باسلام و تشکر از زحماتتان
حضرت موسی و عیسی طبق قرآن کاملا مشخص است که در نوزادی پیامبر هستند بدون کوششی
بدون تزکیه نفسی بدون امتحان شدن خدا آنها را برگزید برای خوب بودن. گناه هزاران
انسانی که برای بد بودن از طرف خدا انتخاب می شوند چیست اگر اختیار است پیامبر باید بعد از سالها درستکاری و امتحان شدن انتخاب شود نه آنکه نوری باشد قبل از
خلقت جهان خلق شده و البته آنکه مجبور است چه به خوبی و چه بدی لایق کیفر و پاداشی
نیست .
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
مقامات پیامبران و امامان گرچه یک موهبت الهی است. امّا به لحاظ این که خداوند میدانسته که آنان منهای مقامات هم با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری فرق داشته، موهبت را به آن ها بخشیده است.
بنابراین معصومین«علیهم السلام» شایستگی و ویژگیهای ذاتی برای قبول مقام مقامات داشتهاند . موهبت الهی بیحساب و بدون جهت نیست.
اولاً بر اساس آیه :«والله أعلم حیثُ یجعل رسالته؛(1) خداوند بهتر میداند که رسالت خود را کجا قرار دهد»معلوم میشود که اسرار نهفته فراوان در این مسئله وجود دارد که به طور کامل تنها خداوند از آن ها آگاه است.
دوم: بر اساس آموزههای وحیانی ظرفیت و استعداد پیشین افراد باعث دادن آن مقامات نیست ،چون آن مقامات کسبی نیست تا کسی از راه تلاش بکوشد به آن برسد ،بلکه مقامات موهبتی است. از این رو حضرت عیسى در گهواره گفت:
«إنّی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیّاً؛(2) من بنده خدا هستم که به من کتاب داد و مرا پیامبر قرار داده است».
برای نزدیک شدن به ژرفای این گونه حقایق باید با بیان ساده و قابل فهم برای نوجوانان بگوییم:
همان طور که در میان صدها هزار سنگ برخی قطعه سنگها لعل بدخشان و یا عقیق یمنی و مانند آن میشود و هر سنگی شایسته لعل و عقیق شدن را ندارد، سرشت ذاتی و طهارت فطری و ذاتی برخی آدمیان باعث میشود تا به مقامات بلند معنوی نظیر نبوت و امامت برسند و خورشید وحی بر صفحه دل آنان بتابد. به گفته آن شاعر:
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض و گرنه هر سنگ و گلي لؤلؤ و مرجان نشود
اما این که این لیاقت و ظرفیت چگونه در انبیا و اولیا به وجود میآید و چه اسراری در این مسئله نهفته که برخی در کودکی به نبوت و امامت میرسند ،حقیقتی است که درک آن برای بشر عادی به آسانی میسور نیست.
گرچه انبیا و اولیای الهی به دلیل توفیق الهی و افاضه حق تعالى به آن لیاقت و مقامات معنوی میرسند، ولی عبادت و نیایش پیوسته آنان از همه بیش تر و کامل است . این در واقع ثمر لیاقت و توفیقات الهی است.
شاید بتوان گفت که چون خداوند از ازل به توانایی و استعداد و تلاش این گونه انسان ها آگاهی داشته و می دانست که آن ها به هنگام رسیدن به رشد جسمی و فکری و...انسان های پیراسته ای خواهند بود و می توانند بار امانت الهی را به دوش کشند و در این راه هر گونه سختی و مشکلات را تحمل نمایند، از ابتدا آنان را برای مقامات خاص و ویژه برگزید و به آنان موهیت هایی خاص را عطا نمود.
سوم: نبوت موهبتی است و نه کسبی، یعنی کسی نمیتواند از راه ریاضتهای گوناگون و حتى عبادتهای بسیار به مقام نبوت برسد، بلکه نبوت موهبتی است که خداوند بر قلبهای پاک افاضه میکند . آن ها را برای هدایت بندگان خود مأمور میسازد. از این رو گرچه پیامبر از آغاز زندگی همواره در صدق، صفا، طهارت و عصمت و عبادت میکوشیده است، ولی نه برای آن که به مقام نبوت برسد، بلکه بر اساس فطرت توحیدی و نورانیت دل، خداوند را میپرستید. او را عبادت میکرد . با بندگان او مهربان و در رفتار خود راستکار بود . نبوت موهبت الهی بود که نصیب او شد . کارهای او نقشی در رسیدن به این مقام نداشت.
البته بر اساس آیات نورانی اول سوره مزمل عبادت پیوسته پیامبر به خصوص در شبها او را برای دریافت فیض وزین وحی آماده کرد . برای دریافت این فیض عظم مکلف بود که پیوسته شبها به عبادت بپردازد.(3) ولی نه برای رسیدن به نبوت، بلکه برای ایجاد ظرفیت وجودی و شرح صدر جهت دریافت حقیقت عظیمی که هر قلبی توان تحمل و دریافت آن را نداشت.
بنا بر آن چه در بار ه انبیا بیان شد در این گونه تصورات که در پرسش اشاره شده خوب است به این پند آموزنده ی آن عارف نامدار توجه شود که گفت :
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر
ب _ بر خلاف آن در پرسش اشاره شده، خداوند هیچ کسی را برای بد بودن بر نگزیده ،اما اینکه چرا خداوند آدمی را به گونهای نیافریده که نتواند مرتکب معصیت شود؟ باید گفت:
اولاً: اگر چنین می آفرید ، تازه در حد موجودات جامد مثل سنگ و درختان بود ، در حالی که خداوند آدمی را به عنوان مخلوق برتر آفریده است.
دوم: اگر انسان موجودی بود که امکان گناه در آن نباشد ، همانند موجوداتی مانند فرشتگان بود ؛ بنابراین نوع جداگانه ای محسوب نمی شد ، در حالی که فرشتگان پیش از انسان آفریده شده بودند . خداوند اراده فرمود که نوع دیگری جدای از فرشتگان در عالم دنیا خلق شود.
سوم : گرچه آدمی به گونهای خلق شده که از روی اراده و خواست خود عمل می کند ؛ می تواند معصیت کند و می تواند معصیت نکند، ولی خداوند متعال عقل و خرد را از درون و وحی آسمانی را از بیرون به عنوان دو نور افکن بسیار قدرتمند در اختیار آدمی قرار داد. پیامد اعمال نیک و بد را برای او کاملاً روشن ساخت . حقیقت را به گونهای برای او روشن ساخت که به آسانی می تواند از گناه و معصیت دوری نماید . خواست های غریزی و طبیعی خود را از طریق مشروع به طور کامل برآورده سازد.
بنابر این آدمی به گونهای آفریده شده که اگر بخواهد و اراده کند، به آسانی می تواند از ارتکاب گناه دوری نماید و گناه انجام ندهد، ولی مجبور به عدم ارتکاب گناه نشده ، چون این با حکمت الهی و فلسفه خلقت انسان که اختیار داشتن بود ، ناسازگار است ، چون فلسفه خلقت انسان تکامل اوست . تکامل از رهگذر عملهای ارادی و با اختیار تأمین می شود و نه از طریق جبر و عدم معصیت مجبورانه.
پینوشتها:
1. انعام (6) آیه 124.
2. مریم (19) آیه 30.
3. تفسیر نمونه، ج 25، ص 168،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران، بی تا.






