باسلام .حجرالاسود چه سنگی است .این درست است که میگویند از آسمان است؟پیدایش آن از چه زمانی بوده ؟اهمیت وجایگاه آن وکلا همه چیز در باره خود حجر الاسود،اهمیت ،جایگاه ،فایده وحتی اینکه چه زمانی از بین میرود؟باتشکر لطفا منابع پاسخ راهم ذکر کنید
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
حجرالاسود سنگى سیاه رنگ است که بر رکن جنوب شرقى کعبه منصوب شده و بوسیدن و لمس آن مستحب است .
واجب مى باشد طواف از محاذى (مقابل ) آن آغاز گردد و به همان جا ختم شود. پیش از اسلام نیز این سنگ مورد احترام اعراب بوده است.
حجر الاسود را خدا برای حضرت آدم فرستاد که در بنای اولیه خانه خدا قرار داده شد و چون ابراهیم مشغول تجدید بنای کعبه شد ، خداوند او را بر مکان حجر الاسود که در کوه ابوقبیس بود ، راهنمائی کرد و ابراهیم ان را در جايی که فعلا نصب است ، قرار داد . (1)
حجر الاسود ،جزئى بسيار مقدس از مسجد الحرام است و پيش از اسلام و پس از آن، مورد اعتناى كامل بوده و به لحاظ همين تقدس است كه رسول خدا (ص) آن را نگاه داشت و ديگر سنگ هايى را كه به شكل بتساخته شده بود، به دور ريخت. حجر الاسود، در جريان تخريب كعبه در اثر سيل در فاصله دورى از مسجد قرار گرفت. قريش براى نصب آن با يكديگر به دشمنى پرداختند، اما با درايت رسول خدا همه قريش در فضيلت آن سهيم شدند و عاقبت به دست آن حضرت نصب گرديد. به مرور زمان، از حجم نخستين اين سنگ كاسته شد و حتى اجزاى آن از يكديگر جدا گرديد. آخرين بار قسمت هاى مختلف آن را به يكديگر متصل كردند و آن را در محفظهاى نقرهاى قرار دادند و تنها به آن اندازه كه براى بوسيدن و استلام لازم بود،جاى خالى گذاشتند.
در روايات بسيارى كه شيعه و سنى نقل كردهاند، حجر الاسود از سنگ هاى بهشتى دانسته شده كه همراه آدم به زمين آمده است. همچنين،در روايتى از پيامبر ، حجر الاسود به منزله دست راست خداوند خوانده شده كه در روى زمين قرار گرفته است و مردم با دست كشيدن روى آن و بوسيدنش،با خداوند بيعت و اطاعت خود را از او تثبيت مىكنند. در نقلى از ابن عباس آمده است كه: اگر كسى با رسول خدا بيعت نكرد، و سپس حجر الاسود را استلام كرد، با خدا و رسول بيعت كرده است. (2 ) از امام باقر (ع) نقل شده : سه سنگ از بهشت آمده است : حجرالاسود، سنگ مقام ابراهیم و سنگ بنى اسرائیل که چشمه هاى آب از آن مى جوشید. (3)
از امام صادق (ع) روایت شده است:
قریش در زمان جاهلیت ، کعبه را به قصد بازسازى تخريب كردند. برای نصب حجر الاسود نزدیک بود درگیرى و قتل و کشتار میان آنان صورت گیرد. پس بر این اتّفاق کردند كه نخستین کسى که به مسجد الحرام وارد شود، داورى وى را در این باره بپذیریم . در این حال رسول خدا - که هنوز مبعوث به رسالت نشده بود - از در وارد شد و چون سخن آن ها را شنید، دستور داد جامه ايى بگستردند و خود، حجر را در آن نهاد و فرمان داد از هر قبیله یک نفر گوشه جامه را بلند کنند. هنگامى که حجر محاذى جایگاه خود رسید، حضرت با دست مبارک خود حجر را برداشت و به جاى مخصوص نهاد و به این وسیله از جنگ میان آنان جلوگیری کرد . (4 )
در جنگ میان حجاج و عبداللّه بن زبیر، کعبه منهدم گشت . سپس آن را بازسازى نمودند و خواستند حجرالاسود را نصب کنند. هر یک از علما یا قضات یا زُهاد که مى خواست آن را به جاى خود نهد، کعبه به لرزه مى آمد و سنگ مستقرّ نمى گشت . امام سجاد (ع) وارد شد و سنگ را از دست آنان گرفت و نام خدا را بر زبان جارى کرد و آن را در جاى خویش نصب نمود، بى آن که لرزش یا اضطرابى رخ دهد. صداى مردم به تکبیر بلند شد.
این سنگ همواره میان مسلمانان محترم و گرامی بود. آن را مى بوسیدند و بدان تبرّک مى جستند و کسى را جرأت جسارت به آن نبود، تا سال 317 که قرامطه به مکّه هجوم آوردند و حاجیان را قتل عام نمودند و جواهرات گرانب هایى را که در کعبه بود، غارت نمودند و حجرالاسود را از جاى خود کنده ، به بلاد خود (احساء، بحرین ) بردند. مدت 22 سال در آن جا بود و هرچه راضى باللّه عباسى تلاش کرد نتوانست از آن ها بازستاند. حتى هزارها دینار به آن ها قول داد، ولی نپذیرفتند، تا در زمان مطیع للّه عباسى که شریف ابو على عمر بن یحیى علوى میان خلیفه و آن ها وساطت نمود و در سال 339 آن را به کوفه آوردند و به ستون هفتم مسجد کوفه آویختند و سپس مسلمانان آن را به جایگاه خود برده و نصب نمودند. (5)
این سنگ تا خانه خدا بر پا است ، باقی خواهد ماند . امام زمان در موقع ظهور بر آن تکیه می زند
مجلسي از امام باقر نقل کرده که فرمود: «همانا او - امام زمان عليه السلام - به سوي مسجدالحرام به حرکت در ميآيد و در آنجا کنار مقام ابراهيم چهار رکعت نماز ميگزارد و با تکيه بر حجرالأسود حمد خدا و ثناي او را به جاي آورده و يادي نيز از پيامبر کرده و بر او درود ميفرستد. آن گاه سخني را آغاز خواهد کرد که هرگز کسي چنين سخن نگفته است...». (6)
پي نوشت:
1 . حیوة القلوب ، ج 1 ،ص 385 ،محمد باقر مجلسی ،قم ،انتشارات سرور ،1375 ه ش ، تحقیق سید علی امامیان .
2 . مجله میقات ، شماره 8 ، ص 102 به بعد .
3 . معارف و معاریف ، ج 4 ، ص 405.
4 . کافى ، ج 4 ، ص 217 ، تهران ، اسلامیه .
5 . معارف و معاریف ، ج 4 ، ص 406.
6. موعود شناسی و پاسخ به شبهات ، ص 561 ، علی اصغر رضوانی ،قم ، انتشارات مسجد جمکران ،1384 ه ش ، چاپ دوم ، نقل از بحارالأنوار، ج 13، ص 180.






