1-خداوند درسوره یس آیه 40 اشاره به حرکت خورشیددرمداری معین میفرمایددرصورتی که میدانیم خورشید ثابت است وحرکت نمیکندتفسیرآیه فوق چیست؟ 2-درسوره آل عمران آیه 175میفرماید:این شیطان است که دوستان خودرامیترساندودرادامه همین آیه میفرماید:ازمن بترسید.چرا خداوندهم از بندگانش میخواهد که ازاوبترسند؟
پرسش: تفسیر آیه شرح : 1-خداوند در سوره یس آیه 40 اشاره به حرکت خورشید در مداری معین می فرماید، در صورتی که می دانیم خورشید ثابت است و حرکت نمی کند. تفسیر آیه فوق چیست؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
« لَا الشَّمْسُ يَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّيْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ كلٌُّ فىِ فَلَكٍ يَسْبَحُون؛ نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مىگيرد و هر كدام در مسير خود شناورند».
میان قرآن کریم و مسائل علمی که با دلایل قطعی و یقینی ثابت شده ، هیچ گونه ناسازگاری وجود ندارد، حتی قرآن کریم برخی از مسایل علمی را مطرح کرده است که قرنها بعد از سوی دانشمندان کشف و اثبات گردید.
2. برخی از مسائل علمی در حدّ فرضیه است. ممکن است بعد ها خلاف آن ثابت شود، در این موارد، اگر ظاهر آیهای از قرآن با یک فرضیة علمی سازگار نبود، نه میتوان آن آیه را بر اساس آن فرضیه تفسیر کرد و نه میتوان گفت، قرآن و علم ناسازگار است.
به طورکلی قرآن برای خورشید چند حرکت بیان کرده است. در یک جا فرمود: « والشّمس تجری لمستقرلها؛ آفتاب به سوی قرار گاهش در حرکت است» .(1) در آیه دیگر فرمود: « نه برای خورشید سزاوار است که به ماه برسد و نه سزاوار است که شب بر روز پیشی گیرد و هر کدام از آن ها در مسیر خود شناورند» .(2)
در این دو آیه برای آفتاب هم حرکت جریانی و هم حرکت دورانی گفته شده است.
آن روز که این آیات نازل شد، بعضی با قدرت هر چه تمام تر که بر محافل علمی حاکم بودند می گفتند اجرام آسمانی به خودی خود گردشی نداشتند، بلکه در دل افلاک (که اجسامی بلورین و متراکم روی یکدیگر همچون طبقات پوست پیاز بودند) میخ کوب شده بودند .حرکات آن ها تابع حرکت افلاک شان بود، بنابراین در آن روز که آیات نازل شد، نه شناور بودن خورشید مفهومی داشت و نه حرکت طولی آن اما در پرتو کشفیات قرون اخیر این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است . تمام منظومه شمسی پروانه وار به گرد آن می چرخند. در این جا باز مفهوم تعبیرات آیات فوق که حرکت طولی و دورانی را به خورشید نسبت می داد روشن نبود، تا این که باز علم به نهایت پیشرفت خود در این زمینه رسید . گامی دیگر به سوی کشف واقعیاتی که قرآن از آن خبر داده بود ،بر داشته شد .
در این اواخر دانشمندان توانستند چند نوع حرکت را برای خورشید اثبات کنند :
- حرکت وضعی به دور خود (جریان و حرکتی که خورشید درون خود دارد و از آن انرژی و نور تولید می شود).
- حرکت طولی آن همراه منظومه شمسی به سوی نقطه ای مشخص از آسمان.
- حرکت دورانی آن همراه مجموعه کهکشانی بزرگ تر، که خورشید و کل مجموعه شمسی جزئی از آن است.
به این ترتیب یک معجزة دیگر علمی قرآن به ثبوت رسید.
پی نوشت:
1. یس( 36)،آیه 38.
2.همان،آیه 40.
پرسش: درسوره آل عمران آیه 175می فرماید:این شیطان است که دوستان خود را می ترساند و در ادامه همین آیه می فرماید: از من بترسید. چرا خداوند هم از بندگانش می خواهد که از او بترسند؟
پاسخ:
آیه مورد اشاره شما در سیاق آیات مربوط به جنگ احد و حمراء الاسد می باشد. در جنگ احد ، وقتی هجوم قوی مشرکان به مکه برای انتقام گیری کشته های شان در بدر معلوم شد، منافقان با بهانه های واهی از شرکت در جنگ شانه خالی کردند . مسلمانان هم بعد از پیروزی اولیه ، دستورهای پیامبر و احتیاط عاقلانه را کنار نهادند . دنیاگرایی آن ها را به جمع آوری غنیمت و غفلت از مکر دشمن کشاند و شکستی عظیم بر آن ها تحمیل کرد.
