سلام ؛ شیطان چگونه وقتی از بهشت رانده شد و سجده به حضرت آدم نکرد توانست وارد بهشت شود و حضرت آدم را وسوسه کند؟ آیا کسی کمک به ورود شیطان کرد به بهشت ؟ چطور خداوند که ورود شیطان را منع کرده بود و به گفته احادیث و روایات نگهبانان بهشت فرشته ها هستند چطور فرشته ای که اراده انجام عمل خلاف را ندارد بر خلاف نظر خدا اجازه ورود شیطان را به بهشت داده است ؟ لطفا با سند معتبر و به ایمیل بنده ارسال کنید خیلی متشکرم می شوم ؟ ببخشید که سوال زیاد بود چون سوال چند نفر را اینجا آورده ام . یا علی .

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
شيطان يا همان ابليس ، رجيم و رانده شده است؛ چنان كه در قرآن در سوره حجر آیه 24 و سوره ص آیه 78، آمده :
«قال فاخرج فانّک رجیم ؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی».
معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملكوت رانده شده است و به يقين تا ابد هم در بهشت را ندارد.
پس اولا : شيطان قبلا در بهشت نبود؛ بلكه در درگاه الهي و در جمع مقربان درگاه خداوند بود در حالي كه بهشت جايگاه مؤمنان و بندگان مطيع خداوند در آخرت است و اخراج او به معناي اخراج از بهشت نيست.
اما در هر حال روشن است كه شيطان بعد از اين اخراج ديگر نمي توانست به بهشت راه يابد ، حال بايد پرسيد كه چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد؟
در پاسخ باید گفت: گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتي است، ولی مراد از بهشت محل سكونت آنها همان بهشت موعود نیست، زيرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد، اما سؤال اين است كه آن بهشت موقت و محل سكونت ايشان كجا بود و چه حقيقتي داشت؛ چند نظريه مطرح است:
1. باغ آسمانی :
بعضى از مفسرین معتقدند که: این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است. (1)
2. باغ زمینی :
برخى از مفسران نوشته‏اند كه: اين بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پايین بیايید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به زمین است ، چنان که جمله: « اهْبِطُوا مِصْراً» نیز هبوط به این معنى می باشد.
على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد:
از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند كه: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.(2)
3. بهشت برزخي:
عده ای نیز معتقدند که: منظور از این بهشت ، بهشت برزخی بوده ، نه بهشت زمینی دنیایی ؛ علامه طباطبائی در دفاع از این نظر و در توجیه روایاتی که این بهشت را دنیایی معرفی می کند. مانند روایت بالا می فرماید :
مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام‏ رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى این روایات آمده است که: آدم بر صفا، و حوا بر مروه هبوط کرد، و از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد ، پس در زمین بودن این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد . (3)
نتيجه:
به يقين بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمی‌باشد . آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. از سوی دیگر کسی که به جنه الخلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد؛ پس اين بهشت جايي بوده كه شيطان - كه مترصد اغواي انسان ها است - توانسته در آن موقعيت حاضر شده و به نوعي آدم عليه السلام را فريب دهد .

پی نوشت ها :
1. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
2. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم ، قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
3. آیت الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337. نشر موسسه اسراء قم .