با سلام
چرا خداوند برای هدایت انسانها پیامبرانی را فرستاده است؟
چرا هر انسانی نمی تواند پیامبر خود باشد؟ یعنی هر انسانی خودش با خدا در ارتباط باشد و راه هدایت را پیدا کند و در نتیجه به آنها عمل کند و عاقبت به خیر شود؟

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
سؤال شما از دو بخش تشكيل شده است:
نخست این که چرا خداوند براي هدایت انسان ها پیامبرانی را فرستاده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید گفت که بر اساس آموزه‌های وحیانی، انسان از اول با فطرت توحیدی خلق شده است:
«کلّ مولودٍ یولد على الفطرة»؛ (1) «همه مردم بر فطرت پاک توحیدی خلق می‌شوند».
بنابراین، آدمی در عمق جان، رابطه ‌خود را با خدا می‌تواند درک کند. شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: خدا را به من آن گونه معرفی کن که گویی او را می‌بینم. حضرت از او سؤال کرد:
«آیا هیچ وقت از راه دریا مسافرت کرده‌ای؟» گفت: آری. حضرت فرمود: «اتفاق افتاده است که کشتی در دریا بشکند؟» گفت: بلی، اتفاقاً در سفری چنین قضیه‌ای واقع شد. امام فرمود: «به جایی رسیدی که امیدت از همه چیز قطع شود و خود را مشرف به مرگ ببینی؟» گفت: بلی، چنین شد. حضرت فرمود: «در آن حال، امیدی به نجات داشتی؟» گفت: آری. «به چه کسی امیدوار بودی؟» آن شخص متوجه شد که در آن حال، گویا دل او با کسی ارتباط داشت؛ در حدی که گویی او را می‌دیده است. (2)
حال اگر آدمی فطرتاً خداپرست و در مسیر تکامل است، چه نیازی به انبیا دارد و انبیا برای چه مأمور هدایت شده‌اند؟
خداوند بعد از آفرینش ملائکه که فقط او را عبادت و بندگی می کنند، اراده نمود موجودی بیافریند که حق اختیار و انتخاب در بندگی داشته باشد. در عین حال که در ذات این موجود کشش به خدا و بندگی او وجود دارد، اختیار و انتخاب نیک و بد نیز در او وجود داشته باشد. خداوند موجودی آفرید که خداپرستی او از روی اختیار است، نه اجبار. این موجود، انسان است. هنگامی که پای اختیار به میان آمد، برخی به بیراهه رفته و از بندگی خدا سر برتافتند. از این رو، پیامبر برای هدایت انسان ها و دعوت به راه اصلی و خلقت اصلی که خدا پرستی است، مبعوث شد.
امیر مؤمنان (ع) سخن زیبایی در این باره دارد. ایشان فرموده:
«خداوند پیامبرانی را از فرزندان آدم برگزید و از آنان در ابلاغ و امانتداری در رساندن دستورات الهی به مردم پیمان گرفت؛ در زمانی که بیش تر مردم چیزی دیگری به جای آن نشانده بودند و حق او را نشناخته و برای خدا شریک قرار داده و شیاطین آنان را از معرفت به او باز داشته، رشته پرستش خدا را بریده بودند. در چنین زمانه‌ای بود که خداوند رسولان خود را برانگیخت و پیامبرانش را پی در پی به سوی مردم فرستاد، تا از آنان بخواهند که عهد فطرت الهی را ادا نمایند و نعمت‌های فراموش شده خدا را به یادشان آورند و با ابلاغ احکام الهی یا ارائه دلایل، حجت را برای‌شان تمام کنند و توانمندی‌های پنهان عقل‌های آنان را برانگیزانند و آیات با عظمت الهی را به آنان بنمایانند؛ همچون آسمان بلند که مانند سقفی بر بالای سرشان برافراشته و زمین که چون گهواره‌ای زیر پای آنان گسترده و معیشت‌هایی که ایشان را زنده می‌دارد». (3)
فلسفه بعثت انبیا، آشنا کردن بشر به خواست‌های فطری آنان و شکوفایی عقل آن ها بوده است. عقل و فطرتی که به دلایل و انگیزه های مختلف، یا خاموش می­شوند و یا از مسیر خود به انحراف کشیده می شوند.
اما در خصوص پاسخ به این سؤال که چرا هر انساني نمي تواند پيامبر خود باشد، می گوییم که دنيا محل تكامل انسان ها است. سنت الهي، بر اين قرار گرفته است كه آدمی با بهره گيري از اختيار خود، به جايگاه مطلوب مورد نظر خداوند نايل شود. اگر خداوند بعضي از كمالات را به طور جبري در اختيار انسان قرار دهد، مقام انسان را پايين آورده است؛ چرا كه تكامل آگاهانه كه فلسفه آفرينش انسان است، از نظر ارزش، قابل مقايسه با تكامل جبري نيست؛ به عبارت ديگر، اگر خداوند به طور قهري به انسان كمالاتي عنايت كند، در اين صورت فرشته آفريده، نه انساني كه به فرشته دستور سجده بر او را به وي داده است.
افزو بر این، بايد گفت انسان ها با ظرفيت هاي گوناگوني آفريده شده اند و هر انساني اين جايگاه و ظرفيت را ندارد تا وحي الهي را دريافت نمايد. اين موقعيت ممتاز از طرف خداوند، صرفاً به بعضي از انسان ها عطا مي شود. گزینش اولیای الهی و علم و اراده و عصمت خدادادی‏شان از سوي خداوند، معلول شایستگی‏های آنان بوده است؛ یعنی علم خداوند به این که آنان در شرایط عادی و پیش از عطای "علم و اراده و عصمت" ویژه، حداکثر ظرفیت استعدادهای خود را که در نهاد هر انسانی وجود دارد، در طاعت و بندگی و تقرّب به خدا به کار می‏گیرند، سبب شده تا از میان همه انسان‏ها برگزیده شوند. اگر چه در این مسیر، بیش تر انبیا مورد آزمایش های گوناگونی قرار گرفتند، اما در برخی موارد عده ای نیز از کودکی به این مقام نایل شدند؛ زیرا نوع انتخاب مسیر و چگونگی حرکت آن ها از علم خداوند مخفی نبود؛ «الله أعلم حیث یجعل رسالته»؛ (4) «خداوند بهتر می داند که رسالت خود را در چه کسی و کجا قرا دهد».
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و کلوخ لؤلؤ و مرجان نشود

پی‌نوشت‌ها:
1. عوالی اللئالی، نشر سید الشهدا، قم 1403ق، ج 1، ص 35.
2. نقل از: معارف قرآن، ص 30، نشر مؤسسه در راه حق، قم 1367ش.
3. نهج البلاغه، خطبه 1.
4. اعراف (7) آیه 23.