چرا باید مذهب داشت آیاحرف دین ومذهب این نیست که خداوندی یکتا را بپرستید وراستگو باشید وزکات دهید وانفاق کنیدو... من در طریقتی کارمیکنم که تمامی اهداف تمامی ادیان وفرامین خداوند در آن طریقت وجود دارد به بهترین شکلش ولی نماز را به صورت دیگری وهمواره در طی روز میخوانند وواقعا بی نقص است بهتر بگویم چکیده تمامی ادیان است .آیا باز هم نیاز به دین دارم؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
پاسخ نيازمند به توجه نكاتي مي باشد:
1- خدا بی نیاز از عبادات بندگان خود مي باشد ، چرا كه اگر نياز در او راه يابد ،دليل بر نقص او خواهد بود. موجود ناقص نمي تواند خداي قابل و لايق پرستش باشد.
بنابراين هدف از عبادت و تدين به دين الهي ،رفع نياز خدا به پرستش بندگان خود نيست كه مثلا به وسيله عبادت آن ها نياز و احساس معبود بودن را برطرف نمايد. هر آنچه كه از فوائد براي دين و شريعت الهي مترتب است، بازگشت به بنده دارد . اوست كه نيازهايش را به وسيله عبادات ديني برطرف مي سازد. همان گونه كه خداي متعال نيز تصريح به اين مطلب مي كند:
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد؛
اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد .تنها خداوند است كه بىنياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است. (1)
نيز مي فرمايد : ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَك؛
آرى، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مىشويد. بعضى از شما بخل مىورزند . هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است . خداوند بىنياز است و شما همه نيازمنديد . هر گاه سرپيچى كنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مىآورد. پس آن ها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مىكنند).(2)
2-اصلي ترين عامل التزام به دستورات خدا و عمل به واجبات و ترك محرمات ، داشتن روحيه تسليم در مقابل خداي خالق جهان و انسان است . يكي از مهم ترين اهداف قبول دين الهي و عمل به آن، تكامل اين روحيه و تقويت نگاه تسليمي در برابر خداي عظيم است. بنابراين اگر انسان در مقابل دستور خدا براي انجام عملي و ترك رفتاري ، نظر و ديدگاه خود را قرار دهد و بگويد: به نظر من اين عمل بهتر از دستور خدا است و يا كيفيت اين عمل به اين صورت باشد ، برخلاف كيفيتي كه خدا دستور داده است ،بهتر خواهد بود ، اولين اشكالي كه به وجود مي آيد، از دست دادن روحيه تسليم و تعبد مي باشد. در اين حالت انسان به نظر خود عمل كرده و از دستور نظر و نفس خود تبيعت كرده است ،نه دستور خدا و اين نوعي شريك كردن خود با خدا است و حقيقتي شرك آلود و كفر آميز دارد.
خدا مي فرمايد : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب؛
دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود . هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مىرسد زيرا) خداوند، سريع الحساب است.(3)
در مورد كساني كه با نظر خود راه ديگري غير از آنچه را كه خدا براي هدايت تعيين فرموده انتخاب كرده و طي مي كنند و آن را صحيح مي پندارند مي فرمايد :
« أَ فَغَيرَْ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ*
قُلْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتىَِ مُوسىَ وَ عِيسىَ وَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَْ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ*
وَ مَن يَبْتَغِ غَيرَْ الْاسْلَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فىِ الاَْخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ*
كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانهِِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ*
أُوْلَئكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ*
خَالِدِينَ فِيهَا لَا يخَُفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لَا هُمْ يُنظَرُونَ*
إِلَّا الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَالِكَ وَ أَصْلَحُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم؛
آيا آن ها غير از آيين خدا مىطلبند؟! (آيين او همين اسلام است) . تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند. همه به سوى او بازگردانده مىشوند.
بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است. ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمىگذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.
هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است.
