1-ما حدیثی داریم که مومن ازیک سوراخ دوبارگزیده نمی شودمگرامام حسین عمل اهل کوفه رادربرابر پدر وبرادرخود ندیده بودند که به آنها اعتماد کردند؟
2-کوفه درآن زمان یک شهر بسیار کوچک بود چگونه 4هزار نامه به ایشان نوشته شد؟
3-اینکه میگویند12هزارنفر پشت سرمسلم نماز خواندند آن هم در مسجد کوفه باآن گنجایش کم درست است یانه؟

پرسش: نامه امام به اهل کوفه شرح : 1-ما حدیثی داریم که مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.مگر امام حسین عمل اهل کوفه را در برابر پدر و برادرخود ندیده بودند که به آن ها اعتماد کرد؟

پاسخ: با تشكر از ارتباط تان با اين مركز.
غير از بحث دعوت كوفيان و نامه هاي آنان كه امام حسين (ع) بر خود لازم مي ديد از باب اتمام حجت براي كوفيان- كه دست ياري به سوي حسين دراز كرده و از حضرت خواسته بودند براي نجات آنان به كوفه بيايد تا با حضرت بيعت نمايند- امام وظیفه خود می دانست که قیام کند. حركت امام به سوي كوفه تنها دليلش آن نبود كه كوفيان حضرت را دعوت نموده بودند.
هدف اساسی آن بزرگوار امر به معروف ونهی از منکر و قیام علیه دستگاه جبار بود، که فسق و فجور آن آشکار بود . در عین حال مدّعی جانشینی رسول خدا بود.حضرت حرکت کرده بود تا به دنیا بفهماند که یزید و امثال او لیاقت و شایستگی خلافت را ندارند. او، برای اصلاح امور جامعه اسلامی و از بین بردن بدعت‌ها و زنده کردن سنت‌ها قیام کرد. (1)
امام بر خود واجب می دانست علیه دستگاه قیام کند، هر چند منتهی به شهادت او شود. امام می دانست تا خود و یاران و خاندانش ـ حتی بچه شیرخواره او ـ شربت شهادت ننوشند، اسلام پا برجا نخواهد ماند و خدا و رسول و دین و آثار آن از بین خواهند رفت .
امام برای شهادت حرکت کرده بود. با این حساب هیچ چیز نمی توانست مانع حرکت حضرت به سمت کربلا گردد، حتی شهادت مسلم و بی وفایی و عهد شکنی مردم کوفه .
هرگاه دین دستخوش تصرف و تغییر و تبدیل شده و آداب آن توسط دشمنان از بین برود، واجب است مسلمانان به یاری دین برخاسته و خطرات را از آن دفع نمایند، حتی اگر منتهی به مرگ شود.
واضح است حکومت مردی شریر و مشهور به فساد و میگساری و سگ بازی مانند یزید برای اسلام بزرگ ترین خطر بوده، اگر بدون اعتراضی ، زمان جلو می‌رفت و توسط کسی حکومت وی مورد اعتراض قرار نمی‌گرفت ، مفاسد آن جبران ناپذیر بود و سبب محو آثار اسلام می شد.
تکیه زدن چنین رجّاله ای بر مسند خلافت پیامبر (ص) ، افکار عمومی را متزلزل کرده و عقاید را منحرف می ساخت. چه بسا کسانی روی این اصل و با دیدن اعمال و حرکات یزید به ساحت قدس پیامبر و برنامه های اسلام بدبین می شدند. اگر شخصیتی مانند امام حسین (ع) بر او اعتراض نمی‌نمود و خلافت او را باطل اعلام نمی‌کرد، این اشتباه در دل‌ها قوّت می گرفت . وانگهی سبب می شد اکثر افراد جامعه به سمت و سوی افکار و عقاید و اعمال یزید سوق داده شوند.
