باسلام تحیات الهی
میدونم سوال پیش پا افتاده ایه ولی میخواستم بدونم چرا ما مسلمونا هنگام دعا دستهامونو رو به اسمان بر افراشته میکنیم؟
چرا مسیحیان هنگام دعا دستهایشان را برهم قفل میکنند؟
چرا هندیان دو کف دست را برهم میچسبانند؟
اگر یک مسلمان بخواهد هنگام نیایش دست هایش را مانند مسیحیان بر هم قفل کند گناه است؟چرا؟
اگر ناگاهیک مسلمان مانند مسیحیان صلیب کند اشکال دارد>یعنی مثل اونها که هنگام عبادت که برخود صلیب میکشند، نماد صلیب رو بکشه چی میشه؟
ممنون میشم به تک تک سوالات جواب دهید متشکرم.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
از بين خواستن‏ها ، ذليلانه‏ترين نوع آن ،کشیدن دست مي‏باشد. فقيري كه دستش را دراز مي‏كند، از همه چيز خود گذشته، از شخصيت و آبروي خود گذشته و آن قدر خود را كوچك شمرده تا توانسته دستش را دراز كند . انسان كه فقیر مطلق است، وقتي در مقابل خداوندي قرار مي‏گيرد كه غناي مطلق است، بايد ذليلانه‏ترين شيوه درخواست را به كار ببرد و دست‏ها را به طرف خداوند به بالا ببرد و درخواست خود را مطرح كند; اما چرا به طرف بالا؟ مگر خداوند در همه جا حضور ندارد؟
حالت روحي رواني انسان همچنين ادبيات بشري طوري است كه چيزهاي نفيس و معنوي را به بالا نسبت مي‏دهد . از بالا تقاضا مي‏كند . كساني كه مقام عالي تري دارند، بالا دست قرار مي‏گيرند. سر انسان كه محل درك و شعور و جاي عقل او است و مركز فرماندهي بدن است ، در بالاترين نقطه بدن قرار دارد. از آسمان است كه به زمين مي‏بارد، رزق و روزي ما در زمين از طرف آسمان جاري مي‏شود. همين سوال از حضرت علي(ع) شد و حضرت هم جوابي به اندازه فهم سائل بدين مضمون فرمود:
وقتي از نماز فارغ شديد ،دستان تان را به طرف آسمان بالا ببريد و دعا كنيد.
شخصی سوال كرد: مگر خداوند در همه مكان‏ها نيست؟
حضرت فرمود درست است.
پرسید: پس چرا دست مان را به طرف آسمان بالاببريم؟
حضرت فرمود: آيا قرآن را نخوانده‏ايد كه فرمود:
رزق شما و آنچه وعده داده شده‏ايد در آسمان است .پس از كجا بايد رزق را طلب كرد؟ بايد از موضع و جاي رزق و آنچه كه خداوند وعده كرده، طلب نمود كه آسمان است. (1).
اگر مسلمان با دست قفل کردن بخواهد خود را شبیه مسیحیان کند، تشبه به مسیحیت اشکال دارد ،از این رو فقها گفته اند :
صليب‌چون نشانه مسيحيت است‌، از اين جهت كه انسان مسلمان‌، خود را به آن‌ها شبيه مي‌كند، اشكال دارد و حرام است‌.(2‌)
پی نوشت ها :
1. الشيخ الصدوق، علل الشرايع، مكتبة الداوري ، قم، ج2 ،ص344.
2.استفتائات امام خميني‌، دفتر انتشارات اسلامي، ج 1، ص 142 ـ 143.