دشمن سرمست از پیروزی راه بازگشت پیش گرفت. مسلمانان شکست خورده به مدینه بازگشتند. در این بین شایع شد (و یا شاید دشمن زمینه چینی می کرد) که دشمن دارد باز می گردد تا کار مسلمانان را تمام کند و طومار وجود پیامبر و بقیه مسلمانان را در هم پیچد. شایعه پراکنان و مآموران نفوذی دشمن با انتشار وسیع این شایعه به شکستن روحیه مسلمانان همت داشتند . رسول خدا هم در اقدامی مقابله گونه، دستور جمع شدن و حرکت افراد شرکت کننده در جنگ برای تعقیب دشمن را صادر کرد . روح جرأت و مقاومت در یاران را زنده کرد ،به گونه ای که پخش شایعه نه تنها آنان را سست نکرد، بلکه بر عکس آنان را برای مقابله جانانه با دشمن استوار ساخت . این آیات ناظر به این جریان و به شرح زیر است:
آن ها كه دعوت خدا و پيامبر را، پس از آن همه جراحاتى كه به ايشان رسيد، اجابت كردند (و هنوز زخم هاى ميدان احد التيام نيافته بود، به سوى ميدان «حمراء الاسد» حركت نمودند) براى كسانى از آن ها، كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند، پاداش بزرگى است. اين ها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشكر دشمن] براى (حمله به) شما اجتماع كردهاند. از آن ها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمان شان افزود و گفتند: «خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست.» به همين جهت، آن ها (از اين ميدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند در حالى كه هيچ ناراحتى به آنان نرسيد و از رضاى خدا، پيروى كردند و خداوند داراى فضل و بخشش بزرگى است. اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بىاساس،) مىترساند. از آن ها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد.(1)
خداوند عاملان نفوذی دشمن را که مؤمنان را از دشمن و قوا و کثرت و قدرتش می ترسانند، شیطان می نامد و می فرماید: اینان شیطانند که فقط اسلحه شان ترساندن است . جز ترساندن توان دیگری ندارند . اینان و غیر اینان نمی توانند به شما ضربه بزنند . قدرت همه به دست خداست و غیر خدا قدرتی ندارد . پس از تهدید های پوچ و توخالی نباید ترسید ،بلکه باید از قهر و غضب خدا بترسید که قدرت مطلق است . بر نافرمانان سیطره و قدرت دارد و خشم می گیرد.
این بیان در قرآن بسیار تکرار شده که فقط از خدا بترسید و از غیر خدا نترسید. شیطان و شیطان صفتان قدرت و سیطره ای بر ضرر زدن و زیان رساندن ندارند . فقط تهدید می کنند و می ترسانند. قدرت فقط به دست خداست .پس فقط باید از او ترسید . از سرکشی در برابر خدا باید وحشت داشت. زیرا فقط خدا قادر است و سرکشان را به شدت می کوبد.
توحید یعنی فقط خدا را دیدن و به وجود ذاتی نداشتن غیر خدا باور کردن و فقط از خدا ترسیدن که بر ظالمان و سرکشان سخت گیر و کوبنده است و فقط به خدا امید داشتن و ...
شیطان با وعده می خواهد انسان را به غیر خدا امیدوار سازد . با وعید و ترساندن از غیر خدا بترساند و...
این آیات هشدار می دهد که از غیر خدا نترسید و به غیر خدا امید نبندید و...که غیر خدا نه وجود ذاتی دارد ،نه قدرت، نه توان و نه...
شیطان می خواهد در مقابل خدا قد علم کند و مثل خدا وعده بدهد و بترساند، در حالی که جز وعده و وعید آن هم به اراده و اذن خدا چیزی نمی تواند . خدا به سعادت و پاداش بر ایمان و عمل صالح وعده می دهد. از جهنم و عذاب و حرمان بر کفر و سرکشی و ستمگری می ترساند. او قادر بر محقق کردن وعده و عیدش هست و جز او قدرتی نیست.
شیطان از قدرت موهوم شرک و کفر پیروانش را می ترساند . خدا از قهر و غضبی که در پی کفر و عناد با حق می آید. ترساندن خدا از قهر و عذاب حقیقی است ،نه موهوم.
خدا سرکشان را می ترساند و مؤمنان را وعده می دهد . شیطان مؤمنان را می ترساند و سرکشان را وعده می دهد.
وعده و وعید خدا برای به سعادت رساندن انسان ها و نجات آن ها از ورطه های تباهی است . از شیطان برای انداختن آن ها به ورطه های تباهی و بازداشتن شان از سعادت.
پی نوشت :
1. آل عمران (3) آیه 172-175.






