سلام و عرض تسلیت. در مورد فرماسونری در جامعه بحثهای جالبی میشود، در مورد نمادگرایی های این افراد که برخی معتقدند این نمادها مربوط به شیطان پرستی هستند، تلاش برای نظم نوین (سکولار) جهانی و بر قراری حکومتی بدون دین و داشتن اندیشه های صهیونیستی و جنبشی که در اصل همان دجال است، زیرا آنها نماد تک چشم چپ را که در بالای پیشانی است را دارند و...

در مقابل گروهی هم این بحثها را توهم توطئه میدانند و میگویند که یک اندیشه است که سعی دارد بگوید همواره بر علیه ما توطئه می شود. مثلاً در مورد نمادگرایی میگویند نمادگرایی در ادیان نیز هست، مثل صلیب در مسیحیت، گنبد و گلدسته در اسلام و میگویند آیا اینکه مسلمانها همه رو به کعبه نماز میخوانند یا اینکه وقتی به هم میرسند میگویند «سلام» به معنای یک توطئه است؟ یا در مورد نماد تک چشم(که برخی آنرا همان چشم دجال میدانند) میگویند در روایات اسلامی آمده است که آن دجال چشم راست ندارد و چشم چپ در میان پیشانی است، این چشم که نماد ماسونها هست، الزاماً چشم چپ نیست و در عین حال وجود این چشم به معنای نبودن چشم راست نیست و در ضمن این چشم در میان پیشانی کسی نیست! و در کل معتقدند فرماسونری یک اندیشه عرفانی مثل صوفی گری ولی با ساختاری دیگر است، با ساختاری متفاوت و دارای باورهای پلورالیستی و آزاداندیشانه. و میگویند این تهمتها را بنیادگراها به فرماسونری میزنند، همانطور که گروهی هم بر علیه اسلام، چنین توهم توطئه ای را دارند و آنرا یک توطئه جهانی میدانند.

با این تفاصیل، به نظر شما، نظر کدام گروه در مورد فرماسونری درست میگویند؟ و فرماسونری یک تهدید برای جهان هست یا خیر؟

پرسشگرگرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
از آن رو كه اين تشكيلات آيين خاصي دارد كه شامل مقرراتي مي‌شود كه انجمن هاي محلي موسوم به لژ (loge) يا لاج به وسيله آن‌ها با يكديگر ارتباط حاصل مي كنند و خيلي سرّي است، به جهت سرّي بودن و راز داري و حفظ اسرار آن توسط اعضا، از آن به فراموش خانه ياد كرده اند.
آنان براي حفظ اسرار مقررات شديدي وضع كردند كه از جمله در نظر گرفتن حكم اعدام براي فاش كننده‌ اسرار است.
تشكيلات مخفي فراماسونري گسترده ترين و جهانگيرترين انجمن هاي پنهاني است كه با پيشرفت امپراطوري بريتانيا در جهان گسترش يافت. به گفته برخي از صاحب نظران حدود شش ميليون نفر عضو اين شبكه هستند.
فعاليت هاي اين تشكيلات گاهي براي واژگون ساختن يك حكومت است، گاهي براي مسلط ساختن نظريات خاصي در يك جامعه ؛ گاهي براي ايجاد شكاف و پاشيدن بذر اختلاف در صفوف مردم . اين شبكه كوشش دارد افراد خود را در هر نقطه از دنيا ياري رساند تا آنان در منصب هاي حساس كشورها گمارده شوند . از اين راه به بهترين وجه به خواسته هاي استعماري خويش نايل گردند.
در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم شعبه هاي دستگاه فراماسونري در كشورهاي خاورميانه مانند تركيه، مصر و ايران بر پا شدند. اين‌ها در اين كشورها به وسيله اي براي پيشبرد سياست هاي استعماري اروپايي به ويژه استعمار انگلستان مبدل شدند.
بنا بر اين هيچ گونه بعدي وجود ندارد كه كه اكنون نيز به فعاليت هاي زير زميني حتي در ايران به شكل هاي گوناگون مشغول باشند. اين كه آيا اكنون فراماسونري را به عنوان تهديدي براي جهان بايد به حساب آورد يا نه امري است كه اظهار نظر قطعي در اين باره در گرو تحقيقات گسترده امنيتي مي باشد كه از توان اين مركز خارج مي باشد.