آیا در روز قیامت خدارو انسانها میبینن؟خود خداوند به اعمال رسیدگی میکنن یا مامورانشون؟

پرسش: آیا در روز قیامت انسان ها خدا را می بینند؟ خود خداوند به اعمال آدمیان رسیدگی می کند یا مأموران الهی؟
پاسخ : با تشكر از ارتباط تان با اين مركز.
پاسخ پرسش شما در دو محور ارائه می شود:
الف) موضوع دیدن (رؤیت) خداوند، یکی از بحث انگیزترین موضوعات کلامی است و در باره آن اختلاف شدیدی بین فرقه‌های مختلف اسلامی وجود دارد.
متکلمان امامیه و معتزله معتقدند که خداوند، نه در دنیا و نه در آخرت، قابل رؤیت حسی نیست.
فرقه مجسمه، خداوند را جسم و دارای جهت می‌شمارند. از این ور، رؤیت حسی او را به طور مطلق، چه در دنیا و چه در آخرت، ممکن می‌دانند.
اهل حدیث و اشاعره نیز رأی میانه‌ای را برگزیده اند. آن ها بر این باورند که در آخرت، مؤمنان می‌توانند خداوند را با چشم مشاهده کنند. اشعری در این باره می‌گوید: خداوند در آخرت با چشم دیده می‌شود؛ چنان که قرص کامل ماه در شب بدر دیده می‌شود و مؤمنان او را می‌بینند.
اشعری ها بر‌ این ‌اعتقادند که‌ مردم ‌در قیامت ‌خدا را با چشم ‌ظاهری ‌می‌بینند و معمولا به این ‌آیه ‌شریفه استناد می کنند: «‌وجوه ‌یومئذ ناضرة‌ الی ‌ربها ناظره»؛ (1) «صورت‌هایی‌ در آن ‌روز، شاداب‌ است‌ و به ‌سوی ‌پروردگارش ‌می‌نگرد».
اما باید گفت که آیه‌ مذکور در مورد پاداش های ‌روحانی ‌و معنوی ‌بندگان ‌است‌ که ‌تنها به ‌ذات ‌پاک ‌پروردگار امید دارند؛ یعنی‌ با نگاهی‌ با چشم‌ دل‌ و از طریق‌ شهود باطنی‌، آن‌ کمال ‌و جمال ‌مطلق ‌را مشاهده ‌می‌کنند و مجذوب ‌ذات‌ بی‌مثالش‌ می‌شوند.
همچنین آیات‌ دیگر مانند این ‌آیه بر مطلب ما دلالت دارند‌: «لاتدرکه ‌الابصار و هو یدرک ‌الابصار». (2) یعنی ‌چشم های ‌ظاهری ‌و حسی، ‌او را نمی‌بینند و او چشم ها را می‌بیند. همین گونهن است آیه ‌22 سوره ‌ق‌. افزون بر این،‌ آیات‌ دیگر، تأکیدی ‌است ‌بر شهود باطنی‌، نه‌ دیدن با چشم ‌ظاهری‌.
با توجه به این که هر یک از فرقه‌های یاد شده، کوشیده اند علاوه بر آوردن دلایل عقلی و نقلی بر ادعای خود، به نقد دلایل گروه مخالفت بپردازند، بحث «رؤیت» به مبحثی مفصل و گسترده تبدیل شده
است. گفتنی است که رؤیت ‌با چشم‌، خواه ‌به ‌همین ‌کیفیتی ‌باشد که‌ امروز است ‌و یا با تحول ‌به ‌شکل ‌دیگر، به ‌هر حال، ‌یک ‌امر مادی ‌و طبیعی ‌است ‌که ‌با اندازه‌ و شکل ‌و رنگ‌ و عمق سروکار دارد و این‌ها همه ‌اموری ‌مادی‌ و طبیعی ‌هستند و محال ‌است ‌به‌ذات ‌پاک ‌پروردگار، چه‌ در دنیا و چه ‌در آخرت‌،ارتباطی ‌پیدا کند. (3)
محل اختلاف در این بحث، دیدن حسی خداوند به مدد قوه بینایی و عضو حسی آن، یعنی چشم است.
اما اگر مقصود از رؤیت، نوعی شهود قلبی و ادراک باطنی باشد، هیچ بحث و گفتگویی در امکان آن نیست. وقوع چنین مشاهده ای که از آن به «رؤیت قلبی» در مقابل «رؤیت حسی» تعبیر می‌کنیم ، هم در دنیا و هم در آخرت، ممکن خواهد بود.
البته، با مراجعه به سخنان اشعریان متأخر، روشن می‌شود که آنان با توجه به واضح بودن امتناع نظریه دیدن حسی خداوند، تلاش کرده اند تا معانی دیگری برای رؤیت پیدا کنند؛ مثلا گفته اند عقیده ما، دیدن حسی است که نیازی به رودرویی (مقابله) ندارد و مستلزم قرار گرفتن مرئی (یعنی خداوند) در جهت و مکان نیست.
برخی نیز مدعی شده اند که خداوند در روز رستاخیز، حالتی را که برای عقل و دل مؤمنان در
خصوص مشاهده باطنی نور وجود الهی حاصل است، برای چشمان آنان نیز ایجاد می‌کند!
به هر تقدیر، تفاسیر بعدی اشعریان از رؤیت خداوند، یا در نهایت به همان مشاهده قلبی برمی‌گردد که نزد شیعه معتبر است، یا به مفهومی می‌انجامد که نامعقول و غیر قابل تصور است. (4)
دلایل عقلی گوناگونی بر امتناع دیدن خداوند با چشم ذکر شده است که در این جا به دو دلیل اشاره می‌کنیم:
1. رؤیت حسی یک شئ، مستلزم آن است که شئ مزبور در مقابل چشمان ما قرار گیرد. لازمه چنین مقابله و مواجهه ای، قرار گرفتن آن شئ در جهت خاصی است. بنابراین، مرئی بودن، مستلزم جهت و مکان داشتن است؛ حال آن که خداوند از داشتن جهت و مکان و نیاز به آن منزه است. بنابراین، رؤیت حسی خداوند ممکن نیست.
2. اگر خداوند قابل دیدن باشد، یا تمام ذات او یک جا دیده می‌شود و یا آن که رؤیت ما به بخشی از ذات تعلق می‌پذیرد. فرض دوم، آشکارا باطل است؛ زیرا مقتضی ترکیب در ذات خداوند بوده و ترکیب نشانه نیاز است. فرض اول نیز معقول نیست؛ زیرا لازمه آن، محدود بودن ذات الهی است؛ در حالی که ذات خداوند نامحدود و غیر متناهی است.
بنابراین، به دلایل عقلی، دیدن خداوند، خواه در دنیا یا آخرت، امکان ندارد و محال است. از این رو، منظور از ملاقات الهی، رؤیت قلبی و درونی، یا دیدن آیات خداوند و عظمت الهی است.

