یک مورد اصلی درباره حمله به خانه خدا درباره سپاه ابرهه بود و مورد بعدی در جنگ سپاه یزید که در فیلم مختارنامه نشان داد .آیا موارد دیگری هم در طول تاریخ وجد داشته؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
علاوه بر آنچه ياد كرديد، در باره حمله به كعبه مورد ديگري را نيز بايد به آن افزود و آن: حمله قرامطه به مکه و داستان حجرالاسود است.
هجوم بی امان قرامطه بحرین به شهرها و آبادی های دور و نزدیک و کشتارهای بی رحمانه مردم، رعب و وحشت بسیاری در مسلمین به وجود آورده بود. در این میان کاروان های حجاج بیش از همه در معرض خطر بودند.(1)
تا این که در سال 317 خشونت به اوج خود رسید و فاجعه عظیم رخ داد. در این سال، قرامطه طبق یک نقشه و توطئه حساب شده، به کاروان هایی که از طریق عراق رهسپار مکه بودند، حمله نکردند و کاروان های حجاج از جمله کاروان عراق به سرپرستی منصور دیلمی سالم و بدون مزاحمت به مکه رسیدند؛ اما چون روز ترویه رسید، قرامطه به فرماندهی ابوطاهر جنابی حجاج را غافلگیر کردند و با یک یورش وحشیانه، به آن ها و ساکنان شهر مکه حمله کردند و دست به کشتار عجیبی زدند و اهانت بی سابقه ای در مورد مسجدالحرام اتفاق افتاد.
گفته شده است که در این واقعه ابوطاهر با یک سپاه نهصد نفری وارد مسجدالحرام شد؛ در حالی که او مست بود و بر روی اسبی قرار داشت و ششمیر عریانی نیز در دستش بود .(2)
طبق نقل مورخان، قرامطه بسياري از حجاج و اهل مکه را کشتند و مقدسات اسلامی را هتک حرمت کردند.
قرامطه علاوه بر کشتارهای بی رحمانه و غارت اموال حجاج و اهل مکه، زیورها و از جمله پرده کعبه را غارت کردند و در آن را کندند. آن ها خواستند ناودان بیت را از جای خود بکنند، ولی متصدی این کار سقوط کرد و مرد. مهم تر از همه، حجرالأسود را از جای خود برداشتند و با خود به بحرین بردند. موضوع ربودن حجرالأسود در همه کتاب های تاریخی که جریان حمله قرامطه به مکه را نقل کرده اند، آمده است. در بعضی کتب این مطلب هم اضافه شده که ابوطاهر با گرز به حجرالأسود زد و حجر شکست.
به گفته ابن کثیر، ابوطاهر قبه ای را که روی چاه زمزم بود، خراب کرد و دستور داد باب کعبه را از جای خود کندند و پوشش کعبه را برداشته و میان اصحاب خود قطعه قطعه کرد. او همچنین به مردی دستور داد که بالای کعبه رفته و ناودان را از جای خود بکند؛ ولی او از بالا کعبه افتاد و مرد. به همین دلیل، ابوطاهر از کندن ناودان منصرف شد. سپس دستور داد که حجرالاسود را از جای درآورند. البته بعد از چندین سال مجددا حجر الاسود به مکه انتقال یافت و در جای خود نصب شد.
جهت آگاهي بيشتر ر.ك: مجله ميقات حج، پاییز 1372، شماره 5.
پي نوشت ها:
1. مجله ميقات حج، ص 57، به نقل از ابن كثير، البداية و النهاية، ج 11، ص 165 ـ 163.
2. همان، به نقل از تقى الدين الفاسى، شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ج 2، ص 218.






