نظام خلقت انسان و بشریت اگر به گونه ای باشد که به عنوان مثال نود درصد انسانها سعادت مند شوند و پس از مرگ وارد بهشت شوند و فقط ده درصدیا کمتر جهنمی شوند معقول و منطقی میباشد چون متناسب با هدف خلقت و بهرمند شدن از رحمت الهی و سعادت اخروی می باشد ولی به نظر می رسد نظامی که در ان زندگی می کنیم علی رغم 124 هزار پیامبر و 14 معصوم و کتاب های اسمانی و در دست بودن قران و گذشت صد ها سال از بعثت اخرین پیامبر ، اصلا و ابدا به ان هدف اصلی نزدیگ نشده است . درصد زیادی از انسانها دارای ادیانی غیر از اسلام هستند، هنوز عده بیشماری لاییک بی دین یا بت پرست هستند - در بین مسلمانان اکثر قریب به اتفاق مذهب غیر شیعی دارند و در بین شیعیان هم مسلما عده کثیری هستند که به دلایل مختلف جزء جهنمیان می باشند. اگر نگاه اجمالی به چند میلیارد جمعیت کره زمین و میلیاردها انسان در طول تاریخ داشته باشیم شاید کمتر از ده درصد انها معیار های سعادت اخروی را دارند و جزء مومنین واقعی محسوب می شوند
و بقیه که اکثر قریب به اتفاق می باشند یا جهنمی هستند یا وضعیت روشنی ندارند. ایا این وضعیت تناقض با هدف آفرینش که سعادت انسانها می باشد نیست و موجب زیر سوال رفتن وضعیت کلی نظام افرینش نمی شود ؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
نورافكني و درخشندگي و روشن كردن جهان و جهانيان، جزء ويژگي ذاتي و از اقتضائات وجودي آفتاب فروزان است، يعني خورشيد اگر نورافكني مي كند، به خاطر اقتضاي ذات اوست. حال موجودات چگونه و تا چه اندازه از آن استفاده مي كنند، مقصود بالعرض تابش نور خورشيد است و نه مقصود بالذات آن. با دقت و توجه در اين مثال درك مطلب تا حدودي آسان تر خواهد شد و مطلب به ذهن نزديك تر مي شود . خلقت و آفرينش و افاضه هستي، جزء اقتضاي ذاتي مبداء هستي بخش است . تكامل موجودات، مقصود بالعرض نظام خلقت است، با توجه به اين مقدمه به نكاتي اشاره مي شود:
1.گرچه هدف و مقصود بالعرض خلقت، تكامل پديده هاي عالم است. امّا هرگز نمي توان تكامل را در عالم خلقت تنها منحصر به يك نوع از مخلوقات به نام انسان دانست؛ خداوند در قرآن فرمود: «الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي(1)» در اين آيه بدين نكته اشاره شده كه خداوند به هر چيزي آفرينش ويژه اش را داده است . سپس آن را به سوي هدف آفرينش راهنمائي كرده است. روشن مي شود که خلقت همه موجودات براي رسيدن به کمالات آن ها است.(2)
البته ترديدي نيست كه هدف از آفرينش عالم، پديد آمدن آدمی است امّا بايد توجه داشت انساني كه هدف خلقت است ،وجود نازنين انسان كامل است.(3)
2. با توجه به مطلبي كه در نكتة اول مطرح شد ،اگر به دقت، حسابرسي شود به خوبي معلوم خواهد شد كه تعداد موجوداتي كه در عالم به كمال نوعي خود مي رسند ، از قبيل فرشتگان و ساير موجودات به مراتب بيش تر از موجوداتي هستند كه به كمال مطلوب خود نمي رسند.
3. گرچه از طريق عبادت و بندگي ممكن است تعداد زيادي به كمال نرسند، ولي بايد توجه داشت كه بسياري از مردم از روي جهل و ناداني از عبادت و بندگي خداوند سرپيچي مي كنند و از رسيدن به كمال محروم مي شوند. چنين افرادي بالاخره بعد از مدتي كيفر و چشيدن عذاب در برزخ و آخرت، بالاخره وارد بهشت مي شوند كه رسيدن به بهشت در واقع رسيدن به كمال مطلوب انسان ها است.
