من 20 سالمه و اوایل به دین اهمیت می دادم یعنی نمازا رو کامل می خوندم و روزه می گرفتم.
اما حالا به این نتیجه رسیدم که تمام اینها در حقیقت گول زدن و منحرف کردن ذهنم از اون چیزیه که هستم از اون چیزی که بودم.
من خاطرات کمرگی از گذشتم دارم.از حقیقت وجودم. من گاهی تصاویری یادم میاد که قبلا اتفاق افتادن اما نمی دونم کی. هر چقدر بیشتر بهشون فکر کنم بیشتر یادم میاد. دین ظالمانست. دین به ما توجهی نداره. دین فقط ساخته شده از یه سری قوانین احمقانه ای که حتی خودمونم واقعا نمیدونیم چرا باید انجامشون بدیم. فقط ذهنمونو پر کردیم از یه سری از قوانین پوچ. دین رو درست کردن تا ما رو زندونی کنن، تا هیچ یادمون نیاد که کی بودیم.

انسان ها خیلی پیچیدن، پیچیده تر از اون چیزی هستند که دین و مذهب بتونه به ما پاسخ بده، هر دینی، مسیحیت ، اسلام ، یهودیت و ......

ادیان پر از تناقض هستند. هموشن طبق یه قاعده درست شدن ، که اگه طبق اون قاعده فکر کنی همه چی مرتبه ، اما اگه یکم بیشتر از اونچیزی که دینت گفته رو فکر کنی میشه آدم بده ی قصه ! همونی که قرار تا ابد اذیت بشه !

آزار و اذیتی بیشتر از این دینا هم هست ؟!

