salam. ba tavajjoh be aye la ekraha feddin, chera baad az tahghigh nemitavan be dine digari gheyr az eslam geravid va chenin shakhsi mortad ast?

agar ye mosalman zadeh bekhahad dar morede dine khod tahghigh konad va be onvane mesal masihi shavad.pas chera dine mobine eslam chenin ejazei ra nemidahad va chenin fardi mortad ast?

پرسش: سلام. با توجه به آیه لا اکراه فی الدین، چرا بعد از تحقیق نمی‌توان به دین دیگری غیر از اسلام گروید و چنین شخصی‌ مرتد است؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
معمولا تفسیر درستی از این آیه(1) نمی شود و معنای آن به شکلی ناصحیح تلقی می گردد ؛ این آیه بیانگر حقیقتی معرفتی و به اصطلاح گزینه ای اخباری است ،نه دستوری ؛ یعنی خداوند در این آیه خبر می دهد که اجبار در دین ممکن و شدنی نیست . زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی ، قابلیت اجبار و تحمیل کردن یا اجباری شدن ندارد ؛ دین و اعتقاد مربوط به قلب و درون انسان است . حوزه درون و قلب و دل انسان اصلاً اجبار بردار نیست.
درست است که از نظر فقهى بچه‏هاى پدر و مادر مسلمان به تبعیت از والدین‏شان مسلمان هستند و از نظر حقوقى مسلمان محسوب مى‏شوند و از مزایاى اجتماعى در جامعه به عنوان یک مسلمان برخوردار هستند. اما این موضوع، غیر از اعتقاد به اسلام است. اعتقاد به اسلام، نمى‏تواند سنتى و تقلیدى باشد؛ بنابراین وقتى به مرحله رشد عقلى و تکلیف رسیدند، پذیرش اسلام‏شان باید به سبب دلیل باشد، نه از روى تبعیت. از این رو تمام مراجع تقلید در اول توضیح‏المسائل مى‏نویسند: تقلید در اصول دین جایز نیست.
بنابراین فرزندان مسلمانان، دین را خود انتخاب مى‏کنند. دین و ایمان به آن که یک اعتقاد قلبى و درونى است، ممکن نیست تحمیلى باشد.
در واقع از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند . خودشان سرنوشت خویش را رقم می زنند ؛ اسلام از راه های گوناگون می کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند . آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند و دین و آیین حق را برگزیند. این سخن قرآن است که می گوید:
«به آن بندگانی مژده باد که همه سخنان را می شنوند و بهترین را برمی گزینند».(2)
« و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است، پیروی کنید، گویند: نه، ما به همان راهی می رویم که پدران ما می رفتند. حتی اگر پدران شان بی خرد و گمراه بوده اند!»(3)
آیه اخیر، انسان ها را توبیخ می کند که چگونه به راه پدران و تقلید از آنان رفتند ، شاید پدران آن ها درک نمی کردند . پس تقلید در دین از نظر قرآن محکوم است. در روایات تصریح شده که تقلید در دین، نه فقط از پدر و مادر مردود است ، حتی تقلید در عقاید از شخصیت های بزرگ هم جایز نیست.(4)
البته این بدان معنا نیست که باید دینی غیر از دین پدران انتخاب نمود ، بلکه چه بسا راه و دین پدران حق باشد، اما در هر دو صورت باید با انتخاب و تحقیق خود انسان باشد.
آری آدمی با دقت و خردورزی می تواند راه و آیین حق ( که آیین اسلام است) را باور کند و آن را برگزیند.