ب) از تعبیرات قرآن کریم بر می آید که در قیامت خدا به وسیله مأموران خود به اعمال بشر رسیدگی می کند؛ مثلا فرموده: «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِینَ»؛ (5)
«ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‏نهیم. پس هیچ کس در چیزى ستم نمى‏بیند .اگر عمل هموزن دانه خردلى باشد، آن را مى‏آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم». از تعبیر "نضع" که به اصطلاح، متکلم مع الغیر است، به دست می آید که کار رسیدگی به اعمال با واسطه انجام می شود. در این خصوص، شاید تصریح دقیقی وجود نداشته باشد، اما در نظام آفرینش این امور بر عهده فرشتگان الهی قرار داده می شود. چنان که در ادامه اشاره می شود، در قرآن تدبیر امور عالم بر عهده فرشتگان معرفی شده است. آنان کارگزاران عالم محسوب می شوند؛ هرچند در نتیجه همه امور به خداوند و تدبیر و تقدیر او منتهی می گردد.
گفتنی است که بر اساس سنت الهی، موجودات مجرد در نظام عالم اثرگذار است. از این رو، فرشتگان به اذن الهی تدبیر کننده عالم و جهان خلقت‌اند؛ چنان که خداوند در مورد آنان فرمود: «فالمدبرات أمرا». (6)
از این آیه به دست می‌آید که تدبیر امر، از عالم بالا، و نزول آن به زمین، با فرشتگان است؛ چه این که فرمود: «فالمقسمات». (7) بر اساس این آیه، آنچه را خداوند روزی بندگان قرار می‌دهد، توسط فرشتگان تقسیم می‌شود و آن ها مسئول رساندن سهم هر کدام اند و این نیز از لازمه تدبیر است. همچنین آیات دیگری هم وجود دارد که بیانگر تدبیر و تأثیر فرشتگان بر عالم است. (8) ماجرای تدبیر امور در آخرت نیز ممکن است از همین طریق تأمین گردد.

پی نوشت ها :
1. قیامت (75) آیه 22-23.
2. انعام (6) آیه 103.
3. پیام قرآن، ج 4، ص 233، نشر مدرسه امیر المؤمنین، قم 1378 ش.
4. برای مطالعه تفاسیر دیگر بنگرید به: سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ص 206 ـ 204.
5. انبیاء (21) آیه 47.
6. نازعات (79) آیه 5.
7. ذاریات (51) آیه 4.
8. معارف قرآن، ص 287، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم 1380 ش .