چه اين كه عده اي به خاطر شفاعت شافعان از عذاب نجات پيدا مي كنند و وارد بهشت مي شوند . در واقع به كمال مي رسند.(4) برخي از بزرگان در اين باره كه تكامل تنها اختصاص به دنيا ندارد ، بلكه بعد از آن در نشئه برزخ نيز جريان دارد مي گويند:
با بيرون رفتن از دار طبيعت، تجرد كامل حاصل نمي شود. بلكه در عالم برزخ نيز تکامل انسان حركت ادامه پيدا مي کند و لذا برخي با عبور از مراحلي رذائلشان زدوده مي شود و به کمال مي رسند.(5)
برخي از مردم به دليل دور بودن از معارف آسماني و شرايط زندگي نظير آنچه امروز در جهان غير مسلمان وجود دارد حقايق به گوش آن ها نرسيده، چنين افرادي نيز ممكن است به نحوي رحمت الهي نصيب شان شود و لااقل به جهنّم نروند و از طريقي به كمال مطلوب خود هدايت شوند چون آن هايي كه واقعاً قاصرند و نه مقصر خداوند با آنان معامله با گناهكاران را نمي کند . بر اساس معارف شيعي، افراد قاصر و مستضعف فكري بالاخره به كمال خود مي رسند و وارد جهنّم نمي شوند.(6)
تعداد افرادي كه به كمال مي رسند ، با افرادي كه هرگز به كمال نمي رسند و به طور دائم و تا ابد در جهنم باقي مي مانند، بيش تر خواهد بود . از آن جا كه جهنّم، نقص و رسيدن به بهشت كمال انسان است، در نتيجه كساني كه به كمال مي رسند ، از افرادي كه هرگز به كمال نمي رسند ،به مراتب بيش تر است.
4. در تحليل فلسفه خلقت نبايد عددي و به اصطلاح كمي حسابرسي كرد، بلكه از نظر كيفي و ارزشي بايد محاسبه نمود، يعني اگر در نظام خلقت تنها تعداد اندكي بتوانند به كمال برسند و به هدف متعالي خلقت كه همان قرب الهي است راه يابند، هدف آفرينش در واقع به خوبي تأمين شده و به تعبير پرسشگر، بازدهي كارخانه عظيم خلقت، بسيار بالا بوده و هدف خلقت حاصل شده است.
غير از حضرات معصومين و انبيا و اوليای الهي كه حساب آن ها جداست، اگر افرادي چون سلمان و ابوذر، مقداد، اويس قرني و كميل بن زياد نخعي، حبيب ابن مظاهر، حرّ، عباس، علي اكبر و زينب و زهير و ديگران كمال مطلوب و حقيقي رسيده اند، در واقع هدف خلقت در حد بسيار متعالي تحقق يافته و بازدهي كارخانه خلقت بسيار بوده است. چون به تعبير برخي بزرگان، بعضي افراد به اندازة يك ملت ارزش دارند.
در نتيجه از آنچه بيان شد، به خوبي معلوم گرديد كه اگر مجموع عالم خلقت را در نظر بگيريم ، از سوي ديگر تكامل در برزخ را نيز براي انسان ها در نظر بگيريم ، قاصران مستضعف فكري و فرهنگي را نيز مد نظر قرار دهيم ، كيفيت كار را هم در نظر بگيريم ، به اين نتيجه مي رسيم كه بازدهي كارخانه خلقت، بسيار بالا است.
جهت مطالعه بيش تر مراجعه كنيد به :
ناصر مكارم شيرازي، نمونه، ج 9، ص 24، ح 22، ص 389، نشر دارالكتب الاسلاميه تهران، 1379ش.
پي نوشت ها:
1. طه(20) آيه 5.
2. طباطبائي، شيعه در اسلام، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1348ش، ص 80.
3. صادقي اُرزگاني، آموزه هاي عرفاني از منظر امام علي ـ عليه السّلام ـ ، قم، نشر پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، 1384ش، ص 187.
4. مكارم شيرازي، پيام قرآن، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1377ش، ج 6، ص 522؛ صدرالمتالهين، اسفار، بيروت، نشر دار الاحياء التراث العربي، بي تا، ج 9، ص 375.
5. موسوي خميني، معاد از ديدگاه امام خميني(ره)، نشر مؤسسه آثار امام، 1378ش، ص 322.
6. مطهري، عدل الهي، تهران، نشر صدرا، بي تا، ص 357.