چون که رب البیت دف گیرد به دست بیت و ما فی البیت رقاصی کنند
با این وجود امام بر خود فرض دانست ادای وظیفه نماید و علیه دستگاه قیام کند، هر چند می دانست قیام او منجر به شهادت وی و یاران و خاندانش خواهد شد.
کشته شدن او در راه خدا و اسارت خاندانش مطلوب و محبوب خداوند بود. البته امر به شهادت در حقیقت امر به ایستادگی و استقامت بود. (2)
بنابراین قیام و نهضت امام حسین (ع) یک وظیفه و تکلیف الهی بود که باید آن را محقق می‌ساخت ،گرچه به شهادت خود و جوانان و یارانش بیانجامد تا جلوی نابودی اسلام رابگیرد.

پی نوشت‌ها:
1. الفتوح،أحمد بن أعثم الكوفي،ج5،ص21،چاپ اول، 1411، دار الأضواء للطباعة والنشر ؛ حياة الإمام الحسين (ع)،الشيخ باقر شريف القرشي،چاپ اول، 1395 - 1975 م، مطبعة الآداب - النجف الأشرف و التوزيع .
2.شهید آگاه ، آیت الله لطف الله صافی ، ص 34ـ 37 با تلخیص ، تهران- بی نا.

پرسش: -کوفه درآن زمان یک شهر بسیار کوچک بود .چگونه 4هزار نامه به ایشان نوشته شد؟

پاسخ: اگر چه شهر كوفه تازه تاسيس بود اما تعداد زيادي از مسلمانان به آن جا هجرت نمودند و تراكم جمعيتي آن جا به سرعت افزايش يافت .
اکثر مورخان، تأسیس شهر کوفه را در سال هفدهم هجرى مى‏دانند، ولى مورخانى، چون بلاذرى در فتوح البلدان بناى آن را در سال پانزدهم هجرى و یعقوبى در بلدان بناى آن را در چهاردهم هجرى مى‏دانند، چنان که یعقوبى در این زمینه مى‏نویسد:
«کوفه شهر بزرگ عراق و مصر اعظم و قبةالاسلام و محل هجرت مسلمین است . نخستین شهرى است که مسلمانان در سال چهارده براى ساختمان خط کشى کردند، ولی اکثر مورخان - همان طورکه اشاره شد - عقیده دارند که کوفه به دستور عمر، در سال هفدهم هجرى به سبب دارا بودن ویژگى‏هاى جغرافیایى و استراتژیک، بنا شد، یعنی ‏در دوره خلافت‏خلیفه دوم، مسلمانان که هدف فتح ایران را در سر داشتند، به دنبال محلى بودند که علاوه بر نزدیکى به مرز ایران، از نظر آب و هوایى، مکان مناسب جهت استقرار نیروهای نظامی و حتی محل سکونت مناسب برای عرب­ها باشد.
عمر به سعد بن ابى وقاص اجازه داد تا مکانى که هم از نظر آب و هوایى و هم به لحاظ موقعیت استراتژیک مناسب باشد، انتخاب کند . آن جا را مرکز استقرار سپاهیان اسلام براى حفاظت از مرزها و ادامه عملیات نظامى به سوى شرق قرار دهد.
