پسری دارم فوق العاده شیطاناصلا صبرندارم چون صبرم سرآمده وپدرش بیشتر وقتش سرکار هست. واز آینده اش خیلی میترسم که از عهده اش بر نیایم ومیخواهم با خدا و امام حسینی باشد خودم وپدرش هم اهل نماز ودین هستیم چکار کنم که باخدا شود؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
بازیگوشی و تحرک زیاد کودکان تا حدودی طبیعی و مقتضای سن آنان است . نشان دهنده هوش و استعداد فراوان و بیانگر سلامت جسم و روان آنان است. البته در مواردی حساسیت بیش از اندازه والدین باعث افزایش رفتارهای نابهنجار بچه ها می شود . زیرا آنان به دلایلی می خواهند توجه دیگران را به خود جلب کنند . احساس نیاز کودکان به جلب توجه دیگران ، آنان را به بیش فعالی و بازیگوشی وا می دارد. گاهی ممکن است عملکرد نادرست والدین و اطرافیان سبب حرکات نابهنجار کودکان شود . مهم ترین عملکردهای نادرست اطرافیان که بچه ها و نوجوانان - حتی جوانان - را ممکن است از مسیر اعتدال خارج کند عبارتند از :
1- کم محبتی یا بی توجهی والدین یا اطرافیان به حرف ها و کارهای کودکان.
2- تشویق کردن و توجه نمودن به بچه های بزرگ تر یا کوچک تر از آنان در حضورشان ،
3- کوچک کردن ، توهین و تحقیر نمودن شخصیت آنان با زبان ، اشاره یا عمل ،
4- تنبیه کردن ، مذمت و بدگویی کردن از آن ها - به ویژه در نزد دیگران .
5- پدر و مادر بخواهد فرزند خود را با بچه های دیگران یا دوران کودکی خود مقایسه کنند
همه این ها و عواملی نظیر این ها سبب بر افروخته شدن آتش حسادت و پیدایش عقده حقارت ، خود کم بینی ، بی شخصیتی ، احساس این که من بچه بدی هستم ، کسی- حتی خدا هم - مرا دوست ندارد ، در کودک ایجاد می کند و او را به واکنش های ناهنجار و نا مطلوب وادارد . البته گاهی هم ممکن است تحرک و بازیگوشی زیاد بچه ها به خاطرفزونی هوش و استعداد های درونی و روحی یا انرژی زیاد بدَنی و جسمانی آنان باشد . پس در درجه اول وظیفه پدر و مادر است که ارزیابی درستی از فرزندان خود داشته باشند . ببینند عامل اصلی تحرک زیاد و یا به تعبیر نادرست شما « علت شیطنت » بچه ها چیست؟ آنگاه هماهنگ با علت یا علت ها، بستر های لازم را برای رفتارهای اصلاح گرانه و ارتقا دهنده جهت شکوفایی غنچه ها و استعدادهای خدادادی کودکان را فراهم سازند.
پس توصیه می کنیم در مقابل بازیگوشی هایی که خطرساز نیست و ضرر جدی به شما نمی زند، حساسیت چندانی نشان ندهید . به جز کارهایی که ضرر قابل توجّه و خطر دارد، کودکان را در بقیه کارها آزاد بگذارید. در وجود کودک نیروهای نهفته و انباشته ای وجود دارد که باید رها شود. اگر رها نشود، در آینده مشکل ساز خواهد شد. تحرک و بازیگوشی کودکان، سبب شادابی آنان میشود . چون در کودکی بچّگی کرده اند، در بزرگی بچّگی ، خامی و نا پختگی نخواهند کرد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
«عرامة الصّبی فی صِغَرِه زیادةٌ فی عقلِه فی کِبَره؛(1) بازیگوشی زیاد کودک در دوران کودکی، سبب افزایش عقل او در بزرگی خواهد شد» و :
«یُستحبُّ عَرامَةُ الغُلامِ فی صِغَرهِ لِیَکونَ حلیماً فی کِبَرِه؛(2) بازیگوشی کودک در دوران کودکی نیکو است؛ چرا که سبب بردباری او در بزرگی خواهد شد».
اگر پدرها و مادرها با این نگاه کارها و تحرکات فرزندان خود را بنگرند ، بسیاری از بازیگوشی های فرزندان شان طبیعی و لذّت بخش می شود.
چند توصیه:
الف- از رفتارهایی چون سر و صدای زیاد (در صورتی که سبب آزار دیگران نشود)؛ دویدن و تحرّک فراوان (در صورتی که خطری برایش نداشته باشد )؛ مثل پریدن از ارتفاعات کم یا پریدن روی تشک و جاهای نرم، بازی روی مبل و صندلی و... کودک را منع نکنید. البته مراقبت کنید ، ولی توجه داشته باشید که مراقبت از او، شدید و غیر متعارف نباشد؛ زیرا مراقبت شدید، اضطراب و تحیّر می آورد . قدرت تصمیم گیری و اعتماد به نفس را از او می گیرد.