اگر دین امری انتخابی است ، پس حکم ارتداد برای چیست؟
ارتداد اصلاً مسئله اعتقادی نیست ، بلکه یک موضوع سیاسی و اجتماعی است . برای فهم این که مسلمان می تواند به آئین دیگر در آید یا نه و موضوع ارتداد و شرایط آن چیست، باید خاستگاه وضع این حکم از دیدگاه قرآن بررسی شود. قرآن نقل می نماید:
"جمعی از اهل کتاب (یهود) گفتند (بروید ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز کافر شوید و (باز گردید) شاید آن‏ها (از دین خود) باز گردند".(5)
دوازده نفر از دانشمندان یهود خیبر و نقاط دیگر، نقشه‏ای ماهرانه برای متزلزل ساختن باور و ایمان بعضی از مؤمنان طرح نموده و با یکدیگر تبانی کردند که صبحگاهان خدمت پیامبر برسند و در ظاهر ایمان بیاورند، ولی در آخر روز از آیین برگردند. هنگامی که از علت کارشان سؤال شد بگویند: ما صفات محمّد را از نزدیک مشاهده کردیم و هنگامی که به کتب دینی خود مراجعه نموده یا با دانشمندان دینی خود مشورت کردیم، دیدیم صفات و روش او با آنچه در کتب ما است، تطبیق نمی کند و از این رو برگشتیم. این موضوع سبب می شود که عده‏ای بگویند این‏ها که به کتب آسمانی از ما آگاه ترند، لابد آنچه را گفته‏اند ،راست می گویند و به این وسیله ایمان مسلمانان متزلزل می گردد.(6)
مکر و نیرنگ کفار به وسیله خداوند آشکار گردید . خدا حدّ ارتداد را وضع نمود. باید توجه داشت که این ترفند مختص زمان رسول خدا(ص) نمی باشد، بلکه در همه زمان‏ها امکان اجرای آن وجود دارد.
اسلام با وضع چنین حکمی جلوی مفاسد احتمالی را (که برخی نیز به وقوع پیوسته) گرفته است که در زیر به نمونه هایی از این مفاسد اشاره می کنیم:
1- همه مسلمانان از نظر اعتقاد و ایمان درونی در سطح بالا نیستند، بلکه برخی افراد در ایمان شان سست هستند. این گونه تبلیغات، افراد سست ایمان را تحت تأثیر قرار می دهد . آن‏ها را از مسیر حق باز می دارد. حدّ و حکم شرعی ارتداد می تواند افراد را از انحراف باز دارد.
2- اگر اسلام جلوی این روند را نمی گرفت، نوعی جنگ روانی علیه دین صورت می گرفت . کفار با تبلیغات شدید علیه اسلام، علاوه بر این که مسلمانان را دلسرد می کردند، باعث دلسرد شدن افرادی که گرایش به اسلام داشتند می شدند.
3- مهم‏ترین مسئله ارتداد، پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن است.
در جامعه اسلامی که احکام و قوانین آن پایه برای رفتارهای فردی و اجتماعی و روابط خانوادگی می باشد، نیز تعیین کننده رفتار انسان‏ها با یکدیگر و ارزش‏های اخلاقی جامعه است، هر گونه اختلالی در ایمان و اعتقاد انسان‏ها با توجه به همسنگ نبودن آگاهی‏ها، در رفتارها تأثیر گذاشته ، پای بندی به احکام و قوانین دینی و اجتماعی را سست می کند ، نیز ارکان جامعه را مورد تهدید جدّی قرار می دهد.
همچنین گسترش افکار انحرافی در جامعه که توسط افراد مرتد ایجاد می شود، نیروی مسلمانان را از جهت کمّی و کیفی مورد تهدید قرار می دهد، از این جهت هر گونه برنامه ریزی بر اساس نیروهای اسلامی در جامعه، غیر ممکن خواهد بود.
با توجه به موارد بر شمرده مشخّص می شود حکم ارتداد، یک حکم اجتماعی و سیاسی است، هم چنین آنچه در روایات در مورد حکم ارتداد بیان شده، در زمانی است که انکار دین اسلام "جاحدانه " و مغرضانه باشد، یعنی شخصی به رغم حقانیّت دین اسلام، به جهت انگیزه‏های نادرست، از دین اسلام خارج شده و در مقابل آن موضع‏گیری نماید؛ بنابراین اگر کسی دین دیگری غیر از اسلام را (آن هم پس از بررسی و به دور از هر گونه دوستی و دشمنی و مشکلات دیگر) انتخاب نماید، این عقیده برای او محترم است، تا زمانی که به صورت موضع‏گیری در مقابل اسلام در نیاید ، یا به صورت سخنرانی و تحریک دیگران در مقابل اسلام جبهه گیری نکند.
