من بت توجه به امید زیادیکه به رحمت و بخشش خداوند دارم متاسفانه از گناه کردن زیاد هراسی ندارم و پی در پی گناه و توبه میکنم و به اصطلاح امیدم به بخشش خدا مرا از خوف از خدا دورکرده است لطفا مرا راهنمایی فرمایید چه کنم تا از خدا بیشتر بترسم
پرسش: توجه به امید زیادیکه به رحمت و بخشش خداوند دارم متاسفانه از گناه کردن زیاد هراسی ندارم و پی در پی گناه و توبه میکنم و به اصطلاح امیدم به بخشش خدا مرا از خوف از خدا دورکرده است لطفا مرا راهنمایی فرمایید چه کنم تا از خدا بیشتر بترسم
پاسخ:با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
امور زیادی می تواند در خدا ترسی انسان موثر باشد :
1ـ گسترش و عمق بخشی به ایمان و معرفت :
بین خدا ترسی و آگاهی ارتباط تنگاتنگ است. هر چقدر معرفت انسان به خدا از عمق بیش تری برخوردار باشد، ترسش شدت بیش تری خواهد داشت. زیرا لازمه معرفتی که "خوف" را همراه دارد، افزایش تدریجی ایمان است. ایمان زمانی نهادینه می شود که با آگاهی و معرفت باشد. خشیت الهی در دل بنده بدون معرفت حاصل نمیگردد : "إنّما یخشی اللَّه مِن عباده العلماء؛ (از میان بندگانش) علما از خدا می ترسند ". (1)
البته مفهوم علم و معرفت و عالم و عارف قرآن با آن چه که در ذهن مردم است، تفاوت دارد. در منطق اسلام، آن گروه دانشمندند که نور علم تمام وجودشان را به نور خدا و ایمان و تقوا روشن ساخته و نسبت به وظایف شان احساس مسئولیت میکند.
امام صادق(ع) در تفسیر آیه ذکر شده میفرماید:"منظور از علما کسانی هستند که اعمال آنان هماهنگ با سخنان آنها باشد. کسی که گفتار و کردارش هماهنگ نباشد، عالم نیست". (2)
امام زین العابدین(ع) میفرماید: "فمن عرف الله خافه و حثّه الخوف علی العمل بطاعة الله؛ کسی که خدا را بشناسد، از او می ترسد. ترس او را به عمل و اطاعت فرمان خدا وادار میکند". سپس میفرماید: "ارباب علم و معرفت کسانی هستند که خدا را به خوبی شناخته اند و برای او عمل می کنند و به او عشق میورزند". (3)
2ـ تلاوت و آشنایی با قرآن و مفاهیم قرآنی :
تلاوت قرآن وقتی با درک معانی و معارف قرآن همراه می شود، وجدان خفته و فطرت حقیقت طلب و "خیرگرا" و "جمال جویی" انسان را تحت تأثیر شعاع نورانی خویش قرار می دهد و او را به "حقیقت مطلق" و "خیر مطلق" و "جمال مطلق" هدایت و راهنمایی می کند و بر "خوف و خشیت و خشوع" می افزاید.
قرآن کریم در این باره می فرماید: "و یخرّون للأذقان فیبکون و یزیدهم خشوعاً"(4) صاحبان دانش هنگامی که این آیات بر آن ها خوانده می شود، به زمین می افتند . بر خاک سجده می کنند و اشک می ریزند . هر زمان بر خوف و خشوع شان افزوده می شود.
3ـ خوف زمانی می تواند سرچشمه حرکت تکاملی و کمال جویانه انسان جهت دستیابی بر "مقصد نهایی" باشد که با امیدواری به لطف و رحمت بی پایان خداوند همراه باشد.
اگر بین ترس و امید به فضل و بخشش خدا، تعادل وجود نداشته باشد، به جای آن که پُل تکامل و تقرّب به سوی خدا گردد، عامل سقوط و انحراف از "صراط مستقیم" میشود و شخص خائف، اسیر دام شیطان و طعمه وی میشود.
4ـ عملگرایی:
خوفی که مبتنی بر معرفت و باعث افزایش و تقویت ایمان می گردد، نمی تواند با عمل همراه نباشد. امام زین العابدین(ع) می فرمایند: "علم و عمل دو دوست صمیمی اند. کسی که خدا را بشناسد، از او "می ترسد"، ترس او را به عمل و اطاعت فرمان خدا، وادار می کند. "(5)
5- اعمال ناپاک و گناهان بندگان:
خدا همچنان که به بندگان مؤمن خویش وعده بهشت را داده، به گناهکاران و بدکاران وعده عذاب داده است. پس گناهکار از این جهت که عذاب الهی در انتظار او است، خائف است.
6- درک مقام الوهیت :
در قرآن وارد شده که " امّا من خاف مقام ربّه. . . . . . ؛ پس آن که بیم داشت از مقام پروردگارش" جای او بهشت خواهد بود. (6)
در اولیا (پیامبران و امامان و صالحان) نیز خوف الهی وجود دارد تا بدان جا که در حال نماز، بدن مبارک شان به لرزه میافتاد. نیمه شب ها از خوف خدا گریسته و به حالت غش می افتادند. این حالت بدین خاطر است که به جهت درک عظمت الهی، خود را حقیر و کوچک احساس کرده و دچار خشیت و خوف می گردند، یا بدین جهت است که همیشه دغدغه دارند حق عبودیت و بندگی را به انجام نرسانند.
پی نوشت ها:
1. فاطر (35) آیه 26.
2. تفسیر نمونه، ج 18، ص 24.
3. همان.
4. اسراء (17) آیه 109.
5. تفسیر نمونه، ج 18، ص 8 ـ 247.
6. نازعات (79) آیه 41.