چگونه خداوند جمعيّتى را هدايت مىكند كه بعد از ايمان و گواهى به حقّانيّت رسول و آمدن نشانههاى روشن براى آن ها، كافر شدند؟! خدا، جمعيّت ستمكاران را هدايت نخواهد كرد!
كيفر آن ها، اين است كه لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگى بر آن هاست.
همواره در اين لعن (و طرد و نفرين) مىمانند. مجازات شان تخفيف نمىيابد و به آن ها مهلت داده نمىشود.
مگر كسانى كه پس از آن، توبه كنند و اصلاح نمايند (و در مقام جبران گناهان گذشته برآيند، كه توبه آن ها پذيرفته خواهد شد) زيرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (4)
3- يكي از اهداف اعتقاد داشتن به دين صحيح و نيز يكي از عوامل حكم عقل براي به دست آوردن دين صحيح و آنچه كه ما را واقعا به سرمنزل مقصود برساند، از بين تمامي راه هائي كه مكاتب و فرقه هاي مختلف بشري بر سر راه انسان مي گذارند، اين است كه انسان به برنامه اي بي نقص و اشكال ، براي پاسخگوئي به نيازهاي وجودي خود دست پيدا كند.
صحيح و كامل و بي نقص بودن دين را چه كسي مي تواند تشخيص دهد ؟ آيا انسان خود مي تواند متولي اين امر شود ؟ اگر پاسخ آري است ، بايد به سوال هاي ديگر نيز پاسخ دهد. آيا انسان شناخت كامل از خود و جهان پيرامون خود دارد ؟ آيا انسان مي تواند تمام ابعاد رابطه خود با خود ، رابطه خود با ديگران و رابطه خود با خدا را تشخيص دهد و بهترين گزينه را كه بهترين و كامل ترين برنامه را براي اين ارتباطات به دست دهد ، تشخيص دهد ؟
آيا مي تواند برنامه اي كامل تنظيم كند كه علاوه بر سعادت دنيوي ، سعادت اخروي او را نيز تامين كند در حالي كه اطلاعات زيادي در مورد عالم آخرت ندارد؟
اين ها سوالاتي است كه پيش روي انسان قرار دارد . به اعتراف دانشمندان و تجربه اي كه از عملكرد آن ها تا به حال به دست آمده ، پاسخ سوالات منفي است.
اگر انسان سري به نظريه هاي مختلف روانشناختي در حوزه علم روانشناسي و انسان شناسي ، بزند ،با انبوه نظريه هاي مختلف در باره تعريف انسان كه بسياري از آن ها متناقض با يكديگر مي باشند و يكي ديگري را نفي مي كند ،مواجه مي شود . علمي كه از تعريف انسان _كه لازمه ورود به شناخت او مي باشد_ به صورت صحيح و كامل درمانده است، چگونه مي تواند مدعي شناخت ابعاد گوناگون انسان گردد ؟ شناختي كه به صورت صحيح و كامل به نحوي كه كم ترين نقصي به آن وارد نباشد و هيچ بعدي از ابعاد وجودي او را مورد غفلت قرار نداده باشد.
بسيار اتفاق مي افتد كه انسان كار ، يا چيزي را براي خود و زندگي خود و ديگران خير و مفيد مي داند، ولي با گذشت زمان حقيقت شر آن ظاهر مي شود . برعكس بسيار اتفاق مي افتد كه كار يا چيزي را مضر و يا بي فائده مي انگارد اما با گذشت زمان متوجه اشتباه خود در اين مورد مي شود. البته گاه هيچ وقت متوجه اشتباه خود هم نمي شود.
همين ضرورت هاست كه انسان را به اين نتيجه مي رساند كه نياز خود به دين را از طريق موجودي برطرف كند كه آن موجود شناخت كامل و بدون نقصي هم به انسان و هم به ابعاد وجودي و حياتي او دارد و مي تواند بهترين برنامه را براي تنظيم آن روابط ارائه دهد. اين موجود ، موجودي نيست مگر خالق انسان.