حکم ارتداد در ادیان آسمانی دیگر نیز بیان شده ؛ طبیعی است که هر دینی برای پاسداری از کیان خود، راهکارهایی را برای وحدت پیروان اندیشیده باشد. همان گونه که دین یهود در زمان خود اجازه ارتداد نمی‏داد . با شدّت برخورد می‏کرد،(7) نیز در زمان حقانیت دین حضرت عیسی(ع) قانون ارتداد وجود داشت.(8)
آری پذیرش دین به عنوان یک مسئله فردی امری انتخابی است . انسان در انتخاب آن آزاد است. این نکته ای است که در قرآن نیز مورد تأیید و تأکید قرار گرفته ، اما انسان حق ندارد از آزادی سوءاستفاده کند . به بهانه آزادی، اعتقادات جامعه را مسخره نماید . امنیت فکری و فرهنگی اجتماع را متزلزل و مختل کند. حکم ارتداد برای چنین موردی است.
این سخن مورد پذیرش عقل و عرف است.
حال اگر فردی در خانواده مسلمان تشخیص داد دین اسلام بر حق نیست، می‏تواند دین دیگر را انتخاب کند، اما در جامعه‏ای که براساس اعتقادات و باورهای دینی، قوانین و رفتارهای اجتماعی و فردی، نیز گرایش ها و آرزوهای انسان‏ها و ارزش‏های اخلاقی شکل گرفته (که هر یک از این موارد کارکردهای بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد) حق ندارد در برابر دین و اعتقادات موضع‏گیری نموده و درصدد تخریب آن ها باشد، زیرا آثار نامطلوب در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد . باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد، بنابراین ارتداد از این جهت که افکار عمومی و ایمان مردم را متزلزل می‏کند، اظهار آن روا و شایسته نیست. با وجود یک سری شرایط، اسلام با مرتد برخورد می‏کند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنیت فکری و فرهنگی جامعه آسیبی وارد نکرد، به او کاری ندارند و عقیده‏اش نزد خودش محترم است.
این که خدا با او چگونه برخورد می‏کند، تنها خدا می‏داند که وی صداقت دارد یا از روی عناد و لجاجت به این عقیده روی آورده است. خداوند فردای قیامت بر پایه عدل و حکمت، با او رفتار خواهد کرد. برای اطلاع بیش تر در موضوع ارتداد، به کتاب احکام مرتد از دیدگاه اسلام و حقوق بشر، تألیف سیف الله صرامی مراجعه فرمایید. به همین خاطر دین حقیقی هر انسانی همان چیزی است که در اعماق قلب خود بدان پایبند است و آن را حق می داند و با عقل و جان خود به حقانیت آن رسیده است . اسلام همه افراد را به ضرورت رسیدن به چنین دینی تشویق نموده است . از هر نوع تقلید کورکورانه در اصول و مبانی معرفتی و دینی مذمت نموده است .
ارتداد اصلاً ارتباطی با حوزه اعتقاد فردی ندارد ، بلکه حقیقتی اجتماعی است ؛ به همین خاطر اولین شرط ارتداد ، اظهار ارتداد است . معنای دقیق تر آن موضع گیری در مقابل اسلام در جامعه است ؛ بنابراین مربوط به جامعه می شود و یک جرم اجتماعی و سیاسی در جامعه اسلامی است.

پى‏نوشت‏ها:
1. بقره (2) آیه 256.
2. زمر (39) آیه 18.
3. بقره ، آیه 170 ؛ مائده(5) آیه 104.
4. علامه مجلسي ، بحارالانوار، ج 23، ص 103 ، نشر الوفاء ،بيروت، 1404ق.
5. آل عمران (3) آیه 73.
6. تفسیر نمونه، ج 2، ص 466 ،نشر دارالكتب الاسلاميه ،بي تا.
7. کتاب مقدس، تورات، سفر تثنیه، فصل 13.
8.عهد جدید (انجیل)، نامه‏ای به مسیحیان عبرانی، بند 10.