سعد، سلمان فارسى و حذیفة­الیمان را مأمور انجام دادن این کار کرد . آنان پس از بررسى مناطق گوناگون، محل کنونى شهر کوفه را براى این منظور مناسب دیدند، چون هم آب و هواى آن با طبع عرب‏ها سازگار بود و هم موانع
طبیعى، چون کوه و دریا بین آن سرزمین و مدینه وجود نداشت - مسئله‏اى که عمر به آن تأکید فراوانى مى‏کرد. (1)
از متون تاریخی و دینی استفاده می شود. بعد از آن که امام حسین در مکه اقامت کرد ، نامه نگاری مردم کوفه - در ايام اقامت امام در مكّه - آغاز شد (2). از جهت فراوانى به مقدارى رسيد كه به حق مى‏توان از آن به نهضت نامه‏نگارى ياد كرد. ظرف اين چند روز، اين حركت به مرحله‏اى رسيد كه در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام مى‏رسيد؛ به گونه‏اى كه تعداد نامه‏ها به دوازده هزار نامه رسيد. (3)
طبیعی بود که امام هم جهت پاسخگوی به دعوت مردم و هم جهت بررسی وضع افکار عمومی مردم کوفه و میزان وفا داری آنان به امام ، نیاز به گزارش دقیق داشت . حضرت طی نامه ای حضرت مسلم را به کوفه فرستاد تا از وضع کوفه گزارش داده و امام را آگاه نماید. در نامه ای که امام به مردم کوفه نوشت و همراه مسلم فرستاد، تصریح نمود که مسلم را جهت گزارش از کوفه فرستادم. در لهوف می خوانیم :
... در اين هنگام امام برخاست. بين ركن و مقام دو ركعت نماز گزارد . از خدا خير امور را خواست. آن گاه مسلم بن عقيل را فرا خواند . او را از وضع آگاه‏ ساخت، جواب نامه‏ها را به همراه او براى كوفيان فرستاد كه وعده عزيمت به كوفه را مى‏داد و محتواى نامه امام اين بود:
عموزاده‏ام مسلم بن عقيل را به سوي تان گسيل داشتم تا رأى و نظر شما را به من گزارش دهد». مسلم با نامه امام رفت تا به كوفه رسيد، چون مردم از برنامه امام آگاه شدند، همگان از آمدن مسلم شادمان گرديدند، مسلم را در خانه مختار بن ابى عبيده ثقفى فرود آوردند. شيعه نزدش رفت و آمد مى‏كردند. پس از اجتماع مردم نزد مسلم، نامه حسين عليه السّلام را قرائت كرد، مردم مى‏گريستند تا آن كه 18000 نفر با او بيعت كردند. (4)
هيچ بعدي ندارد که چهار هزار به امام نامه بنويسند .
پی نوشت ها :
1- فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 23، 10/7/85.
2 .مقتل ابی مخنف، ترجمه جواد سلیمانی ،ص32، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،1377، قم.
3. بحارالانوار، ج 44، ص 344.
4.لهوف، ترجمه ‏ابوالحسن مير ابوطالبى( حسينى) ص 95-96 ،دليل ما ؛
ارشاد ،ترجمه رسولى محلاتى، ج‏2، ص 37 .
پرسش: -اینکه می گویند12هزارنفر پشت سرمسلم نماز خواندند، آن هم در مسجد کوفه با آن گنجایش کم درست است ؟
پاسخ: در تاریخ آمده که چون خبر شهادت هانى به جناب مسلم رسيد، امر كرد كه در ميان اصحاب خود ندا كنند كه از براى نبرد و دفاع بيرون آئيد. چون صدا را شنيدند، بر دَرِ خانه هانى جمع شدند .مسلم بيرون آمد. براى هر قبيله عَلَمى ترتيب داد .در اندك وقتى مسجد و بازار از اصحاب او پر شد. كار بر ابن زياد تنگ شد . زياده از پنجاه نفر در دارالاماره با او نبودند . بعضى از ياوران او كه بيرون بودند ،راهى نمى يافتند كه به نزد او روند .پس ‍ اصحاب مُسلم قصر الاماره را در ميان گرفتند و سنگ مى افكندند . ابن زياد چون شورش كوفيان را ديد، كثير بن شهاب را به نزد خود طلبيد و گفت : تو را در قبيله مَذْحج دوستان بسيار است. از دارالاماره بيرون شو با هر كه تو را اطاعت نمايد از مَذْحج .مردم را از عقوبت يزيد و سوُء عاقبت حرب شديد بترسانيد. در یاری مُسلم ايشان را سُست گردانيد.محمّدبن اشعث را فرستاد كه دوستان خود را از قبيله كِنْدَه نزد خود جمع كند و پرچم امان بگشايد و ندا كند : هر كه در تحت اين رايت درآيد ،به جان و مال و عِرْض در امان باشد.