من یه روزی بر می گردم به همنوجایی که بودم، اونجایی که خدا مخلوقاتش و واقعن دوست داره.
نه طبق یک قاعده و قوانین دوست داشته باشه.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
سوال شما حاوي يك سري انتقادات و شكايات نسبت به خود و جهان و خدا است و كم تر مي توان ميان جمله اي با جمله ديگر ارتباط منطقي پيدا كرد.
يك سري ادعاهائي را مطرح كرده ايد، بدون اينكه دليلي با آن همراه كنيد. مانند اينكه" به اين نتيجه رسيدم كه تمام اين ها ( نماز خواندن ها و روزه گرفتن ها ) در حقيقت گول زدن و منحرف كردن ذهنم از اون چيزيه كه هستم."
شما و ما چه هستيم كه نماز خواندن، روزه گرفتن و عبادت خدا ، ما را از خودمان ، منحرف كرده است؟ آيا تعالي انسان غير از عبادت خالق را نمودن است و به حقيقت اصيل و اساسي عالم وجود يعني خداي متعال ايمان داشتن ؟ انحراف از عبادت خالق و ايمان به اين حقيقت غير از گرايش به حيوانيت محض مي باشد؟ بلكه به تعبير خداي متعال در قرآن كريم ، انحراف از مسير عبوديت رسيدن به مقامي پست تر از حيوانيت است‌؟ أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا؛
آيا گمان مى‏برى بيش تر آنان مى‏شنوند يا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايانند، بلكه گمراه ترند!(1)
مشخص نكرده ايد كه حقيقت وجود ما چه مي توانست باشد و چرا و چگونه به اين نتيجه رسيده ايد. تصوير شما از خود قبلي تان چيست ؟ تمام اين ها چه ربطي به گول خوردن ما توسط دين دارد؟!
دين عبارت است از برنامه زندگي صحيح و انساني كه از جانب خداي متعال به عنوان خالق انسان و آگاه ترين موجود نسبت به انسان در خير و شرش و توسط انسان هائي والا كه معصوم از گناه و اشتباه هستند ،به دست ما رسيده است. آيا چنين قوانيني را كه از جانب خداي متعال و خالق هستي براي بشر هديه شده است تا درست ببيند و درست بشنود و درست عمل كند و درست بيانديشد و مجهولات خود را معلوم سازد ،‌ قوانيني احمقانه مي ناميد ؟‌!
قرآن كريم برعكس اين نظر را ابراز مي كند :
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ ؛
هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اين ها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند!(2)
يعني انسان هائي كه دين را قبول نمي كنند و از نفسانيات خود پيروي مي كنند و به خود ساخته هاي خود در برابر قوانين خدا تكيه مي كنند، ابله و سفيه مي باشند.
البته علت اين گونه توصيف كردن از دين را اشاره كرده ايد به اين صورت " که حتی خودمونم واقعا نمی دونیم چرا باید انجامشون بدیم. فقط ذهنمونو پر کردیم از یه سری قوانین پوچ‌ ".
بلي جهالت، تنها و مهم ترين عامل دوري و نفرت انسان از دين مي باشد .
اگر به جاي نماز خواندن كور كورانه قبلي تان كه به تقليد از پدر يا بزرگ ترهاي ديگر بود و هيچ مفهومي از آن دريافت نكرده بوديد ،‌ به دنبال معرفت و شناخت خود ،‌ خدا و جهان بر مي آمديد و خداي خودتان را به بزرگي و عظمت _ همان گونه كه هست _ مي شناختيد و علم پيدا مي كرديد ،‌ هرگز دچار ترديد نمي شديد و سخناني از روي سفاهت بر زبان نمي رانديد.
تنها مشكلي كه در ذهن شما وجود دارد ( البته آن گونه كه از نوشته تان بر مي آيد ) اين است كه مطلب جديدي پيدا كرده ايد . مثل بچه هاي ذوق زده كه مطلب ساده و پيش پا افتاده اي را مي فهمند و فكر مي كنند علم اولين و آخرين را به دست آورده و ديگران را جاهل به حساب مي آورند و غافل از اينكه ديگران قبل از وي و بيش تر و عميق تر از او در اين مورد كار كرده و انديشيده اند ، دچار ذوق زدگي مفرط شده و به واسطه آن غرور علمي كاذب پيدا كرده ايد.
همين كه تصويرهاي مبهمي به ذهن تان مي رسد و از تصويرهاي مبهم به اين برداشت دست پيدا كرده ايد كه قبلا جائي بوده و تصويرها را تجربه كرده ايد ،‌ نتيجه گيري كرده ايد:
1- دين پر از تناقض است .
2- قوانين دين همگي پوچند.
3-دين نمي خواد ما چيزي يادمان بيايد.
4- مسائل پيچيده اي وجود دارد كه دين نمي تواند به آن ها پاسخ دهد.
5- همه اديان طبق يك قاعده درست شده اند.
6- اگر طبق آن قاعده فكر كني همه چيز مرتب است و الا آدم بد قصه هستي.( كدام قصه ؟ اين را هم خدا مي داند).
