من تازه به بلوغ رسیده بودم و مثل بقیه دوستام داشتم پا تو مسیر منحرف میذاشتم و داشتم کثیفکاری های زیادی انجام میدادم وضعیتم هرروز بدتر میشد تا اینکه با دختری آشنا شدم که برعکس من اصلا اهل این کارها نبود با هیچ پسری حرف نمیزد و با حیا و نجیب بود که تو این زمونه همچین کسی سخت پیدا میشه.
من خیلی تحت تاثیر اون قرار گرفتم.اینقدر از اون خوشم اومد که تمام کارهای ناپسند خودم رو ترک کردم و حتی انجام تکالیف کردم نماز خوندم و روزه گرفتم البته واسه خدا نه واسه رسیدن به اون.اما حالا میدونم که دوست داشتن اون یه هوسه ولی به هیچ وجه نمیتونم ازش دل بکنم هر کاری کردم نشد
حالا میخوام بدونم با این علاقه دارم گناه میکنم؟
و سوال دومم که مهمتره اینه:من همیشه واسش دعا میکنم که همین طور سالم و پاک بمونه چون هم وسیله هدایتم شد و هم خیلی دوستش دارم.آیا این کار تو محضر خدا کار شرم آوری واسه من نیست؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
اينكه گفته ايد كه خيلي از كارهاي ناپسند را كنار گذاشته ايد، بسيار جاي شكر از خداوند متعال را دارد. هم چنين دعا كردن شخصي براي شخص ديگر( مخصوصا اگر كمكي به او كرده باشد) بسيار خوب و پسنديده ، و از صفات انسان هاي با اخلاق است. اما اين مسئله مفاسد و خطراتي را هم مي تواند به همراه داشته باشد.
نیازهای عاطفی و غرایز دیگر در ایام جوانی، آدمی را به سوی «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق میدهد که البته طبیعی و غریزی است. آنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایی احساسات و پرهیز از خطرهایی است که ممکن است فرد را به گرفتاریهای مختلف روحی و جسمی دچار سازد.
مشکل شما یکی از مشکلات نسبتاً رایج و تا حدی پیچیده جوانان ما میباشد. این گونه روابط عاطفی تا زمانی که به عملکرد شما آسیبی نزند و به کاهش فعالیت شما منجر نگردد، تا حدی طبیعی است . وقتی این روابط عاطفی به صورت افراطی و فزاینده در میآیند ،کم کم رنگ و بوی اختلال پیدا میکنند، پس این گونه روابط که برخی با عنوان عشق از آن نام میبرند، وقتی باعث کاهش عملکرد فرد شود و زندگی او را دچار اختلال کند، فرد باید در پی درمان آن باشد.
مکانیزم عشق به علت گوناگونی آن تا حدی پیچیده و ناشناخته است ،ولی رگههای سه اختلال اضطراب ، وسواس فکری و افسردگی را تا حدودی در آن میتوان ردیابی کرد، هرچند هورمونهای جنسی و تحولات دوران بلوغ نقش بسزایی در آن دارند.
در هر صورت به چند نکته ذیل توجه فرمایید:
1.همه انسان ها نیازمند به محبت هستند . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند . این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهند و با احتیاط و دور اندیشی عمل نمایند. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه بگذرد ، خطر آفرین خواهد بود . به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام دوستی باید در چارچوب خاص قرار گیرد، زیرا اگر از آن خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جمله آن ها ضربه روحی و مشکلات عاطفی است . البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن ، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد .
2. هر چیزی که اضطراب احتمالی شما را پایین بیاورد( از جمله ورزش منظم و تفریحات سالم) بسیار مفید میباشد چرا که در افراد مضطرب شاهدیم که برای کاهش اضطراب خود به چیزی پناه میبرند و از آن کسب آرامش میکنند . در برخی موارد نسبت به آن شیء یا فرد شرطی میشوند.
3. عشق در برخی موارد رفتار وسواسی محسوب میشود، پس با از کار انداختن چرخة رفتار وسواسی کم کم و به تدریج این روند معیوب را از فرایند زندگیتان حذف کنید . ببینید که هیچ اتفاق خاصی نمی افتد . بدین منظور اگر مثل یک فرد وسواسی عادت دارید که هر هفته او را ببینید، فاصله بین وهلههای دیدارتان از هر هفته به دو هفته یک بار و به همین ترتیب فاصله وهلهها را افزایش دهید.
