با سلام
با توجه به قانون بقای ماده:ماده نه از بین می رود و نه به وجئد می آید بلکه تغییر شکل می یابد
حال با توجه به این قانون و ثابت بودن جرم کره زمین,در روز قیامت چگونه انسانها حشر می شوند؟
آیا ماده کم نمی آید؟
همانطور که می دانیم جرم بدن ما پس از مرگمان ممکن است تبدیل به یک گاو ,گوسفند و یا یک انسان و خیلی چیزهای دیگر تبدیل گردد
2-معاد مربوط به چه موجوداتی می باشد؟
لطفا پاسخ ها را مستدل و به روز بگویید
بسیار متشکرم
پرسش: نحوه معاد شرح : با سلام با توجه به قانون بقای ماده:ماده نه از بین می رود و نه به وجئد می آید بلکه تغییر شکل می یابد حال با توجه به این قانون و ثابت بودن جرم کره زمین,در روز قیامت چگونه انسانها حشر می شوند؟ آیا ماده کم نمی آید؟ همانطور که می دانیم جرم بدن ما پس از مرگمان ممکن است تبدیل به یک گاو ,گوسفند و یا یک انسان و خیلی چیزهای دیگر تبدیل گردد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
سوالی که پرسیده اید، صدها سال است که به صورت های گوناگون در باره معاد مطرح شده است . از قدیم آن را شبهه «آکل و ماکول » نام نهاده اند. پاسخ های مختلفی نیز به آن داده شده است. سوال به یک سوال ریشه ای تر بر می گردد که واقعا در قیامت و معاد کدام بخش از انسان حاضر می شود ؟ آیا معاد انسان معاد جسمانی است یا روحانی یا جسمانی و روحانی ؟
هر چند در بین اندیشمندان اسلامی در پاسخ به این سوال اختلافاتی وجود دارد اما در جمع بندی و در ترجيح نظر فلاسفه و متكلمان متاخر می توان گفت که معاد انسان در قیامت هم جسمانی است و هم روحانی، اما تصور اینکه بدن انسان در قیامت باید دقیقا از اجزای بدن دنیایی موجود ساخته شود، پندار باطلی است.
هیچ مانعی ندارد که بدن آخرتی ما از اجزای دیگری ساخته شود، زیرا ادراک کننده لذت و درد، نفس و روح انسان است . بدن تنها ابزاری برای ادراک نفس می باشد. بنابراین فرقی نمیکند که بدن شخص، بدن دنیایی او باشد یا بدن مشابهی دیگر.
شاهد قضیه این است که در دنیا هر هفت یا نه سال یک بار اکثر سلول های بدن عوض میشوند؛ اگر لازم باشد همین بدن با اجزای موجودش در قیامت با انسان باشند، سوال می شود کدامین بدن؟ با آن که یک نفر ممکن است در طول عمر خود، دهها بدن عوض کرده باشد. آیاتی نیز که بر زنده شدن مردگان و ساخته شدن مجدد بدن سخن گفته اند، تصریح نکردهاند که حتما بدن از همین اجزا ساخته خواهد شد. بلکه همگی براین دلالت دارند که مانند همین را خداوند می تواند بار دیگر بسازد. مانند آیه :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ قادِرٌ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمًْ -آيا نمىدانند خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده، قادر است مثل آنان را بيافريند (و به زندگى جديد بازشان گرداند)؟!».(1)
حقیقت انسان به روح اوست . لازم نیست دقیقاً بدنش از اجزای موجود در دنیا ساخته شود؛ در نتیجه خداوند می تواند مثل دنیا، بدنی برای او بسازد. از سوی دیگر بدن قیامتی انسان، متناسب با ملکات روحی، اخلاقی و کیفیات رفتاری انسان درست میشود. برخی به صورت حیوانات محشور میشوند . تنها مومنان صورت انسانی دارند که بدن آنان نورانی و بسیار زیباتر از جسم دنیایی است.
از بین رفتن بدن های دنیایی یا تبدیل شدن بدن اموات گذشته به گیاه یا بدن حیوان و در نتیجه تبدیل شدن همه آن یا بخشی از آن به بدن انسان های نسل های دیگر ، تفاوتی در نتیجه به وجود نخواهد آورد . در هر حال از آن جا که روح همه انسان ها در برزخ زنده است ، در روز قیامت یا درمثل بدن های دنیایی آن ها محشور می شود و یا در بدنی مشابه آن و متناسب با وضعیت قیامت که خداوند برای آن روح ایجاد می نماید .(2)
در این باره پاسخ های دیگری نیز وجود دارند. اما به دلیل پیچیدگی های آن ها پاسخی مختصر و ساده ارائه شد. برای آگاهی بیش تر می توانید به کتاب های معادشناسی ( مثل معاد شناسی علامه محمد حسین طهرانی - کتاب الالهیات آیت الله سبحانی ، بخش معاد شناسی - اموزش عقائد ايت الله مصباح يزدي بخش معادو. . . . ) مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1.الإسراء(17)آيه 99 .
