سياست ارتباط داشته و اسلام كارآمدترين دين ميباشد. هدف نهايي و آرماني تمام پيامبران و امامان، با حكومت عدل جهاني آن حضرت تحقق خواهد يافت، كه حكومت جهاني بر اساس آموزهها و احكام الهي است.
پینوشتها:
1. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 274 به بعد ، قم ، مؤسسه امام صادق (ع) ،1379 ، چاپ یازدهم .
2. همان.
3. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، ج 46، ص 143، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي ، بيروت ، لبنان.






