سلام.قصد انتخاب رهبري را بعنوان مرجع خود دارم.ميخواهم از شما کسي که اين راه را رفته راهنماييم کند که چه دلايلي براي اين انتخاب داشته است تا دلايلم تکميل گردد.متشکرم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز!
به فتواي همه مراجع معظم تقليد، يکي از راه هاي پي بردن به صلاحيت فردي براي مرجعيت، تصديق دو نفر اهل خبره است. و صلاحيت مقام معظم رهبري براي مرجعيت را نه تنها دو نفر، بلکه تعداد زيادي از اهل خبره مورد تأييد قرار داده اند.
مقام معظم رهبري در عين انجام کارهاي مربوط به مقام شامخ ولايت و رهبري، درس خارج فقه هم دارند و با آن همه مشغله، درس خارج فقه گفتنشان نشان از هوش سرشارشان دارد.
آقاياني که شبهه مطرح مي کنند، اگر از اشخاص صلاحيتدار هستند، مي توانند جزوه هاي درس خارج معظم له را مطالعه کرده و به عمق اطلاعات ايشان پي ببرند.
مرجعيت آية الله خامنه اي به تأييد بسياري از علما و مدرسان حوزه علميه هم رسيده است. جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم -که از مدرسان زبده و با تقوا تشکيل شده است - مرجعيت ايشان را تأييد کرده اند.
ما نیز درس هاي فقهي ايشان را مطالعه کرده ايم؛ با اين كه پاي درس فقهاي بزرگ حوزه هم رفته ايم ، ايشان را کم تر از بقيه نمي دانیم. اگر از حوزه هاي علميه آگاهي داشته باشيد ، متوجه مي شويد که روال حوزه ها طوري است که نمي شود يک چيز قلابي را به خورد حوزه و جامعه علمي و ديني داد، به طوري که کسي متوجه نشود و يا اعتراض نكند؛ بنابراين به وسوسه ها توجه نکنيد . از افراد مغرضي که شبهه پراکني مي کنند، دوري کنيد . در ذيل مرقومه حضرت امام خميني (ره) را که اشاراتي به بعد علمي آية الله خامنه اي دارد ،مطالعه بفرماييد :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
جناب حجة الاسلام آقاى خامنهاى، رئيس محترم جمهورى اسلامى دامت افاضاته!
مرقوم شريف جناب عالى واصل و موجب خرسندى گرديد. اين جانب كه از سال هاى قبل از انقلاب با جناب عالى ارتباط نزديك داشتهام و همان ارتباط بحمد اللَّه تعالى تاكنون باقى است، جناب عالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبدارى مىكنيد، مىدانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد، روشنى مىدهيد.
مع الأسف جمهورى اسلامى و سران محترم آن به جرم اسلام خواهى و بسط عدالت اسلامى در جهان مورد تاخت و تاز تبليغاتى جهانخواران شدهاند و مثلًا اگر بگويند آفتاب روشن است، فردا تبليغات جهانى به شرح و تفصيل و توجيه و تحليل پرداخته و جمهورى اسلامى و ياران آن را به طورى محكوم مىكنند و چون آشنا به فقه اسلامى و به ملت فداكار اسلام و ايمان راسخ آنان نيستند، بسيارى از اوقات، تبليغات آنان به نفع جمهورى اسلامى تمام مىشود.
و البته ما متوقع نيستيم كه با قيامى كه بر پايه اسلام عزيز نموديم و «نه» به شرق و غرب و عمال آنان گفتهايم، آنان به ما و شماها و به ملت عزيز جان بر كف ما بارك اللَّه بگويند. و خوشبختانه اخيراً در همين موضوع حدود ولايت فقيه نويسندگان و گويندگان متعهد و آگاه به مسائل اسلامى، مسئله را در مجالس و روزنامهها تا آنجا كه ديدم مورد بحث قرار داده كه من از تمامى آنان تشكر مىكنم و اميد است ائمه محترم جمعه و بويژه امثال جناب عالى كه در بيان مسائل دست توانا داريد، مسئله را تعقيب و در خطبههاى نماز جمعه اذهان ناآگاهان را روشن و زبان دشمنان اسلام را قطع فرماييد.
و جناب عالى و ملت بزرگوار خواهند ديد كه در اطراف همين نامه چه شيطنت ها و تحليل ها در رسانههاى گروهى مخالفين اسلام و همدستان آنان خواهد صورت گرفت. در خاتمه سلامت و سعادت جناب عالى را از خداوند خواستار و اميد است امثال جناب عالى در مقاصد عاليه خود پيروز و سربلند گرديد. و السلام عليكم و رحمة اللَّه.
21 دى ماه 66
روح اللَّه الموسوي الخمينى ، صحيفه امام، ج20، ص 457.






