سلام خسته نباشید من یک جوان عاشقم که یک دختر خانمی رو میخواستم و او هم مرا دوست داشت و راضی بود با هم ازدواج کنیم به خاطر اینکه مادر و مادر بزرگش اصرار داشتن با شخص دیگری ازدواج کند ما به هم نرسیدیم و بعد از سه ماه که از ازدواج شان میگذرد ولی دوشیزه دوست ندارد که با او زندگی کند و به من که هنوز دوستش دارم پناه آورده است و میخواهد از شوهرش طلاق بکیرد و من دارم به او کمک میکنم که از شوهرش طلاق بگیرد و با من ازدواج کند
من از شما که میخواهم راهنماییم کنید که آیا این کاری که داریم انجام میدهیم درست است یا نه با تشکر از شما.

پرسش: ازدواج
شرح : یک جوان عاشقم که یک دختر خانمی رو می خواستم و او هم مرا دوست داشت و راضی بود با هم ازدواج کنیم .به خاطر اینکه مادر و مادر بزرگش اصرار داشتن با شخص دیگری ازدواج کند ما به هم نرسیدیم . بعد از سه ماه که از ازدواج شان می گذرد ولی دوشیزه دوست ندارد که با او زندگی کند و به من که هنوز دوستش دارم پناه آورده است و می خواهد از شوهرش طلاق بگیرد و من دارم به او کمک می کنم که از شوهرش طلاق بگیرد و با من ازدواج کند. آیا این کاری که داریم انجام می دهیم درست است ؟

پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
که مسئله خود را صادقانه با ما درمیان گذاشتید، امیدواریم که بتوانیم پاسخی راهگشا و مفید خدمت شما ارائه نماییم.
فرازهای نامه شما را مطرح کرده و به نوبت به تحلیل و پاسخ آن ها خواهم پرداخت . در این میان نیز در صورت لزوم راهنمایی هایی خدمت آن دوست عزیز ارائه خواهم داد.
در پرسش خود اظهار داشته اید که دختر خانم را دوست داشته و دارید، اگر چنین است و واقعا او را دوست دارید و نه خودتان را، پای‌تان را از زندگی اوبیرون بکشید تا بداند که پشتیبانی ندارد . با دلگرمی به شوهر فعلی خود تکیه کند. ناهماهنگی های منشی و اخلاقی و رفتاری با او را تصحیح کند . زندگی آرام و سعادتمندی داشته باشد . بدانید که رضای خداوند متعال نیز در این است. الان او روی پشتیبانی شما حساب کرده و زندگی مشترک فعلی خود را که قابل ترمیم است ، بی محابا، از هم فرو می پاشد. اصلا فکر اصلاح را نمی‌کند ، در حالی که مشکلات در هر زندگی مشترکی پیش می آید . زن و شوهر با امید به آینده و تکیه بر مشترکات و توانایی های خود آن را حل می نمایند . این گونه نیست که هر زن و مردی با بروز کوچک ترین اختلاف، چوب حراج به زندگی مشترک خود بزنند.
طبق تجارب ما در چنین موقعیت هایی اگر شوهر متوجه شود که پای کسی دیگر در میان است و اوست که دارد در زندگی موش دوانی می‌کند و قصد به هم ریختن زندگی او را دارد، اولا اگر آدم لجبازی باشد، از طلاق دادن همسر خود داری می کند و با خود می گوید: « بگذار بماند و موهایش مثل دندان هایش سفید شود! حال که او زندگی مرا آتش زده، من نیز زندگی او را نابود خواهم کرد!». در این صورت از نظر حقوقی هیچ کاری از دست شما و دختر بر نمی آید . همین باعث بروز آشفتگی روحی و روانی بزرگی برای شما و دختر می شود.
اگر شوهرش آدم خشنی باشد و بداند که پای مرد دیگری در میان است و دارد زنش را تشویق به فرو پاشی زندگیش می نماید ،برای حفظ حریم زندگی خویش و یا انتقام، وارد عمل می شود. بسیاری از قتل های ناموسی چنین اتفاق افتاده است.
