سلام . چگونه نمازم را هميشه بخوانم و تقويت كنم؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز!
بعضی از عوامل که موجب سستی و ترک نماز می‌شود، عبارتند از:
1. عدم آشنایی به فلسفه و حقیقت نماز:
اين عامل مهم ترین عامل سستی در نماز و ارتباط با خدا است. آنچه که موجب می‏گردد برخی از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. برخی چنین می‏پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می‏کند که البته خیالی واهی است. خداوند نیازی به هیچ مخلوقی ندارد.
2. تنبلی و سستی و تن پروری:
عادت به سستی و از زیر بار مسئولیت‌ها در رفتن، باعث می‌شود که جوان برای خواندن نماز بی اهمیت باشد.
3. مسامحه و سهل انگاری:
در بعضی از کارها مسامحه و سهل انگاري دامنگیر جوانان است؛ در مسئله ای مانند: نماز و عبادت خدا نیز وجود دارد.
جوانان باید این روحیه وحالات را در تمام کارها از خود دور کنند و به مسئولیت‌های اجتماعی و فردی خود اهمیت دهند.
پدران و مادرانی که به نماز اهمیتی نمی‌دهند، یا آن را با سستی و تنبلی، خارج از وقت فضیلت انجام می‌دهند، نمی‌توانند از فرزندان خود انتظار داشته باشند که برای نماز اهمیتی خاص قائل شوند.
4. عدم شناخت آثار سبک شمردن نماز:
اگر افراد به اهمیت نماز آگاه شوند و بدانند نماز ستون دین و بازدارنده از فحشا و منکرات است و سستی در انجام نماز، چه پیامدهایی دارد، قطعاً سستی نخواهند کرد.
پیامبر (ص) فرمود: «چیزی که مسلمان را کافر می‌کند، ترک عمدی نماز واجب است، یا خوار و سبک شمردن و به جا نیاوردن آن. فاصله ای بین ایمان و کفر وجود ندارد جز به ترک نماز». (1)
کسی که نماز را سبک شمرد، به تدریج آن را ترک خواهد کرد. ترک نماز دلیلی جز سبک شمردن دین و مسخره کردن آیین ندارد.
امام صادق (ع) هنگام وفاتش فرمود: «به شفاعت ما اهل بیت نمی‌رسد، کسی که نمازش را سبک شمرد». (2)
- عوامل اصلي تداوم نمازخواندن:
1. شناخت اهمیت نماز:
نماز از نظر اسلام اهمیت ویژه ای دارد؛ تا آن جا که ترک نماز از گناهان کبیره به حساب آمده است. (3)
پیامبر فرمود: «از ما نیست کسی که نماز را خوار شمارد» . (4)
نماز است سرخط آزادگی -دوای غم و درد دل مردگی(5)
نماز عامل مهمی در تزکیه روح و درون انسان است و اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستی در آن به شمار می‌آید.
انسان بر اساس فطرت خود، همواره به سوی چیزی که برایش اهمیت دارد، توجه و اهتمام می‌کند. اگر برای انسان، امری، مهم و ضروری جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقیقت نماز و این که نماز جزء نیازهاي ما است، جزء زندگی و حیات ما است و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلّی می‌کند، باعث می‌شود انسان با شوق بیشتری به اقامة نماز بپردازد و از سستی در نماز و یا ترک آن خودداری نماید.
کسی که نماز را سربار خود و صرفاً یک تکلیف طاقت فرسا بداند، به حقیقت آن پی نبرده و اهمتی به آن نمی‌دهد.
‌ نماز مهم‌ترین فریضه از فرایض الهی است، اقامه آن، مایه سعادت و ترک آن، باعث شقاوت می‌باشد.
امام ‌صادق فرمود: «محبوب‌ترین اعمال پیش خداوند نماز است، و آخرین وصیت پیامبران الهی نماز‌است».(6)
حضرت در حدیث دیگري فرمود: «‌تارک الصلاة بهره‌ای از اسلام نبرده است».(7)
اگر انسان به درستی فکر‌ کند که خداوند چرا دستور داده که بندگانش نماز بخوانند، هیچ ‌گاه نماز را ترک نمی‌کند و چنانچه به هر علتی‌نمازش ترک شود، فوراً جبران نموده و قضا می‌کند.
قرآن می‌فرماید: «‌یا ایها الناس انتم الفقراء الی ا‌لله و ا‌لله هو الغنی‌الحمید؛ ‌(8) ای مردم! همگی نیازمند خدایید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش ‌است».
وقتی خدا از عبادت ما سودی نمی‌برد و از طرفی نماز و سایر عبادت‌ها را واجب نموده است‌، معلوم می‌شود این دستور برای خوش بختی و سعادت خود ما است.
هنگامی که از عمق جان درک کردیم که ‌نماز در تأمین خوش بختی و سعادت ما نقش اساسی و تعیین کننده دارد، با عشق و علاقه نماز می‌خوانیم، چرا که‌ نماز محور قبولی سایر اعمال است و در قیامت اولین سؤال از نماز می‌باشد.
