پرسشگر محترم با تشكر از ارتباطتان با اين مركز

این روایت در صدد بیان پی آمد طبیعی و غالبی و مهار نشده توانمندی و توانگری و بهره مندی از نعمات مادی می باشد. دارایی و توانمندی و بهره مند شدن از مال و علم و شرافت نسبی و قدرت و حکومت و... ، انسان را به دست اندازی در حدود دیگران و گردن فرازی وا می دارد:
كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى؛‏ (1)
چنين نيست (كه شما مى‏پنداريد) به يقين انسان طغيان مى‏كند، از اين كه خود را بى‏نياز ببيند!
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبيدَ هذِهِ أَبَداً وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى‏ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً (2)
(اى پيامبر!) براى آنان مثالى بزن: آن دو مرد، كه براى يكى از آن ها دو باغ از انواع انگورها قرار داديم و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشانديم . در ميان شان زراعت پر بركتى قرار داديم. هر دو باغ، ميوه آورده بود، (ميوه‏هاى فراوان،) و چيزى فروگذار نكرده بود و ميان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بوديم‏. صاحب اين باغ، درآمد فراوانى داشت. به همين جهت، به دوستش- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- چنين گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم!» و در حالى كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمى‏كنم هرگز اين باغ نابود شود! باور نمى‏كنم قيامت برپا گردد! و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!»
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لي‏ وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى‏ رَبِّي إِنَّ لي‏ عِنْدَهُ لَلْحُسْنى‏؛ (3)
هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مى‏گويد: «اين به خاطر شايستگى و استحقاق من بوده، گمان نمى‏كنم قيامت برپا شود و (به فرض كه قيامتى باشد،) هر گاه به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداش هاى نيك است.
وَ ما أَرْسَلْنا في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبين؛‏ (4)
در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم‏ دهنده نفرستاديم مگر اين كه مترفين آن ها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏ايد كافريم!» و گفتند: «اموال و اولاد ما (از همه) بيش تر است (و اين نشانه علاقه خدا به ماست!) و ما هرگز مجازات نخواهيم شد!»
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ؛ (5)
قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد ما آن قدر از گنج ها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادى‏كنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد!
این آیات همگی دلالت دارد که تمکن مالی و غیر مالی انسان را به طغیان، گردن فرازی و فخرفروشی و انکار معاد و خودبرتربینی و... می کشاند، مگر این که این روحیه مادی و طبیعی با ایمان مهار شود.
آیات و احادیثی که به این مضمون وارد شده اند ، به ما در مورد پی آمد و تاثیر منفی روحی توانمندی و دارا بودن هشدار می دهد تا به مهار آن اقدام کنیم . از درافتادن به وادی طغیان و انکار و خودبینی و... خود را دور سازیم.

پی نوشت ها:
1. علق (96) آیه 6-7.
2. کهف (18) آیه 32-36.
3. فصلت (41) آیه 50.
4. سبأ (34) آیه 34-35.
5. قصص (28) آیه 76.