از نظر دینی هم دخالت در زندگی زناشویی دیگران و تشویق زن به طلاق از شوهر و ازدواج با او امری منفور تلقی می‌شود. البته اگر هیچ دخالتی نکنید و زن و شوهر را به حال خود بگذارید و آن ها به طور طبیعی از هم جدا شوند، و آن گاه بعد دوران عده اقدام به خواستگاری و ازدواج با ایشان نمایید ، مشکلی به وجود نخواهد آمد و همیشه وجدان تان در مقابل خداوند راحت و آسوده خواهد بود . تا آخر عمر سنگینی بار بر هم زدن زندگی زناشویی دیگران وبال گردن شما نخواهد بود.
قبلا قصد ازدواج با او را داشته اید که دست تقدیر مانع ازدواج شده ، الان زن یک مرد دیگر است و شوهر دارد . دیگر همانند قبل، اجازه ندارید با او مراوده داشته ، تشویق به جدایی از همسر و ازدواج با خودتان نمایید . مطمئن باشید از آن جا که جهان، جهان انعکاس اعمال است، در صورتی که زندگی این زوج جدید به خاطر دخالت های شما دچار شکست شده و از هم بپاشد، ضربه این کارتان را در همین جهان خواهید خورد . همین ضربه از ناحیه دیگری به شما باز خواهد گشت. پشیمانی سودی نخواهد داشت.
عشق و علاقه دو نفر به همدیگر اگر فقط به خاطر چهره ظاهری و زیبایی باشد ،مدتی بعد از ازدواج و بعد از عادی شدن جاذبه های جنسی به سردی می گراید . کم کم تعارضاتی که در زمان عشق و عاشقی نهان بوده و فرصت بروز پیدا نمی کرده نمایان می شود . زن و شوهر متوجه می شوند که چقدر با هم اختلاف داشته اند، اما عشق به همدیگر در اوایل آشنایی و ازدواج مانع دیدن اختلافات می شده است . حال این عشق به سردی گراییده، تعارضات و اختلافات نمایان شده ، حتی نکاتی که قبلا به عنوان نکته مثبت تلقی می شد، اکنون به عنوان نکته منفی و به قول معروف آینه دق نمایان می شود.
بیش از حد روی عشق و علاقه ظاهری حساب نکنید . چه بسا اگر با این خانم ازدواج کنید ،بعد از مدتی برخی جاذبه های خاص از بین می رود . اگر ازدواج با بینش و عقلانیت کافی و بدون در گرفتن معیارهای شخصیتی و خانوادگی و اقتصادی و .....، صورت گرفته باشد، بعد از مدتی کوتاه تعارضات رو می‌آید . آن گاه همان دختر که به خاطر او سینه چاک می کردید و برای رسیدن به او خود را به آب و آتش می‌زدید، چنان برای تان آزار دهنده می شود که برای فرار از او حتی امکان دارد به دام مواد مخدر و یا شخص ثالث دیگری که فکر می کنید عشق گم شده شماست ، پناه ببرید . همین افکار را همسر تان نیز نسبت به شما خواهد داشت..
برفرض اینکه بتوانید ایشان را از همسرش جدا کنید، آیا بعد از کاهش طبیعی احساس و علاقه می توانید معشوقه خود را که چند صبایی در کنار یک فرد دیگر بوده است تحمل کنید ؟ چه ضمانتی وجود دارد که با اختلافات زناشویی ایشان با فردی دیگری ارتباط پیدا نکند؟ چون در حال حاضر با اینکه به فردی دیگری از نظر قانونی و شرعی تعهد زندگی داده و زن شوهر دار است، با نامحرمی به نام شما در ارتباط است . برای چند لحظه خود را به جای همسر ایشان بگذارید. آیا به همسر خود به دلیل مشکلات زندگی و ناساگاری های زناشویی، به جای حل مشکلات زندگی از طریق مشاور خانواده حق می دهید با فرد دیگری رابطه پیدا کند و مشکلی را به مشکلاتش بیافزاید؟ قطعا جواب شما منفی است. پس با دقت بیش تری سعی کنید با نوشتن نقاط منفی ادامه این رابطه و دخالت در فروپاشی یک خانواده و امتیازات ترک این رابطه ،خود را از باتلاق نامعلومی که در انتظار شما رها سازید.
موفق باشید.