امام باقر(ع) فرمود: «‌اولین محاسبه بنده در مورد نماز انجام می‌گیرد، اگر نماز مورد قبول واقع‌شد، بقیه اعمال هم مقبول می‌افتد».(9)
نماز از واجباتی است که خداوند در هیچ حالتی حتی در هنگام بیماری، ‌راضی به ترک آن نیست. تارک نماز بیشترین ظلم را نسبت به خود روا می­دارد و خود را از شفاعت پیامبر ‌محروم می‌کند.
باز حضرت فرمود: "‌هر که نماز را عمداً ترک کند، از پناه خدا و پناه پیغمبرش بیزاری جسته‌است".(10) پس انسانی که معتقد به خدا و قیامت است و می‌داند هر چه از خوب و بد انجام بدهد، نتیجه‌اش به‌خودش باز می‌گردد، عاشقانه به سوی نماز می‌شتابد و آن را در اول وقت می‌خواند.
نبی گرامی اسلام ‌فرمود:"‌فضیلت اول وقت نماز بر آخر وقت، مانند: فضیلت آخرت بر دنیا است".(11)
2. شناخت پیامدهای ترک نماز.
یکی از عوامل و راهکار مهم دوباره نماز خواندن شناخت پیامدهای منفی ترک نماز است. در قرآن بر ترک نماز وعده عذاب داده شده است: " بهشتیان از دوزخیان می‌پرسند: چه چیز شما را به دوزخ کشانید، جهنمیان در پاسخ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم ". (12)
رسول خدا می‌فرماید: "کسی که نماز خود را سبک گیرد و در به جا آوردنش سستی نماید، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می‌کند؛ شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قیامت و هنگامی که از قبر بیرون می‌آید؛ اما شش بلای دنیوی:
1. خداوند برکت را از عمرش کم می‌کند.
2. برکت را از روزی‌اش بر می‌دارد.
3. از صورتش نشانه نیکوکاران را بر می‌دارد.
4. هر کار خیری کند، پذیرفته نمی‌شود و برای آن اجری ندارد.
5. دعایش مستجاب نمی‌شود.
6. از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد" و .... (13)
3. رفع موانع:
ترک نماز مبتنی بر عواملی است که باید از آن ها پرهیز شود. انسان بالفطره گرایش به عبادت دارد. معصیت، دنیاگرایی، ندادن زکات، تکبر، حرام خوردن، آشامیدن شراب، حسد و...، از عوامل و موانع تأثیر گذار در ترک نماز به حساب آمده است.
4. شناخت آثار نماز:
یکی از راه های تداوم نماز، شناخت آثار معنوی، سیاسی و اجتماعی نماز است. اگر انسان با فلسفه وعلل تشریع نماز آشنایی داشته باشد، نماز را ترک نمی‌کند.
5. توبه:
ترک نماز گناهی است که نیاز به گناه زدایی دارد. یکی از عوامل مهم تأثیرگذار گناه زدایی، توبه است.
توبه- که نوعی بازگشت و دگرگونی است- سبب می‌شود که قلب انسان صفا گرفته و بار دیگر معنویت در آن تجلی نموده و از گناه جلوگیری شود.
امام علی(ع) فرمود: " جز این نیست که پشیمانی بر گناه سبب ترک آن می‌شود". (14)
6. استعانت از خداوند:
انجام عبادت، به ویژه نماز خواندن، توفیق عبادت را می‌طلبد. عبادت و ارتباط با خدا، می‌طلبد که از خدا خواسته شود تا او توفیق عبادت دهد. شاید بر همین اساس معصومان (ع) و بزرگان دین از خدا می‌خواستند که به آنان توفیق عبادت عنايت كند.
در دعای حضرت مهدی (عج) آمده است : "اللّهم ارزقنا توفیق الطاعه... ".(15)
که یکی از مصادیق بارز طاعت، عبادت است.
پی‌نوشت‌ها:
1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 29.
2. بحارالانوار، ج 79، ص 235.
3. عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 2، ص 183.
4. فروع کافی، ج 3، ص269.
5. نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص 77 - 78.
6. محمد محمدی‌ری‌شهری، میزان الحکمة، ماده صلاة، شماره 10534.
7. بحارالانوار، ج 79، ص 232.
8. فاطر (35)، آیه 15.
9. وسائل الشیعه، ج 4، ص 34.
10. صادق احسانبخش، آثار الصادقین، ج 1، ص 133، حدیث 15796، ح 2.
11. همان، ص 110، حدیث 15708، ح 2.
12. مدثر (74)، آیات 40 ـ 41.
13. گناهان کبیره، ج 2، ص 187 ـ 188.
14. وسائل الشیعه، ج 11، ص 349.
15. مفاتیح الجنان، دعای حضرت مهدی (عج).