2. ملاصدرا ، شواهدالربوبيه ، مشهد چهارم ، ص 349-350 ، نشر بوستان كتاب ، قم 1382 ش.
پرسش: معاد مربوط به چه موجوداتی است؟
پاسخ:
آنچه مسلم است، معاد انسان است كه از خلال هزاران آيه و روايت قابل دريافت است. دلايل عقلي بر لزوم معاد نيز همين امر را ثابت مي نمايد؛ اما از آيات و روايات بر مي آيد كه علاوه بر انسان، ديگر موجودات نيز داراي حشر و معاد هستند. در مورد جنیان نیز گفته شده است كه آن ها به واسطه اختیار ذاتی، موظف به حسابرسی و بررسی اعمال دنیایی خود خواهند بود. برخی از آن ها به بهشت خاص خود و برخی به جهنم خواهند رفت؛ چنان که در قرآن ذکر شده:
«وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ»؛ (1) «و وعده پروردگارت [چنین] تحقّق پذیرفته است [که:] البتّه جهنّم را از جنّ و انس یکسره پر خواهم کرد.»
اما به غیر از جنیان، آیاتی در قرآن کریم به حشر حیوانات نیز اشاره دارد، از جمله:
ـ «ما من دابة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الاّ امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیء ثم الی ربّهم یحشرون»؛ (2) «هیچ جنبندهای در زمین و هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند نیست، مگر این که امتهایی مانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم. سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور میشوند».
ـ «و اذا الوحوش حشرت»؛ (3) «و زمانی که حیوانات وحشی محشور شوند». وحوش، جمع وحش است. وَحش، حیوانی است که هرگز با انسانها انس نمیگیرد.
ظاهر آیه از این جهت که در سیاق آیات توصیف کننده قیامت قرار دارد، بیانگر این است که حیوانات وحشی هم در روز قیامت مانند انسانها محشور خواهند شد.
اصولاً ملاک حشر در انسان، جز وجود نوعی از زندگی ارادی و شعوری نیست. با تفکر عمیق در مراحل زندگی حیوانات و در نظر گرفتن حالات مختلفی که هر نوع از حیوانات در مسیر زندگی به خود میگیرند، روشن میشود که حیوانات نیز مانند آدمیان تا اندازه ای از موهبت اختیار برخوردارند. همچنین آن ها دارای سطحی از فهم و شعورند. در روایات نیز میتوان مطالبی را یافت که برخی از آنها از درجاتی از تکلیف برخوردارند. (4)
در جمع بندي مي توان گفت كه معيار و ميزان حشر و معاد و حضور در عالمي ديگر، برخورداري از روح مجرد و غير مادي است. این روح، عامل بقا و ادامه حيات بعد از فناي جسم است. ضمن این که لازمه عقلي معاد، داشتن نوعي اختيار و حق انتخاب است تا در نتيجه آن، نوعي حسابرسي و رقم خوردن سرنوشت براي فرد وجود داشته باشد.
البته بايد دانست که آگاهی و اطلاعات ما از مسئله معاد و کم وکیف آن، بسیار اندک است. نمی توان به درستی و دقت در خصوص این امر و تفاوت معاد و حشر انسان و دیگر موجودات، اظهار نظر نمود؛ اما در جمع بندی می توان به این نکته رسید که مهم ترین تفاوتی که ممکن است در بین موجودات دارای حشر و معاد وجود داشته باشد، به حقیقت درجات اختیار و ادراک آن ها بر می گردد؛ یعنی اگر سطح اراده و ادراک و اختیار انسان بالاتر از دیگر موجودات در نظر گرفته شود، او معادی متعالی تر و دقیق تر و دارای محاسبه ای عمیق تر در پیش رو خواهد داشت. اين مطلب، به معناي عدم برخورداري ديگر موجودات مختار، از حشر و معاد نيست.
پینوشتها:
1. هود (11) آیه 119.
2. انعام (6) آیه 38.
3. تکویر (81) آیه 5.
4. عروسي حويزي، علي بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، اسماعيليان، 1415ه.ق، ج 1، ص 715 و 716.






