من فرزندی دارم که الان 3سال دارد واز آینده اش نگرانم ومیخواهم از همین الان با درس خداشناسی را بهش یاد دهم چگونه میتوانم فرزندم را با خدا وایمان بار بیاورم آیا کتابی هست در رابطه با این ؟خودم وپدرش اهل نماز وروزه هستیم دوست دارم حسینی بار بیاید؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
صحبت کردن درباره خدا، یکی از بهترين راه ها برای برآوردن مهمترين نيازهاى كودكان می باشد . كودكان بيش از بزرگسالان و اطرافيان شان خود را نيازمند به تكيهگاه قوى و مهربانى مىبينند كه قادر است همه آرزوهاى آن ها را برآورده سازد . همواره دغدغه ذهنی بسیاری از والدین اين است كه چگونه فرزندان خود را با مفاهيمى چون: خدا، پيامبر، جهان آخرت، آفرينش و هستى، تكليف، عبادت و مانند آن آشنا كنند و درباره آن ها بحث كنند.
یکی دیگر از مهم ترین فایده های صحبت كردن در باره خدا این است که همه چيز را در دنيا و مرتبط با رویدادهای طبیعی توضيح مىدهد:
زيبايى طبيعت، تولد نوزاد يا مرگ يك دوست، با نوعى احساس شگفتى نيز همراه است و روح كودك به دنبال عجايب و اسرار مىگردد . زمانى كه براى پرسشهاى كليدى خود پاسخى منطقى مىيابد، احساس آرامش مىكند. وقتى كودك حوادث تلخ و شيرينى از اين قبيل را با خدا مرتبط بداند، هم در شناخت خود نسبت به خدا عميقتر مىشود . هم روح او كه به دنبال عجايب و اسرار است، ارضا مىشود.
همچنين حرف زدن در باره خدا، به كودك احساس امنيت مىدهد . خدا جاودانى و فوق همه تغييرات است و در دنيايى كه همه چيز آن زودگذر است، اعتقاد به خدا مىتواند بهترين پشتیبان و راهنماى اخلاقى كودك باشد.
خواهر گرامی؛
براى اين كه كودكان درك صحيحى از خدا داشته باشند، لازم است به آنها اجازه دهيد آزادانه درباره خدا گفت و گو كنند. بهترين راه ارتقاى معنويت در كودكان، راحت و آشكار حرف زدن از خداست. اصل علمى كه بیش تر روانشناسان آن را تأييد مىكنند، اين است كه بگذاريد بچهها خود گفت و گو را هدايت كنند. عقايدشان را بگويند. بعد با سؤالكردن از نظریات شما، موضوع را پيگيرى كنند.
اگر پيشفرضى درباره رشد، درك و برداشت كودك از خدا، در هر مرحله سنى او داشته باشيم، با اطمينان بيش ترى مىتوانيم به او كمك كنيم.
در اينجا به مراحل رشد روانى كودك و اينكه در هر مقطع چگونه بايد با او درباره خدا حرف بزنيم، اشاره مىكنيم:
1 تا 3 سالگى:
يادمان باشد كه بذر ايمان از همان سالهاى اوليه زندگى كاشته مىشود. بنابراين، خداشناسى در اين سن اهميت بسیارى دارد. كودكان نوپا مىتوانند كلماتى را كه از مفاهيم مقدس برخوردارند، ياد بگيرند. در ابتدا، آموزش بايد از كلماتى مانند: قرآن، خدا، پيامبر و امام آغاز شود. اگر بچهها به سادگى با اين كلمات مأنوس نشوند، بعدها پايهاى براى آموزش مفاهيم بزرگ نخواهند داشت. همچنين بايد اعتقاد به عشق و محبت را در آنها تقويت كنيد . اين مهمترين چيزى است كه خدا را به كودكان خردسال مىفهماند. به آنها بگوييد كه خداوند دوست شان دارد . همواره از بچهها مراقبت مىكند.
كودك به اينجهت كه يكى از وابستهترين موجودات دنياست، در تأمين نيازهاى خويش، به والدين وابستگى كامل دارد. اگر كودك از اينجهت مشكلى نداشته باشد و والدين در محبت و توجه به او از چيزى فروگذار نكنند، از اعتماد به آنها، اعتماد و توكل به خدا را نيز مىآموزد.
3 تا 5 سالگى:
در اين مرحله، اين سؤال غلط است كه: «چهطور كودك را وادار كنم به خدا اعتقاد پيدا كند؟» اعتقاد به خدا، به صورت اجمال، در فطرت و آفرينش کودک وجود دارد. پرسش صحيح اين است كه: «چطور به او نشان دهم كه خدا در زندگىاش حضور دارد؟» زمانىكه بچهها در برابر شگفتىهاى اطراف شان حيرتزده مىشوند، از چيزى ناراحت اند يا شادى ناگهانى را تجربه مىكنند، زمينه فكرىشان براى اين مسئله آماده است .
