با توجه به خطبه 1 نخج البلاغه آیا آیه ای داریم که که ناسخش در سنت آمده باشد اگر آیه های منسوخ را با حدیث ناسخش برایم ارسال کنید ممنون میشم .غیر از آیه 15 سوره نساء .

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
نظر شما به جمله زیر از نهج البلاغه می باشد :
کتاب ربكم مبينا حلاله وحرامه ... و بين مثبت في الكتاب فرضه ، معلوم في السنة نسخه؛
کتاب خدای تان در دست شماست ،در حالی که حلال و حرام را بیان کرده و روشن نموده و... بعض احکام در قرآن واجب گردیده و در سنت ناسخ آن آمده است.
در مورد این که نسخ به چند صورت واقع می شود ، فقیهان گفته اند:
نسخ شدن حكمى كه در قرآن وجود دارد، به سه صورت متصور است:
1- حكمى كه به وسيله قرآن ثابت شده است، با سنت قطعى و حديث‏هاى متواتر يا اجماع قطعى كه كاشف از عقيده معصوم باشد، نسخ شود.
اين نوع نسخ از دید عقل و نقل اشكالى ندارد . اگر در موردى چنين نسخى ثابت شود، بايد از آن پيروى نمود . اگر در موردى سنت متواتر و يا اجماعى محقق نيست، نسخ، مورد قبول نخواهد بود، زيرا نسخ با خبر واحد ثابت نمى‏شود.
2- حكمى كه به وسيله قرآن ثابت شده است، به وسيله آيه ديگرى كه ناظر بر آيه منسوخ بوده و حكم آن را بيان مى‏سازد، نسخ گردد. اين نوع نسخ نيز داراى اشكال و ايرادى نيست . آيه «نجوى» را از اين گونه نسخ مى‏دانند.
3- حكمى كه به وسيله قرآن ثابت شده است، با آيه ديگرى نسخ شود، بدين گونه كه مفهوم آيه ناسخ هيچ گونه نظارت نسبت به مفهوم آيه منسوخ نداشته باشد . به ظاهر و به طور صريح آن را بيان نكند، بلكه تنها اختلاف و تضادى كه در مفهوم اين دو مشاهده مى‏شود، ما را به وجود چنين نسخی هدايت كند . ناسخ بودن آيه متأخر و منسوخ بودن آيه متقدم را نشان دهد.
تحقيق و بررسى نشان مى‏دهد كه اين گونه نسخ در قرآن وجود ندارد، زيرا قرآن مجيد هر نوع تنافى و اختلاف را از خود نفى مى‏كند.
عده زيادى از علماى تفسير و غير تفسير در معانى آيات دقيقا تأمّل نكرده‏ و در نتيجه چنين پنداشته‏اند كه در ميان بخشى از آيات قرآن تعارض و اختلاف وجود دارد . آيه متأخر را ناسخ آيه متقدم دانسته‏اند تا از اين طريق منافات و تضاد خيالى را در ميان اين گونه آيات حل كنند. بعضى دامنه تضاد و تنافى را چنان توسعه داده‏اند كه حتى در ميان دو آيه عام و خاص و يا مطلق و مقيد كه در واقع يكى مبيّن و مفسر آن ديگرى است و هيچ اختلافى در ميان شان نيست، اختلاف و تنافى احساس نموده و در همه اين موارد ملتزم به نسخ شده‏اند.(1)
بنا بر این ممکن است حکمی در قرآن به صورت کلی واجب باشد و در سنت مصداق هایی از آن نسخ شده و غیر واجب اعلام گردد. البته باید این نسخ مستند به روایات متواتر و قطعی باشد .
اما این که مصداق های این نسخ کدامند؟
در شروح و کتب فقهی شماره نشده اند و مواردی از باب مثال ذکر شده است:
نمونه این "وجوب در قرآن و نسخ در سنت"، در نماز دیده می شود که در قرآن وجوب آن بر همه امت ها آمده ،در حالی که در شریعت قبل از اسلام نماز به هیئت و شکل دیگری انجام می شد. نسخ شکل قبلی آن و واجب کردن شکل مخصوصی که ما الان به جا می آوریم ، در سنت صورت گرفته است. (2)
گفته اند در کتاب واجب شده زن زانی محصنه را در خانه حبس کنند تا مرگ او برسد (3) ولی در سنت با حکم رجم این حکم کتاب نسخ شده است.(4)
موارد این نوع کم هست و ما بیش از این نیافتیم.
پی نوشت ها:
1. بيان درمسائل قرآن، ص357- 358.
2. خطب امام علی ، شرح محمد عبده ،ج2،ص 26 - 27.
3. نساء (4) آیه15.
4. شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 1 - ص 122.