سلام
من جوانی 24 ساله هستم.در اوایل دوران دانشگاه با دختری دوست شدم و اوایل قصد ازدواج با او را داشتم ولی بعد از مدتی فهمیدم او با اعتقادات دینی من نمی خواند این رابطه را به هم زدم ولی اون دختر الان 5 سال هست که دست از سر من بر نداشته است و حرفش این است که باید با او ازدواج کنم و اسرارهای آن دختر مرا عصبانی می کند و بیشتر مرا به شک می اندازد در ضمن من با او به صورت محدود رابطه داشتم و حتی دستم نیز به او نخورده است من به هر شیوه ای خواستم که او را از سر خودم باز کنم ولی او با گریه و هزار ترفند می خواهد مرا به خود جذب کند آدرس ما را بلد است هر جا می روم تعقیبم می کند و ذست از سر من بر نمی دارد در ضمن من به او هیچ علاقه ای ندارم و می خواهم مرا رها کند با بی شرمی تمام کل خانواده اش هم این مسءله را حق خود می دانند و مرتب مزاحم من می شوند . تو را به خدا کمکم کنید تا از دست او راحت شوم . به هر توسل و زبانی که با او صبحت می کنم اثری ندارد؟؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
بي‌ترديد تداوم 5 ساله اين درخواست غير عزت‌مندانه حكايت از اختلالات شديد رواني در ايشان دارد . متأسفانه با يك ارتباط خارج از چارچوب خود را در بد مخمصه‌اي انداخته‌ايد. اختلالات شديدي مانند افسردگي و وسواس فكري به اين دختر اجازه نمي‌دهد تا يك لحظه از شما دست بردارد. فراتر از يك خواستگار، به معناي زندگي ايشان مبدل شده‌ايد. گويا زندگي بدون شما كاملاً بي‌معناست و با شماست كه زندگي ايشان معنا مي‌يابد.
هم‌چنين عشق شما هم‌ چون يك فكر وسواسي ايشان را يك لحظه رها نمي‌كند . تصوير و ياد و خاطره شما هم‌چون يك آرامش‌گر كاذب پس از هر حمله اضطرابي به ذهن ايشان هجوم مي‌آورد.
بديهي است ازدواج با بيمار رواني به صلاح هيچ كس نيست . اساساً ازدواج درماني مشكلي از ايشان حل نخواهد كرد.
به نظر مي‌رسد تنها راه ممكن متقاعد كردن خانواده شان (از طريق غير شما و خانواده‌تان) بستري كردن ايشان مي‌باشد.
دختر بايد براي مدتي در يك بيمارستان رواني بستري گردد و به طور كامل زير نظر قرار گیرد.
دارو درماني پيشرفته و منظم در كنار 20 تا 30 جلسه روان‌درماني ايشان را به حد تعادل نزديك مي‌سازد.
والدين دختر اگر دل شان به حال دخترشان مي‌سوزد ،نبايد به شما فشار بياورند، بلكه بايد (بدون توجه به رضايت يا عدم رضايت دختر) او را در اسرع وقت از طريق هماهنگي با يك روان‌پزشك مجرب بستري سازند.
احتمال خودكشي در ايشان وجود دارد . والدين مي‌بايد تا دير نشده فكري به حال دخترشان نمايند. اختلالات روحي كنوني ايشان ريشه در گذشته ايشان دارد . به احتمال زياد منشأ ژنتيكي دارد.
متأسفانه پسران امروزي با سرسري گرفتن دستورات خداوند حكيم اين گونه خود را وادي‌هاي پر خطر مي‌افكنند ، غافل از آن كه پشت هر حكمي ،حكمتي بس بزرگ نهفته است.
در مورد شما بهتر است از اين اتفاق درس بگيريد . بدون ارزيابي وارد يك رابطه مستقيم نشده و سعي كنيد از روش منطقي براي شريك زندگي خود و آن هم از طريق خواستگاري مستقيم و تحقيقات دقيق جزيي محلي بعد از خواستگاري با چشماني باز شريك زندگي خود را انتخاب كنيد.