در همين راستا است كه ضرورت وجود انبيا يعني انسان هائي كه برنامه كامل طراحي شده از جانب خالق را براي انسان ها مي آورند ، احساس مي شود.
4- خوبي و بدي كار يا چيزي گاهي اوقات ذاتي است . انسان با كمي تلاش مي تواند به خوبي يا بدي آن پي ببرد . گاهي نيز خوبي و بدي كاري يا چيزي في حد نفسه نيست ،بلكه در ارتباط با كارها يا چيزهاي ديگر خوب يا بد به حساب مي آيد. ظلم كردن به كسي في حد نفسه بد است . هر كاري كه ظلم باشد، بد محسوب مي شود. روزه گرفتن في حد نفسه نه خوب است و نه بد. بلكه روزه گرفتن وقتي در مجموعه و بسته اعتقادي و عملي اسلام قرار مي گيرد و با توجه به جهان بيني خاص و اعتقادي خاص اسلام ، داراي خوبي و حسن مي شود . اگر در اين مجموعه و بسته قرار نگيرد، خوبي و حسن را نخواهد داشت . شايد برعكس تبديل به شر بشود.
پس علاوه بر اينكه ما در تشخيص نيازهاي حقيقي از غير حقيقي زندگي دنيوي و اخروي خود و نيز تشخيص آنچه كه براي رفع نيازها مفيد مي باشد ، محتاج مراجعه به آگاه ترين موجود به انسان و ابعاد وجودي و حياتي او يعني خالق انسان ، مي باشيم ،در تعيين روابط امور با يكديگر نيز محتاج به خالق مي باشيم. ما نمي دانيم كه اگر نماز را به چه نحوي بخوانيم و كي و كجا بخوانيم ، مفيد خواهد بود و رفع كننده نيازي از نيازهاي انساني مي باشد ؛ چون نه شناخت «كامل» از خودمان داريم ،نه از نيازهاي مان و نه از بهترين امري كه مي تواند رفع كننده نيازها به صورت صحيح و كامل باشد ،بدون اينكه عوارض سوئي را متوجه ما كند.
با توجه به نكات گفته شده ، به چه دليل آن موردي كه طريقت مورد نظر شما در مجموعه خوب ها آورده است ،در نسبت با ديگر اجزاي مجموعه ، خوب و رفع كننده نياز انسان مي باشد؟
فرض بگيريد شخصي مي خواهد قدرتمند ترين دستگاه كامپيوتري را از قطعات موجود كامپيوتر هاي مختلف جمع آوري كند . آيا هر قطعه اي كه در يك سيستم خوب جواب داده و براي آن سيستم بهترين گزينه است و سازگار با آن مي باشد ، لزوما با هر سيستم ديگري سازگار خواهد بود و در كنار قطعات ديگر ( هر چند كه آن ها هم خيلي خوب باشند ) درست كار خواهد كرد؟
قطعه اي به تنهائي يا در نسبت با ديگر قطعات در يك سيستم خاص خوب جواب مي دهد، ولي معنايش اين نيست كه اگر قطعه هاي خوب ديگر سيستم ها را كه آن ها هم در سيستم خود خوب جواب مي دهند ،در كنار اين قطعه قرار دهيم، به همان خوبي گذشته جواب خواهد داد. بلكه ممكن است با آن ها ناسازگار بوده و نتيجه عكس دهد.
تعيين سازگاري و يا عدم سازگاري و تعيين روابط صحيح از غير صحيح قطعه اي از يك سيستم با قطعات ديگر آن سيستم به عهده سازنده و خالق آن سيستم است . او بهترين رابطه را مي تواند بين آن قطعات ايجاد كند.
در مورد دين نيز وضعيت همين گونه است. نماز در اسلام با پشتوانه جهان بيني اسلامي و در كنار قطعات و اجزاي ديگر مجموعه دين اسلام جواب گوي نيازهاي روحي و معنوي و اجتماعي انسان ها است . اگر با جهان بيني ديگر و در كنار اجزاي ديگر قرار گيرد ، كاركرد صحيح خود را از دست مي دهد و شايد تبديل به ضد ارزش نيز بشود.
