توضیح کامل

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
پهنه هستی؛ عرصه تاریخ هر موجودی است . انسان بیش از همه این عرصه را با مسئولیت خود می آراید.
تاریخ چیزی جز شهادت زمان نیست . شهادت زمان، مصدری جز حضور انسان ندارد ، یا که از خود یادگاری به نیکی می گذارد ، یا که عبرتی برای پند آموزان می شود.
کتاب خدا هنگامی که به تاریخ زندگی انسان ها می پردازد، از دو نوع انسان سخن می گوید:
انسانی که به مقام خلیفه اللهی رسیده و بر قله شرف ایستاده است .
انسانی که به نهایت پستی رسیده و در دره جهالت سقوط کرده است.
این هر دو تاریخ سازند، اما انسان گروه اول که در درجه اول،شامل انبیا و امامان معصوم است، علاوه بر این که بخشی از تاریخ و تمدن بشریت حول زندگی شان شکل گرفته، انسان هایی اند که بار مسئولیت بزرگی را که خدای متعال بر دوش آنان قرار داده،بر دوش خود گرفته اند. انسان های بزرگ و الهی چون پیامبران انسان های تاریخ ساز و مسئولی بودند که افق های تاریک تاریخ را از طلوع خود روشن کردند. کتاب خدا از زندگی سراسر نور آنان داستان ها نقل کرده است، زیرا آنان مجاهدت های سخت کوشانه و فوق طاقتی از خود نشان دادند . به وظیفه انسانی خود عمل کردند.
در مقابل قابیل، فرعون ، نمرود، ابولهب و .......و دیگر طاغوت های زمان،انسان هایی بودند که برهه ای از تاریخ را با اعمال ناپسند خود غبار آلود و حتی تاریک کرده اند .این انسان ها تاریخ ساز بودند، ولی با بدنامی خود چهره تاریخ را آلودند ،چون در مسیر اطاعت از شیطان گام برداشتند . تبدیل به شیطان شدند تا دیگران را گمراه کنند.
شهید مطهری در این باره نوشته است:
"انسان در جهان بينی اسلامی داستانی شگفت دارد . انسان اسلام( یعنی انسان قرآن) تنها يك‏ حيوان مستقيم القامه كه ناخنی پهن دارد و با دو پا راه می‏رود و سخن‏ می‏گويد نيست ، اين موجود از نظر قرآن ژرف‏تر و مرموزتر از اين است كه‏ بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد
قرآن انسان را مدح ها و ستايش ها كرده و هم مذمت ها و نكوهش ها نموده است‏ . عالی‏ترين مدح ها و بزرگ ترين مذمت های قرآن درباره‏ انسان است . او را از آسمان و زمين و از فرشته برتر و در همان حال از ديو و جار پايان پست‏تر شمرده است.از نظر قرآن انسان موجودی است كه توانايی دارد جهان را مسخر خويش سازد و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد ، و هم می‏تواند به‏ " اسفل سافلين " سقوط كند . اين خود انسان است كه بايد در باره‏ خود تصميم بگيرد و سرنوشت نهايی خويش را تعيين نمايد"( 1 )
این جملات نشان دهنده این موضوع است اختیاری که خدای متعال در وجود همه انسان قرار داده است، منشا مسولیت می شود . اختیار مسولیت ساز است . می تواند از چنین حربه قوی ای نسبت به توان خود مسولیت خویش را به خوبی و یا به بدی ایفا کند . تاریخی را در زندگی خود ایجاد کند که هم عبرت و هم الگو برای همگان باشد.
تاریخ، عرصه محاسبه رفتار و کردار انسان ها است . مسئولیت، تنها ویژگی شاخص در نشان دادن عرصه نقد در فعل آدمی است، عرصه نمایشی که فقط یک نقاد و محاسبه گر دارد که نامش خدای متعال است.
"وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً؛(2)

كتاب [كتابى كه نامه اعمال همه انسان ها است‏] در آن جا گذارده مى‏شود، پس گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسان اند و مى‏گويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته، مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالى است كه) همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند.
این که قرآن می فرماید :
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛ (3)
براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست، به این معنا است که از هر گونه تلاش و سعی نسبت به تعالی و تکامل خود فروگذار نمی کند تا شان این مقام را حفظ کند.
انسان تاریخ ساز و مسؤول، انسانی است که خلیفه واقعی خدا روی زمین باشد. چنین انسانی ارزش های انسانی خود را حفظ می کند . بر مدار آن ارزش ها، زندگی فنا پذیر خود را تنظیم می کند.
شهید مطهری در توصیف مقام خلیفه اللهی انسان و نیز فردی که از این مقام دور شده ، نوشته است:
"انسان حقيقی كه خليفة الله است ، مسجود ملائكه است ، همه چيز برای‏ اوست و بالاخره دارنده‏ همه‏ كمالات انسانی است ، انسان بعلاوه‏ ايمان‏ است ، نه انسان منهای ايمان . انسان منهای ايمان ، كاستی گرفته و ناقص‏ است . چنين انسانی حريص است ، خونريز است ، بخيل و ممسك است. كافر است ، از حيوان پست‏تر است .در قرآن آياتی آمده است كه روشن می‏كند انسان ممدوح چه انسانی است و انسان مذموم چه انسانی است . از اين آيات استنباط می‏شود كه انسان فاقد ايمان وجدا از خدا انسان واقعی نيست . انسان اگر به يگانه حقيقتی كه با ايمان به او و ياد او آرام می‏گيرد بپيوندد ، دارنده‏ همه‏ كمالات است و اگر از آن حقيقت - يعنی خدا - جدا بماند ، درختی را ماند كه از ريشه‏ خويشتن جدا شده است" .(4)
پی نوشت ها:
1. شهید مطهری، انسان در قرآن (مقدمه‏ای بر جهان بينی اسلامی) ج چهارم، ص 14 و 15.
2. کهف(18) آیه 49.
3. نجم(53) آیه ‏ (39).
4. انسان در قرآن (مقدمه‏ای بر جهان بينی اسلامی) ج چهارم ، ص 15.