مىتوانيد حضور خدا را با حرف زدن در اين باره، به آنها نشان دهيد؛ مثلاً وقتى كودك 5 ساله شما از مرگ پدربزرگش غمگين و تعجبزده است، از شما مىپرسد:
پدربزرگ پس از مرگ چه مىكند؟ آيا او در بهشت است؟ او در واقع به اطمينان خاطر نياز دارد.
در پاسخ به او بگوييد: تو چه فكر مىكنى؟ او احتمالاً در پاسخ مىگويد: پدربزرگ الآن در بهشت در كنار فرشتگان است. در اين هنگام نظر او را تأييد كنيد. همچنين وقتى كودك در تولد فرزند جديد اظهار خوشحالى يا شگفتى مىكند، به آسانى مىتوانيد خدا را به او نشان دهيد. يا هنگام خوردن غذا، براى او توضيح دهيد كه غذاها از جانب خداوند است و ما بايد از او سپاسگزارى كنيم. آن گاه همگام با كودك تان، شكرگزارى را بهجاى آوريد.
در فاصله سنى 3 تا 5 سال:
كودكان خدا را غالباً موجودى چون يك رهبر روحانى مىدانند. چنين برداشتى به اين پرسشها مىانجامد: «آيا خدا مىخوابد؟ خدا كجا زندگى مىكند؟ غذاى او چيست؟» براى فيصله دادن اين موضوع و ارضاى حس كنجكاوى و تخيل كودك، از او بپرسيد: تو چه فكر ميكني؟ اگر پاسخي كه ارائه داد، منطبق بر حقيقت بود، آن را تأييد كنيد. در غير اين صورت، جوابى صادقانه به او بدهيد؛ مثلاً بگوييد: «نمىدانم.» به ياد داشته باشيد، كودك در سنى نيست كه بتواند چيزى بيش از اين پاسخ اجمالى، درك كند. اما اگر در پاسخ به او بگوييد: خدا چيزى نمىخورد و جا و مكانى ندارد، نه تنها قانع نمىشود، بلكه دچار سردرگمى بيش ترى مىشود.
بعد از او سؤالاتى بكنيد كه نسبت به گفت و گو علاقهمند شود. هميشه سؤالات او را جدى بگيريد و هرگز مورد تمسخر قرار ندهيد. بچهها نمىتوانند منتقدانه فكر كنند و صحبتهاى شما را مورد ارزيابى قرار دهند. بنابراين، وقتى با كودك پيشدبستانى در باره خدا حرف مىزنيد، كارشناس شماييد. دقت كنيد حرفى نزنيد كه بعدها پشيمان شويد؛ مثلاً اگر به او بگوييد: «هر وقت بدرفتارى كنى، خدا عصبانى مىشود»، خدا را در تخيل خود پدری عصبانى مجسم مىكند كه آماده است او را براى هر اشتباهى تنبيه كند.
6 تا 10 سالگى:
كودكانى كه تازه به مدرسه مىروند، براى محك زدن نظريههاى ديگر، شروع به پرسشهاى منطقى درباره خدا مىكنند. «آيا خدا باعث مرگ مىشود؟ آيا هر كارى انجام بدهم، خدا مىفهمد؟» مهم آن است كه والدين ضمن پاسخ دادن به اين سؤالات، به كودك كمك كنند به خدا اعتقاد صحيحى پيدا كند. گاهى حوادث طبيعى مورد سؤال كودك قرار مىگيرد، مانند: زلزله، طوفان، بيمارى، مرگ، نقص عضو و از اين قبيل. اگر كودك بپرسد: «چرا اين شخص نابيناست؟» يا از علت مرگ كسى بپرسد، والدين بايد مواظب باشند اين امور را مستقيماً منتسب به خدا نكنند؛ زيرا كودك از خدا مفهوم ترسناكى در ذهن خود ترسيم مىكند كه افراد را كور يا فلج يا مريض مىكند یا حتى آنها را مىكشد. در اينگونه موارد، بهتر است پاسخ علمى به سؤالات داده شود و به علتهاى طبيعى آنها اشاره شود.
راه ديگر براى برقرارى ارتباط شخصى بين بچههاى دبستانى و خدا، خواندن داستانهاى مذهبى براى آنهاست. آنها مىتوانند اساس اين داستانها را در زندگى روزمره خود به كار گيرند؛ خصوصا اگر آنها را به گفت و گو و طرح سؤال ترغيب كنيد. داستانهاى مذهبى را طورى انتخاب كنيد كه به كودكان نشان دهد خدا در تمام طول زندگى با آنهاست.