پس از موفقیت در این مرحله و به صفر رساندن دیدار (که البته سخت، ولي ممكن است) به ساحل آرامش دست خواهید یافت .پس هرچه که تداعی گر ایشان برای شما باشد، روز به روز بر کاهش عملکرد شما خواهد افزود. شک نکنید که ترک تدریجی دیدار و به صفر رساندن آن کلید طلایی این معضل بزرگ است.
4.سعی کنید معنای جدیدی برای زندگی خود بیابید . این فرد را تنها معنى زندگی خود ندانید . وابستگی شديد چیزی جز عمیقتر کردن مشكلات در شما ثمرة دیگری نخواهد داشت؛ پس با مطالعه کتب زندگی افراد موفق معنوی و رفاقت با افراد مستقل و غیر وابسته و همچنین یافتن معناهای اصیل زندگی (که از هر گونه افسردگی و وابستگی به دور است )زندگی مستقل عاطفی برای خود فراهم آورید.
5. همه انسان ها داراي نقاط ضعف و مشكلاتي هستند، دختر مورد نظر شما همين طور است، اما چون شما او را به درستي نمي شناسيد، او را بيش از حد واقعي، مثبت و عالي مي دانيد. چه بسا اگر از بعضي از اشكالات و خلق و خوي هاي ناپسند او از نزديك آشنا شويد، ذهنيت مثبت شما نسبت به او از بين خواهد رفت. واقعا دليل شكست خيلي از ازدواج هاي عشقي همين مطلب است. يعني دختر و پسر، وقتي كه با هم ازدواج مي كنند، تازه مي فهمند كه طرف مقابل شان، آن طور كه فكر مي كردند نيست. افراد با ضریب هوشی بالا و به ویژه افرادی که از هوش هیجانی سرشاری برخوردارند، همیشه معترفند که شناخت شان حتى نسبت به نزدیک ترین افراد پیرامون شان از جمله پدر و مادر با گذر زمان در حال تغییر و تحوّل است، چه رسد به شناخت شان نسبت به افرادی که آشناییشان به چند ساعت نمیرسد!
بايد نقاط ضعف و عیوب احتمالی او را بیش از پیش در ذهن تان پردازش کنید، آن را تا حد امکان برجسته نمایید . شأن خود را به دور از هر گونه شکسته نفسی، بالاتر از آن بدانید که به انسان های معمولی دلبستگی و عشق بوزرید ؛ و خود را گرفتار او بدانید. این عشق را متوجه موجودی کنید که هیچ عیب و نقصی ندارد و همیشه حاضر و ناظر و در کنار توست.
6. عشق و علاقه چنینی حتی در صورتی که به ازدواج ختم شود ، خوشایند و مورد توصیه نیست . آسیب هایی پنهانی دارد که تنها پس از ازدواج و فروکش کردن عشق و علاقه ها خود را نمایان می کند ، اما در موقعیت شما که حتی شرایط ازدواج نیز فراهم نیست ، این گونه علاقه و عشق اصلاً به صلاح نیست. چون نه هدف و آینده مثبتی برای آن قابل پیش بینی است و نه وضعیت فعلی آن مطلوب است. زیرا باعث اشتغال فکری شما می شود . چه بسا از موفقیت ها در درس و موقعیت های زندگی باز می دارد.
7. درصورت تشدید این حالات بیمار گونه حتماً به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنید . احتمالاً با بهبودی اختلالهای همراه عشق مثل اضطراب، افسردگی، وسواس فکری از طریق دارو درمانی ،مشکل شما تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
امیدواریم که عشق و علاقه را از یک دختر _ که طبعاً زیبایی جمال و کمال او ، تنها گوشه ای از زیبایی و جمال خدواند با عظمت است _ متوجه خداوند نمایید . عشق حقیقی و واقعی تنها سزاوار او است. دیگران هر چه باشند و از هر درجه زیبایی و کمال برخوردار باشند ، وجودات ناقص با هزاران عیب و نقص اند . موجود بی نقص تنها خدا است. این دختر هر چند که پاک و سالم باشد ،نقطه مثبت برای شما به شمار نمی آید . سعی کنید که پاکی و سالم بودن را در وجود خودتان از طریق مطالعه و ارتباط با مشاور ایجاد کنید. به سرعت از سرمایه گذاری یک طرفه و مبهم عاطفی نسبت به ایشان دست برداشته و به سرعت رابطه درونی و بیرونی خودتان را با ایشان با استفاده از راهکارهای بالا قطع کنید.
در صورت تمايل مي توانيد با شماره 09640 با مشاوران اين مركز تماس بگيريد و راهنمائي هاي بيش تري بگيريد.
موفق باشید .






