برای من ثبوت کنید که عیسآ پسر خداوند نیست البته از ظری فکری نه از قران
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
در مورد اين كه مسيح پسر خدا است ،بايد گفت: منظور از پسر بودن چيست ؟ اگر منظور این است كه اين انسان نتيجه توالد و تناسل خداوند بوده و فرزند طبيعي او محسوب مي شود ، چنان كه هر موجود ديگري مي تواند صاحب فرزند گردد ، بديهي است كه انسان عاقلي چنين ادعايي را مطرح نمي نمايد ، زيرا خداوند از قبيل جسم و جسمانيات نيست تا ازدواج كند و ... ؛ به هر حال از جنبه هاي گوناگون عقلي اين تصور ناشايست و غير قابل قبول است .
اما اگر منظور از پسر بودن آن است كه معلول او و نتيجه اراده و قدرت اوست كه در اين صورت اين امر انحصار در مسيح ندارد .همه موجودات كلمه و نشانه و معلول و نتيجه قدرت و اراده خداوند محسوب مي شوند ؛ در نتيجه بايد به طور دقيق روشن كنيد كه منظور از پسر بودن مسيح براي خداوند چيست تا در رد يا قبول آن اقامه دليل نماييم ، هرچند از نظر منطق و عقل دليل بر عهده كسي است كه ادعايي را مطرح مي نمايد . در نتيجه مدعي فرزند بودن عيسي بايد براي ادعايش دليل بياورد .
در هر حال از آن جا كه به نظر مي ريد سخن شما در مورد ادعاي مسيحيان در اين خصوص است ، به همين مساله پرداخته ،توضيح مي دهيم :
در مورد بطلان فرزند بودن مسیح برای خداوند و قرار گرفتن خود در مجموعه سه خدا بايد گفت:
اولا چگونه خداى نامحدود، به صورت جسمي که از هر نظر محدود است، در آمد و خداى نامحدود و محیط بر همه عوامل، در فلسطین محدود، به دست یهودیان مصلوب و مقتول گردید؟ تکلیف این جهان و همه موجودات ممکن الوجود، تا زنده شدن وى چگونه بود که هیچ اختلالى در دستگاه آفرینش پدید نیامد؟ این ها و ده ها سؤال دیگر در مورد تثلیث کلیسا وجود دارد که با نگاهی اجمالی به آن ها انسان به بطلان وبی اساسی آن پى مى برد.(1)
به علاوه اشکالات عدیده اي در متون مسیحیان بر خدا بودن حضرت عیسی وجود دارد، همانند اشکالی که امام رضا علیه السلام در مناظره با عالم مسيحي فرمودند. در روایت آمده است که در مناظرات بین حضرت رضا (ع) با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی )، امام ابراز داشت: عیسی (ع) همه چیزش خوب بود، تنها یک عیب داشت و آن این است که عبادت چندانی نداشت.
مرد مسیحی برآشفت و به امام گفت: چه اشتباه بزرگی مرتکب شدهای ؟! اتفاقاً او از عابدترین مردم بود،
امام فوراً فرمود: او چه کسی را عبادت میکرد؟ آیا کسی جز خدا را میپرستید؟ بنابراین به اعتراف خودت مسیح بنده و مخلوق و عبادت کننده خدا بود، نه معبود و خدا!
مرد مسیحی خاموش شد و پاسخی نداشت.(2)
یعنی اگر شخصیت پسر( عیسی)، خداست، پس چرا پسر، شخصیت پدر را عبادت مى کند ؟ خداى مساوى که نباید یکى به دیگرى دست نیاز دراز کرده و همدیگر را بپرستند؟
البته در خصوص رواج این عقیده شاید یک دلیل استدلال برخی به تولد حضرت عیسی (ع) از مریم باکره باشد، و از این جهت به او خدا و پسر خدا لقب داده اند. در این باره قرآن میگوید: این تمسک درست نیست، چرا که اگر بدون پدر بودن دلیل بر خدایی کسی باشد، میبایست آدم ابوالبشر را نیز خدا بدانید. قرآن میگوید: «ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب؛ همانا خلقت عیسی نزد خدا مانند خلقت آدم است که او را از خاک آفرید.» (3).
البته اين دو دليل اگر چه از قرآن و روايت اخذ شده، اما كاملا جنبه عقلي دارد و پاسخ نقلي محسوب نمي شود .
اعتقاد به الوهیت حضرت عیسی (ع)یک حقیقت ثابت و قطعی در بین همه مسیحیان نبوده و نیست ،بلکه در حقیقت تحریف و انحرافی است که توسط پولس رسول در دین مسیحیت رخ داده است.
پولس ابتدا یکی از یهودیان و از مخالفان سرسخت مسیحیان بود.در ابتدا به شکنجه و قتل مسیحیان مبادرت ورزید، بعداً به دین حضرت مسیح گروید و از مبلّغان و مروّجان پر قدرت و زبردست مسیحیت شد.
او با تأثیر پذیری از عقاید رومیان مبنی بر فرزند داشتن خدا، نیز با تأثیر پذیری از افکار مشرکان و عرب جاهلی مبنی بر دختر داشتن خدا و با تقلید از آنان مدعی شد که حضرت عیسی پسر خدا است! او میگوید: عیسای مسیح موجودی آسمانی است که از طبیعت الهی بهره مند است، ولی خود را تنزل داد و لباس بشری پوشید و سپس به آسمان رفت.
در هر حال رفته رفته در دعواها و شوراهایی که برای رفع دعواها تشکیل میشد، اعتقادات پولس غالب میشد، که تا امروز این دعوا بین عالمان مسیحی وجود دارد و نظریه غالب همان عقاید پولس است. آنان از یک سو خود را موحد میدانند و از سوی دیگر به تثلیث و الوهیت عیسی معتقدند.(4)(5) البته مبحث تثليث و مشكلات آن بحث مفصلي است كه در اين مجال نمي گنجد.
این مشکل و ناهمگونی در اعتقادات مسیحی همواره باعث چالش شده تا جایی که ابراز داشته اند: این سخن از جنبه عقلانی و منطقی بی بهره است . تنها از جنبة تعبدی آن را باید پذیرفت. این اعتقاد در حوزه ایمان است، نه عقل و استدلال. یعنی این عقیده به اعتقاد خود منطقیان با دلیل و منطق اثبات شدنی نیست.
پینوشتها:
1. منشور جاوید، ج2، ص 213ـ 216.
2. تفسیر نمونه، ج4، ص 231 و 232.
3. آل عمران (3) آیه 59 .
4. جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ص 608 به بعد.
5. عبدالله مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج2، ص 693 به بعد.