7-به خاطر فكر كردن بايد تا ابد اذيت بشود.
8- من برمي گردم به همان جائي كه خدا واقعا مخلوقاتش رو دوست داره.
هر چه انديشیدیم كه چه ارتباطي مي توان بين آن تخيل و اين همه نتيجه گيري برقرار كرد ،به نتيجه اي نرسيديم و لابد به نظر شما ما هم دچار حماقتي هستيم كه دين براي ما به ارمغان آورده است.
نفهميديم چگونه وقتي به ذهن شما يك تصوير خيالي مي رسد ، دين يك مرتبه پر از تناقض مي شود ؟!
نفهميديم چگونه وقتي به تصاوير ذهني تخيلي دست مي يابيد ،‌همه قوانين دين سر از پوچي در مي آورند.
نفهميديم به چه علت وقتي در خواب تصويرهاي قبل تاريخ خود هستيد ، دين مانع از يادآوري هاي شما مي شود؟‌!
نفهميديم از كجاي آن تصويرهاي خيالي برداشت كرديد كه مسائل پيچيده اي وجود دارند كه دين نمي تواند به آن ها پاسخ دهد ؟! به احتمال زياد اين مسائل پيچيده همان تصورات مبهم و خيالي شما مي باشند.
البته اين را فهميديم كه دين حق طبق يك قاعده درست شده و آن هم قاعده انسان بودن و مانند انسان رفتار كردن است. قاعده فكر كردن و انديشيدن. قاعده تبعيت از دليل و برهان. منع تبعيت از تخيلات و موهومات . منع از جهالت و ناداني. همه اين ها قواعدي است كه خداي دين حق به مخلوقات خود توصيه مي كند و از آن ها مي خواهد. مي خواهد كه فكر كنند و بيانديشند و بدانند كه فرق بين آن ها و حيوانات در تفكر و انديشه است: ... قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب‏؛...بگو( اي پيامبر ): آيا كسانى كه مى‏دانند با كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‏شوند.(3)
مي خواهد كه انسان تابع دليل و برهان باشد . جز سخن برهاني هيچ مطلبي را نپذيرد: « أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ هذا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلي‏ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ ؛ آيا آن ها معبودانى جز خدا برگزيدند؟! بگو: «دليل تان را بياوريد! اين سخن كسانى است كه با من هستند، و سخن كسانى [پيامبرانى‏] است كه پيش از من بودند!» امّا بيش تر آن ها حق را نمى‏دانند و به همين دليل (از آن) روى گردانند.(4)
مي خواهد كه انسان در بين سخنان گفته شده نظر كند و بهترين را انتخاب كند. حتي اجازه نمي دهد وقتي حرف بهتري است خوب را انتخاب كند. بلي خدائي كه اسلام معرفي مي كند مي گويد: اي انسان ! لائق بهتريني. پس بهترين ها را انتخاب كن: ‏ فَبَشِّرْ عِبادِ *الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏؛ پس بندگان مرا بشارت ده*همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آن ها پيروى مى‏كنند. آنان كسانى هستند كه خدا هدايت شان كرده، و آن ها خردمندانند.(5)
چون ابهاماتي را مطرح كرده ايد ، نمي توان در مورد مساله اي خاص صحبت كرد . تنها توصيه اي كه مي توان به شما داشت، اين است كه كمي از تعصب جاهلانه خود فاصله بگيريد . با استناد به برخي تصورات جرقه اي كه به ذهن همه مي آيد و تنها شما نيستيد كه از تصويرات ذهني داريد و البته علت خاص خودش را دارد و هيچ ربطي به فريب دين و پوچي آن ندارد ،‌ در مورد دين و خدا و جهان قضاوت نكنيد ،چرا كه در غير اين صورت به هيچ كس زيان نمي رسانيد جز خودتان.
پس مطالعه كنيد و حقيقت دين را دريابيد و با آن آشنا شويد. نمي گوييم در همين ابتدا شروع به نماز خواندن كنيد چون مي گوئيد نماز مي خوانديد و به خاطر عدم درك چرائي آن ، آن را ترك كرديد .مي گويیم معرفت و شناخت خودتان را از دين بالا ببريد . با شناخت خوب و صحيح به دين برگرديد و به آن عمل كنيد . بدانيد كه دين صحيح و حق يعني اسلام باعث شكوفائي عقل و انديشه است ،نه باعث خمودي و فريب آن. اين امر با كمي دقت در قرآن و توصيه هاي آن به فكر و انديشه روشن است.
براي شروع به شما توصيه مي كنيم كه مجموعه كتاب هاي "پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي" از نشر معارف و بخش اعتقادي مجموعه آثار شهيد مرتضي مطهري را مطالعه كنيد.

پي نوشت :
1. فرقان(25) آيه 44.
2. بقره (2) آيه 13.
3. زمر (39) ‌ آيه 9.
4. انبياء (21) آيه 24.
5. زمر ، آيات 17-18.