دوران پيش از نوجوانى:
نوجوانان كمسنوسال، هنگام گذر از دوران كودكى، دچار تغييرات شگرف جسمى و روانى مىشوند . آن ها به سمت آزادى بيش تر حركت مىكنند. وقتى آنان وجود خدا را درك مىكنند، او را منشأ نظم در جهان مىبينند. به علاوه، آنها مىخواهند ارتباط خدا را نه تنها با خوبىها، بلكه با بىعدالتى و رنج نيز درك كنند. پس بايد به آنها گفت: «خداوند براى ما مصيبت نمىفرستد، بلكه به ما قدرت مىدهد بر آن غلبه كنيم. خدا ميل كمك به ديگران را در وجود ما به وديعه گذاشته است».
توضيحات شما هر چه باشد، آنها منتظرند تا ببينند آيا خودتان واقعاً به آنچه مىگوييد، معتقديد يا نه. پس بگذاريد بچهها بدون هيچ رياكارى شاهد احساس واقعى شما باشند. حتماً درباره تلاشهاى خودتان براى دستيابى به ايمان محكم با آنها حرف بزنيد.
نوجوانى:
در اين سالها، نوجوانان به آنچه اطرافيان در طول زندگى در باره خدا گفتهاند، فكر مىكنند. گاهى نيز نسبت به تعاليم مذهبى ترديد دارند يا اعتراض مىكنند. در چنين حالتى، والدين بايد از سخنرانى اجتناب كنند . يادشان باشد كه ترديد، مقدمه ايمان است . پرسيدن و اعتراض كردن، همواره مفيد است.
بايد با نوجوانان طورى در باره خدا حرف زد كه با مشكلات شان مرتبط باشد. وقتى نوجوانان احساس بىارزشى يا ناامنى مىكنند، اين پيام را به آنها بدهيد كه هر انسانى نزد خدا ارزش بسيار دارد. خداوند همان قدر كه يك فرد زيبا و ثروتمند را دوست دارد، يك فرد نازيبا و فقير را هم دوست دارد. زمانى كه نوجوانان با فشار مداوم همسنو سالهاى خود به انجام كارهايى چون استفاده از مواد مخدر، ارتباط با جنس مخالف، دزدى و ساير اعمال خلاف مواجه مىشوند، مىتوانيد از خدا به عنوان معيارى مطلق براى سنجش اعمال انسانها حرف بزنيد. به آن ها بگویید: «خداوند بر كارهاى درست و غلط ما نظارت دارد . به همان اندازه به ما پاداش يا جزا مىدهد».
مىتوانيد نوجوان را آگاه كنيد كه بايد در برابر اين فشارها بايستد . بر احساسات خود غلبه كند و تصميمات اخلاقى درست بگيرد.
نتيجهگيرى:
ياد دادن خداپرستى به بچهها، مثل ياددادن دوچرخهسوارى است. ابتدا دوچرخه را راه مىاندازيد، بعد وقتى بچه مىخواهد پا بزند، او را روى دوچرخه نگه مىداريد. در نهايت، خود اوست كه بايد دوچرخهسوارى كند. بهترين كار شما ايناست كه از سنين پايين شروع كنيد. اعتقادات خود را براى او بگوييد، برايش مثال بياوريد و ايمان تان را در اختيار نياز كودك به شناخت و درك خدا قرار دهيد. به اين ترتيب، نيروى معنوى و اخلاقى قدرتمندى به آنها مىدهيد كه يك عمر دوام خواهد داشت. (1)
** برای مطالعه بیش تر می توانید به کتاب هاي ذيل مراجعه كنيد:
1. کلیدهاى آموختن به کودکان درباره خدا، دکتر ابویص یاب، ترجمه حاجى زاده.
2. خداشناسي قرآني كودكان (پاسخ به چهل پرسش درباره خدا) از غلامرضا حيدري ابهري، تهیه مرکز فرهنگ و معارف قرآن، انتشارات نشر جمال.
3. برایم از قرآن بگو: غلامرضا حیدری ابهری، نشر جمال.
4. آموزش مفاهيم ديني همگام با روانشناسي رشد، تأليف ناصر باهنر، انتشارات سازمان تبليغات اسلامی.
5. كودك، محمد تقي فلسفي.
6. با بهار دل ها (آشنایی كودكان با قرآن کریم به شیوه پرسش و پاسخ): بازنویسی محمد علی محمدی، تهیه مرکز فرهنگ و معارف قرآن، نشر جمال.
پي نوشت:
1. منبع مورد استفاده، پایگاه اطلاع رسانی حوزه به نشانی:
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=6062...