قعقاع ذهلى و شَبَت بن رِبعى و حَجّاربن الجبر و شمرذى الجوشن را براى فريب دادن آن بى وفايان غدّار بيرون فرستاد.
پس محمّدبن اشعث عَلَمى بلند كرد . جمعى برگرد آن جمع شدند . آن گروه ديگر به وساوس شيطانى مردم را از موافقت مسلم پشيمان مى كردند . جمعيّت ايشان را به تفرّق مبدّل مى گردانيدند تا آن كه گروهى بسيار از آن غدّاران را گرد آوردند و از راه عقب قصر به دارالاماره در آمدند.
چون ابن زياد كثرتى در اتباع خود مشاهده كرد، عَلَمى براى شَبثَ بن رِبعْى ترتيب داد . او را با گروهى از منافقان بيرون فرستاد . اشراف كوفه و بزرگان قبايل را امر كرد كه بر بام قصر بر آمده و اتباع مسلم را ندا كردند كه اى گروه بر خود رحم كنيد و پراكنده شويد كه اينك لشكرهاى شام مى رسند. شما را تاب ايشان نيست . اگر اطاعت كنيد، امير متعهّد شده است كه عذر شما را از يزيد بخواهد . عطاهاى شما را مضاعف گرداند. سوگند ياد كرده است كه اگر متفّرق نشويد ،چون لشكرهاى شام برسند ،مردان شما را به قتل آورند . بى گناه را به جاى گناهكار بكشند . زنان و فرزندان شما بر اهل شام قسمت شود.
كثيربن شهاب و اشرافى كه با ابن زياد بودند ، با اين گونه كلمات مردم را ترساندند تا آن كه غروب آفتاب نزديك شد، مردم كوفه را اين سخنان به وحشت افتاده و متفرّق شدند.
اَبُومِخْنَف از عبّاس جدلى روایت کرده :
ما چهار هزار نفر بوديم كه با مسلم بن عقيل براى دفع ابن زياد خروج كرديم. هنوز به قصر الاماره نرسيده بوديم كه سيصد نفر شديم ،يعنى به اين نحو مردم از دور مسلم متفرّق شدند.
مردم كوفه پيوسته از دور مسلم پراكنده مى شدند .كار به جائى رسيد كه زن ها مى آمدند و دست فرزندان يا برادران خويش را گرفته و به خانه مى بردند. مردان مى آمدند و فرزندان خود را مى گفتند كه پى كار خود رويد كه چون فردا لشكر شام رسد ،ما تاب ايشان نياوريم ، پس پيوسته مردم ، از دور مسلم پراكنده شدند تا آن كه وقت نماز شد. مسلم نماز مغرب را در مسجد ادا كرد، در حالتى كه از آن جماعت انبوه با او باقى نمانده جز سى نفر، مسلم چون اين نحو بى وفائى از كوفيان ديد ،خواست از مسجد بيرون آيد. هنوز به باب كِنْدَه نرسيده بود كه همراه او زياده از ده كس نبود ، چون پاى از در كِنْدِه بيرون نهاد ،هيچ كس با او نبود و تنها ماند. (1 )
بنابراین مطلبی که نقل کرده اید ،در منابع معتبر نیامده و صحت ندارد .
پي نوشت
1 .منتهی الامال ، ج ، ص 579-580 ،شیخ عباس قمی ،قم ،انتشارات هجرت ،1378 ، چاپ سیزدهم ؛
دمع السجوم ،ص 108-109 ، ذوی القربی ،1378 ،چاپ اول ،
ترجمه نفس المهموم ،مترجم ابو الحسن شعرانی ؛
ارشاد ،ج 2 ،ص 50-53 ،شيخ مفيد ، ترجمه رسولي محلاتي ، تهران ، انتشارات علميه اسلاميه .