باسلام .حکمت یعنی چه ؟چه فرقی با علم دارد؟گفتار حکیمانه چه گفتاری است وچه ویژگی دارد ؟باتشکر لطفا منابع پاسخ راهم ذکر کنید
پرسش: حکمت
شرح : حکمت چیست و چه فرقی با علم دارد؟
پاسخ:
با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
حكمت و علم، دو عنوان عام هستند كه در ابعاد و جنبه هاي گوناگوني قابل تطبيق و مقايسه هستند. به نظر مي رسد تبيين دقيق معناي حكمت در لغت و اصطلاح ديني و قرآني، به درك تفاوت هاي اين واژه با علم بينجامد.
از نظر لغوي، حكمت نوع معيني از علم و معرفت است و به اصطلاح، اخص از علم محسوب مي شود؛ زيرا در تعريف آن، موارد عديده اي مانند: اتقان در امور، فهم و عقل، نبوت و ... گفته شده است. در مجموع، حكمت، علمي است كه انسان را از از انجام كار زشت بازدارد. (1) بر اين اساس، مي توان گفت حكمت، نوعي معرفت ويژه و خاص است كه بر همه انواع و اقسام علم منطبق نيست.
به عبارت روشن تر، حكمت به معناى رسیدن به حقیقت به وسیله علم و عقل است. علامه طباطبایى درباره معناى واژه "حکمت" مىگوید: حکمت [به اصطلاح نحوى] بناء نوع است؛ یعنى نوعى از محکم کارى یا کار محکمى که سستى و رخنهاى در آن راه ندارد و غالبا در معلومات عقلى واقعى که ابدا قابل بطلان و کذب نیست، استعمال مىشود. (2)
واژه حکمت در قرآن، بیست بار به کار رفته و در بیش تر موارد، با کتاب توأم است. در بعضى آیات، به تکالیف نیز حکمت گفته شده است، مانند: آیه 39 اسراء، آیه 34 احزاب، آیه 63 زخرف و همچنین در آیه 12 سوره لقمان به شکر الهى نمودن نیز حکمت اطلاق شده است.
شاید علت اطلاق حکمت بر تکالیف، بدان جهت باشد که رعایت آن ها سبب حکمتاند و سبب اطلاق آن بر شکر، به این لحاظ باشد که شکر نتیجه حکمت مىباشد. (3) در مجموع، مي توان گفت منظور از حکمتى که در قرآن به کار رفته، مجموعه علوم و معارفى است که انسان را به حقیقت رهنمون مىكند؛ به طورى که هیچ شک و ابهامى در آن نماند؛ زیرا مجموعه عقاید و آموزههایى که قرآن بیانگر آن ها است، همه با مقتضاى فطرت بشر همسو است و مقتضاى فطرت، آن بخش از علم و عمل را شامل مىشود که کمال واقعى و سعادت حقیقى او را تأمین کند.
از این رو، مىشود گفت چون دین با واقعیت و حقیقت مطابقت دارد، پس اصول و قواعدى که با دین آمده، در واقع حکمت اند و پیامبر مأمور است تا این حکمت را به مردم بیاموزد.
برخى نیز گفته اند: با مراجعه به اصل معناى حکمت مىتوان به دست آورد که حکمت، یک حالت و خصیصه درک و تشخیص است که شخص به وسیله آن مىتواند حق و واقعیت را درک کند و مانع از فساد شود و کار را متقن و محکم انجام دهد. بنابراین، حکمت نوعى حالت نفسانى و صفت روحى است، نه شىء خارجى؛ بلکه شىء محکم خارجى، از نتایج حکمت است. (4)
نتیجه این که به روشني پيدا است كه علم و معرفت انساني، چيزي اعم از حكمت است و موارد عديده اي از علوم و معارف و دانش هاي بشري وجود دارند كه در مقوله حكمت قرار نمي گيرند.
پي نوشت ها:
1. مجمع البحرين، طريحى فخر الدين، ج 6، ص 45، كتابفروشى مرتضوى، تهران، 1375 ش.
2. تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 3، ص 395، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ق.
3. قرشى، سید علىاکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 160، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371 ش.
4. همان، ص 163.
پرسش: گفتار حکیمانه چه گفتاری است و چه ویژگی دارد ؟با تشکر لطفا منابع پاسخ را هم ذکر کنید؟
پاسخ:
با توجه به انچه ذكر شد ويژگي گفتار حكيمانه هم تا حدود زيادي روشن مي شود يعني گفتاري كه در مسير نوعي هدايت و معرفت نجات بخش و مانع از انحراف و خطر محسوب گردد ؛ به عبارت روشن تر گفتار حكيمانه گفتار حكيم است و حكيم به عنوان : « محكم كار. حكمت كردار. كسي كه كار را از روى تشخيص و مصلحت انجام دهد » (1) تعريف شده است ؛ در نتيجه گفتار حكيمانه نيز گفتاري است كه از منشا استحكام و عمق و استواري و در مسير تحقق مصلحت و ارزش مندي بيان گردد .
به همين دليل است كه قرآن نام « حكيم » را بر خود نهاده و آيات خود را حكيمانه خوانده است : « يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيم ؛ (2) يس * سوگند به قرآن حكيم» يا در جاي ديگر فرموده :
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير ؛ (3) اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است » .
مفسران در تفسير محكم بودن آيات قرآن يا همان حكيمانه بودن آن فرموده اند:
« اين كتاب بزرگ با اين ويژگى از سوى چه كسى نازل شده است؟" از نزد خدايى كه هم حكيم است و هم آگاه" (مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ).به مقتضاى حكيم بودنش آيات قرآن را محكم، و به مقتضاى خبير و آگاه بودنش آيات قرآن را در بخشهاى گوناگون، طبق نيازهاى انسان بيان داشته است، چرا كه تا كسى از تمام جزئيات نيازهاى روحى و جسمى انسان با خبر نباشد نمىتواند دستورات شايسته تكامل آفرينى صادر كند.
در واقع هر يك از صفات قرآن كه در اين آيه آمده، از يكى از صفات خداوند سرچشمه مىگيرد، استحكام قرآن از حكمتش، و شرح و تفصيل آن از خبير بودنش.
در اينكه فرق ميان" احكمت" و" فصلت" چيست؟ مفسران بحثهاى فراوان كردهاند و احتمالات زيادى دادهاند، اما آنچه نزديكتر از همه، به مفهوم آيه فوق به نظر مىرسد اين است، كه در جمله اول اين واقعيت بيان شده است كه قرآن مجموعه واحد به هم پيوستهاى است، كه همچون يك بناى محكم و استوار بر جا است و نشان مىدهد كه از سوى خداوند واحد يكتا نازل شده، و به همين دليل هيچگونه تضاد و اختلاف در ميان آياتش ديده نمىشود ... » (4)
به هر حال قرآن خود مصداق روشني از كلام حكيمانه و برخاسته از منشا معرفتي محكم و استوار و قرار گرفته در مسير هدايت و حقيقت و مصلحت است و هر كلام حكيمانه اي نيز داراي همين ويژگي ها و شاخصه هاست .
پي نوشت ها :
1.قرشى، سید علىاکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 163،نشر دارالکتب الاسلامیه ، تهران 1371 ش .
2. يس (36) آيه 1- 2.
3. هود (11) آيه 1.
4. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه ، ج 9 ص 8-9، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش.






