سلام چرا شیعیان مانند اهل سنت 5 بار نکاز نمیخوانند؟ آنها درواقع 3 بار نماز میخوانند!!!صبح 2 رکعت ظهر8 و شب 7. چرا نباید بین نماز ظهر و عصر فاصله معقولی باشد؟ معنی 5 بار چیه؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
جمع کردن بین نمازها نزد شیعه واجب نیست، بلکه جدا خواندن و فاصله انداختن بین نمازهای واجب و خواندن آن در وقت خاص دارای فضلیت بیش تری است، اما خواندن آن ها به صورت جمع نیز جایز است و اشکالی ایجاد نمی کند،
بنابراین جای بحث و گفتگو نیست که اقامه نماز در پنج وقت ( صبح ، ظهر ، هنگام عصر ، هنگام مغرب و هنگام شب ) و ادای هر نماز در وقت فضیلت ، شیوه پیامبر و پیشوایان دیگر و عموم مسلمانان صدر اسلام بوده ، آنان غالباً پنج نماز را در پنج وقت میخواندند.
آیا «تفریق» و فاصله افکندن میان نمازها چنان که بسیاری از فقهای اهل تسنّن قائل هستند ، واجب است ، یا این که امری است مستحبّ و بسان سایر مستحبّات که انسان در فعل و ترک آن مختار است، اجباری بر یک طرف در کار نیست، اگر چه انجام آن ها به طور جداگانه بهتر میباشد؟
دانشمندان شیعه به پیروی از احادیثی که از عمل پیامبر حکایت میکند و از روایاتی که از پیشوایان بزرگ اسلام رسیده است و به پیروی از ظواهر آیات قرآن، در تمام اعصار اسلام،تفریق میان نمازها را مستحبّ دانسته و به مردم میگفتند که فاصله انداختن میان نمازها و اقامة هر نمازی در وقت فضیلت خود مستحبّ و افضل است . در عین حال میتوان این مستحب را ترک نمود و معنی مستحب همین است.
چرا جمع میان دو نماز جایز است؟
دلیل و گواه ما بر جواز جمع میان دو نماز احادیثی است که از پیشوای ششم حضرت صادق(ع) نقل شده و مرحوم شیخ حرّ عاملی این احادیث را در کتاب خود(1) گرد آورده است.
تنها محدّثان شیعه نیستند که احادیث را نقل نمودهاند، بلکه محدّثان اهل تسنن نیز روایات مربوط به جواز جمع میان نمازها را ـ حتى در مواقعی که عذری در پیش نیست ـ از پیغمبر نقل کرده، در حدود ده روایت در کتابهای معتبر خود از ابن عبّاس و معاذ بن جبل و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر ذکر نمودهاند که نقل تمام جزئیّات آن ها از حوصله این نوشتار بیرون است. فقط به برخی اکتفا میکنیم:
1. محدّث معروف جهان تسنن،احمد بن حنبل، در کتاب معروف خود از ابن عباس نقل میکند:
«صلّى رسول الله(ص) الظهر و العصر جمیعاً، والمغرب والعشاء جمیعاً من غیر خوف ولا سفر؛(2)
رسول خدا نمازهای ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم در یک جا، بدون داشتن عذری مانند ترس از دشمن و مسافرت به جا آورد».
2. نیز در کتاب خود از عبدالله شقیق نقل میکند: «روزی ابن عباس برای مردم خطابهای ایراد میکرد . سخنرانی او به اندازهای طول کشید که ستارگان در آسمان پیدا شدند، مردی از «بنیتمیم» برخاست و به عنوان اعتراض گفت: اکنون وقت نماز مغرب است و ادامه سخن سبب میشود که وقت آن سپری گردد. ابن عبّاس به وی گفت: من به سنّت و روش پیامبر از شما آشناترم، میدیدم که پیامبر نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا را با هم میخواند. راوی میگوید : در این مطلب به شک و تردید افتادم، جریان را به ابوهریره گفتم. او گفتار ابن عبّاس را تصدیق کرد».(3)
3. محدّث معروف مسلم بن الحجاج القشیری متوفّای سال 261 هجری قمری، یک باب در صحیح خود به عنوان «جمع نماز در حضر» منعقد نموده ، چهار روایت در این زمینه که سه روایت از آن به «ابن عباس» و یکی به «معاذ بن جبل» منتهی میگردد ،نقل نموده ؛(4) مضمون این چهار حدیث با آنچه نقل کردیم ،یکی است . در این روایات به نکته تازهای اشاره شده است و آن این که: وقتی راوی از علّت این جمع میپرسد، وی در پاسخ میگوید:«اراد أن لا یحرج امّته؛ خواست امّت خود را به زحمت و مشقّت نیفکند».
این تعلیل در روایات شیعه نیز وارد شده و در روایاتی که از امام صادق(ع) در این باب نقل شده، این نکته نیز موجود است.(5)
این مطلب از عبدالله بن عمر نیز نقل شده است: «پیامبر در حالی که مسافر نبود، میان دو نماز جمع نمود تا امّت وی در مشقّت نباشند».(6)
این ها قسمتی از احادیثی است که محدّثان اهل تسنن در کتابهای حدیث و تفسیر خود نقل کردهاند . همگی حاکی از این است که جدا خواندن نمازها امری مستحبی است . اگر روزی دیدیم که مراعات این مستحب به اصل ادای فریضه لطمه میزند، به دستور خود پیامبر میتوانیم ترک کنیم ـ یعنی هر دو را با هم به جا آوریم.
امروز در بسیاری از مناطق، وضع زندگی طوری تنظیم شده که مراعات این استحباب، موجب مشقّت شده است . چه بسا سبب میشود که گروهی از انجام اصل نماز سرباز زنند. در این موقع با الهام گرفتن از راهنمایی خود پیامبر، میتوان برای مراعات «اهم» مسألة تفریق را ترک نمود و نماز را سه نوبت صبح و ظهر و مغرب خواند . اکنون بسیاری از فقهای اهل تسنن همین نظر را دارند،ولی به ملاحظاتی از اظهار نظر خودداری میکنند.(7)
پینوشت ها:
1. وسائل الشیعه، کتاب الصلوه،بابهای مربوط به وقت نماز (باب 32 و 33).
2. مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 221.
3. همان، ص 251.
4. صحیح مسلم، ج 2، ص 151.
5. وسائل الشیعه، کتاب صلوه، ابواب وقت، باب 32، حدیثهای 2، 3، 4 و 7.
6. کنز العمّال، ص 242.
7. رساله الاسلام، سال هفتم، شماره 20، ص 156.