مگر نه اين است كه بسيار بودند افرادي كه نماز مي خواندند و شايد بهترين نماز ها را هم مي خواندند ،ولي به خاطر رعايت نكردن جنبه هاي ديگر دين و رعايت نكردن روابط بين آن ها از جاده هدايت منحرف شدند و نمازشان سودي به حال شان نبخشيد ؟
خداي متعال توجه به اين روابط را ضروري مي داند . عدم رعايت آن ها را موجب از بين رفتن فائده آن ها و نيز بين برنده اثر شان مي داند.
ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ؛
مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند، در حالى كه به كفر خويش گواهى مىدهند! آن ها اعمال شان نابود (و بىارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند. (5)
چه كسي در خوبي آباد كردن خانه خدا شك دارد ؟ ولي همين عمل را خداي متعال از مشركان قبول نمي كند و آن را عملي بي ارزش مي شمارد. آباد كردن مسجد زماني ارزش است كه اعتقاد صحيح به صاحب مسجد وجود داشته باشد . هدف از آن تقويت ايمان صحيح به خدا باشد. نگاه مشركانه به خدا باعث حبط و از بين رفتن اثر عمل آباد سازي خانه خدا مي شود . اتفاقا تبديل به ضد ارزش نيز مي شود.
« فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ *الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ*الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ*وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ؛
پس واى بر نمازگزارانى كه ...*در نماز خود سهلانگارى مىكنند.همان كسانى كه ريا مىكنند و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مىنمايند!(6)
يكي از بالاترين اعمال كه نماز است در كنار ديگر اعمال مهم و قابل اعتنا و ارزشمند است . اگر آن شرائط ديگر كه در مجموعه دين اسلام قابل تحقق است ،در كنار نماز قرار نگيرد، آن عمل باطل و از ارزش خود دور خواهد ماند.
نماز خوارج شايد با توجه ترين و سوزناك ترين نمازهاي بين امت بود، ولي چون پشتوانه ولايت را كه مهم ترين جزء دين مي باشد نداشت و رابطه صحيحي با آن برقرار نكرده بود، باعث انحراف آن ها و خروج از مسير صحيح انساني شد.
بنابراين ما نه فقط در تشخيص قطعات خوب براي يك دين محتاج هدايت الهي هستيم ، چرا كه او خالق ما است، بلكه در شناخت روابط بين آن قطعات و اجزا نيز محتاج به هدايت مي باشيم . نمي توانيم خودمان به تنهائي و با شناخت هاي ناقص و گاه غلط انساني و بشري خود بهترين رابطه را بين آن ها برقرار كنيم.
با گلچين كردن قطعات خوب از اديان مختلف نمي توان به نتيجه عالي و متعالي رسيد ، چرا كه همان گونه كه گفته شد، كنار هم چيده شدن قطعات خوب دليل بر به دست آوردن مجموعه خوب نمي باشد . براي دسترسي به اين مقصود بايد به هدايت الهي كه دين كامل اسلام است ،چنگ زد.
در طریقتی که جنابعالی وارد شده اید ،در نماز تغییراتی ایجاد کرده اند! ممکن است افراد و طریقت های دیگر در اعمال عبادی دیگر تغییراتی ایجاد کنند ( که این اتفاق هم افتاده) با این وجود چیزی از دین(یا به قول شما طریقت) باقی می ماند یا اینکه انتخاب راه و مسیر سلیقه ای می شود؟!
پي نوشت :
1. فاطر(35) آيه 15.
2. محمد (47) آيه 38.
3. آل عمران (3) آيه 19.
4. همان ، آيات 83-89.
5. توبه (9) آيه 17.
6. ماعون (107) آيات 4-7.