اگر کودکی دارای چنین روحیه ای نباشد، و بازیگوشی نکند ، نه تنها بچه نرمال و سالمی نیست، بلکه به مراقبت بیش تری نیاز دارد ، زیرا خطر عقب ماندگی ذهنی ، ناراحتی عضلانی و جسمی یا افسردگی ، خجول و کم رو بودن آنان را تهدید می کند . قطعا تحمل این گونه ناراحتی ها برای پدر و مادر به مراتب سخت تر از ناراحتی بازیگوشی های زیاد فرزندان است .
ب ـ زمینه های خطر را با دور کردن وسایل الکتریکی و خطرساز از بین ببرید؛ البته این وسایل را هنگام بازی و بازیگوشی کودک از او دور نکنید؛ زیرا اگر او ببیند و بفهمد که شما به خاطر او چنین کاری کردید ،حریص تر میشود و بدتر خواهد کرد :
المرءحریصٌ عَلى ما مُنِعَ؛(3) انسان بر آنچه منع میشود، حریص تر است».
در صورت احتمال خطر جدّی، ابتدا از شیوه «حواس پرت کردن» استفاده کنید . اگر مؤثر نبود، به شکل فیزیکی و بدون کلام، وسیله خطرساز را از او بگیرید.
ج ـ هنگام بازیگوشی، او را تنبیه و تهدید نکنید. داد و فریاد و امر و نهی های پیاپی نیز مؤثر نیست؛ به خصوص در حضور دیگران، بلکه او را بین دو انتخاب منطقی و مناسب با روحیه کودکی اش مخیّر سازید تا یکی را برگزیند؛ زیرا در این صورت به فرزند خود حق انتخاب داده اید. توجه داشته باشید که دو طرف انتخاب باید منطقی باشد؛ بنابر این، از او نخواهید که یا از بازیگوشی دست بردارد یا بخوابد؛ معلوم است که او هیچ کدام را انتخاب نخواهد کرد .
خواهر گرامی !
همین که این نکته را بپذیرید که بازیگوشی کودک طبیعی است ، و نشان دهنده هوش و استعداد فراوان و بیانگر سلامت جسم و روان اوست ، اولا زمینه بسیاری از عصبانیت ها و ترس و ناراحتی های شما خود به خود از بین می رود ؛ زیرا اگر رفتاری را طبیعی و عادی بدانید ، دیگر واکنشی غیر عادی در برابر آن نخواهید داشت .
ثانیا کودک تان در مسیر اعتدال و فطرت توحیدی خود قرار می گیرد . به سمت خدا و امام حسین علیه السلام و پیامبر(ص) و سایر ائمه (ع) خواهد رفت .
جهت آگاهی بیش تر کتاب های زیر را مطالعه کنید .
1- اسلام و تربیت کودکان ، تألیف دکتر احمد بهشتی ، ناشر مرکز چاپ و. نشر سازمان تبلیغات اسلامی
2- والدین و مربیان مسؤول، تألیف ، رضا فرهادیان ، ناشر ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی - قم
3- حقوق فرزندان در مکتب اهل البیت (ع) ، تألیف، محمد جواد طبسی ، ناشر ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی - قم
4- رفتارهای بهنجار و ناهنجار کودکان و نوجوانان و راه های پیشگیری و درمان ، تألیف ، دکتر شکوه نوابی نژاد ، ناشر ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان
5- روش های افزایش عزّت نفس در کودکان و نوجوانان ، تألیف ، دکتر اسماعیل بیابانگرد،ناشر ، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان
6- کودک از نظر وراثت و تربیت ، محمد تقی فلسفی ، ناشر ، هیئت نشر معارف اسلامی
7- مهارت های سازگاری با کودکان ناسازگار،تألیف ،مایکل بلوم کویست، ترجمه ، جواد علاقبند راد ،ناشر ، انتشارات سنا
8- چگونه با کودکم رفتار کنم، نویسنده: دکتر استفن گاربر، مترجمان: دکتر شاهین خزعلی، دکتر هومن حسینی نیک، دکتر احمد شریف تبریزی، ناشر ، انتشارات مروارید
9- راهنمای کامل تربیت کودک ، نویسنده ،الیزابت پنتلی، ترجمه ،اکرم قیطاسی، ناشر ، نشر صابرین
10 مبانی تعلیم و تربیت در قرآن و احادیث ، تألیف ، رضا فرهادیان ، ناشر ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی - قم
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء ، بیروت ، 1404 ه ق ، ج 14، ص 379.
2. محمد بن الحسن الحرّ العاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت ،قم ، 1409 ه ق ، ج 15، ص 198.
3. بحار ، ج 32، ص36.






